انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 893 100 1

بررسی کلمه agronomy

اسم ( noun )
حالات: agronomies
مشتقات: agronomic (adj.), agronomical (adj.), agronomist (n.)
• : تعریف: the study and application of scientific methods of soil management and field crop production; scientific agriculture.
مشابه: agriculture

واژه agronomy در جمله های نمونه

1. But where to find the best professional agronomy advice?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما در کجا باید بهترین مشاوره تخصصی را پیدا کرد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما کجا بهترین مشاوره کشاورزی حرفه ای را پیدا کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. After studying agronomy in Paris he took up a career in radio journalism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از تحصیل agronomy در پاریس، حرفه خبرنگاری در رادیو را آغاز کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از مطالعه زراعت در پاریس، او در یک کار حرفه ای در روزنامه نگاری رادیو فعالیت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. As ever, we cover the latest agronomy advice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مثل همیشه آخرین نصیحت agronomy رو مخفی می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تا کنون، ما آخرین توصیه های زراعت را پوشش می دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Now he heads the agronomy department.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] حالا اون رئیس بخش \"agronomy\" - ه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حالا او اداره زراعت را هدایت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Traditional Chinese Agronomy is based on Chinese classical philosophy and interprets agricultural phenomena from original macrocosm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرهنگ سنتی چینی سنتی بر پایه فلسفه کلاسیک چین است و پدیده‌های کشاورزی را از macrocosm اصلی تفسیر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Agronomy چینی سنتی بر اساس فلسفه کلاسیک چینی است و پدیده های کشاورزی را از اصل ماکروسیم تفسیر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The science of agronomy helps farmers obtain larger and better crops .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علم of به کشاورزان کمک می‌کند تا محصولات بزرگ‌تر و بهتری بدست آورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علم زراعت کمک می کند کشاورزان محصولات بزرگتر و بهتر را به دست آورند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. We provide services in agronomy, agricultural economics, statistical quality control, analytical systems, and food safety and manufacturing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما خدماتی را در agronomy، اقتصاد کشاورزی، کنترل کیفیت آماری، سیستم‌های تحلیلی، و امنیت غذایی و تولید فراهم می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما خدمات را در زمینه کشاورزی، اقتصاد کشاورزی، کنترل کیفیت آماری، سیستم های تحلیلی و ایمنی و تولید مواد غذایی ارائه می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Agronomy A branch of agriculture dealing with soil management and crop production.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Agronomy شاخه‌ای از کشاورزی است که با مدیریت خاک و تولید محصول سروکار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زراعت زراعت شاخه ای از کشاورزی که با مدیریت خاک و تولید محصولات کشاورزی برخورد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The issue of agricultural machinery serves the agronomy (or strictly meet the unchangeable agronomical requirements) or the contrary is a longstanding controversial one in China.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مساله ماشین‌آلات کشاورزی به agronomy (یا مطابق با الزامات غیرقابل‌تغییر)عمل می‌کند یا بر عکس یک بحث‌برانگیز طولانی‌مدت و بحث‌برانگیز در چین است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسئله ماشین آلات کشاورزی به زراعت می پردازد (یا به شدت به نیازهای زراعی غیر قابل تغییر می رسد) یا بر خلاف یک بحث متداول در چین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Using methods of experiment and demonstration, the agronomy techniques for rainwater irrigation are studied.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با استفاده از روش‌های آزمایش و نمایش، تکنیک‌های agronomy برای آبیاری آب باران مورد مطالعه قرار گرفته‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با استفاده از روش های آزمایشی و تظاهرات، روش های زراعی برای آبیاری باران مورد مطالعه قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The new models include agronomy trait models, seed quality models, animal models with sex-linked effects, and models for QTL mapping.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدل‌های جدید شامل مدل‌های ویژگی agronomy، مدل‌های کیفیت بذر، مدل‌های حیوانی با اثرات مربوط به رابطه جنسی و مدل‌هایی برای نگاشت QTL می‌باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدل های جدید شامل مدل های ویژگی زراعتی، مدل های کیفیت بذر، مدل های حیوانی با اثرات مرتبط با جنس و مدل های نقشه برداری QTL می باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Heavy agronomy clique and Si Mi order of believe in nature.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسته agronomy Heavy و Si ام می برای باور کردن به طبیعت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلاسیک های زراعی سنگین و نظم Si Mi به طبیعت اعتقاد دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He graduated in 1951 with a bachelor's degree in horticulture and a minor in agronomy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در سال ۱۹۵۱ با مدرک لیسانس در رشته باغبانی و یک رشته فرعی در agronomy فارغ‌التحصیل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در سال 1951 با مدرک لیسانس در باغبانی و یک مؤسسه زراعتی فارغ التحصیل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It is the extension workers who are charged with transferring the Institute's agronomy on to the farmers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دسته از کارکنانی است که به انتقال the موسسه به کشاورزان متهم شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کارگران فرعی هستند که متهم به انتقال زراعت انسانی به کشاورزان هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف agronomy

کشاورزی (اسم)
agriculture , agronomy , tillage , husbandry , arboretum
برزشناسی (اسم)
agronomy

معنی agronomy در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] کشاورزی علمی آن شاخه از کشاورزی که به کشت علمی محصولات بستگی دارد که مسایلی همچون بازدهی، کنترل امراض ، توسعه انواع بخصوص محصولات و غیره و همچنین حفظ و عمران خاک، حاصلخیزی و غیره را در برمی گیرد
[خاک شناسی] زراعت
[آب و خاک] زراعت

معنی کلمه agronomy به انگلیسی

agronomy
• branch of agriculture dealing with agricultural production and soil management

agronomy را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی agronomy

ebitaheri@gmail.com ١٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
خاک‌وَرزی
|

پیشنهاد شما درباره معنی agronomy



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی agronomy
کلمه : agronomy
املای فارسی : اگرنمی
اشتباه تایپی : شلقخدخئغ
عکس agronomy : در گوگل


آیا معنی agronomy مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )