انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 987 100 1

antagonist

تلفظ antagonist
تلفظ antagonist به آمریکایی/ænˈtæɡənəst/ تلفظ antagonist به انگلیسی/ænˈtæɡənɪst/

معنی: دشمن، مخالف، رقیب، خصم، عدو، هم اورد، ضد
معانی دیگر: هم ستیز، پادستیز، حریف، پادکوش

بررسی کلمه antagonist

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person who contends or fights with another; enemy, competitor, or adversary.
مترادف: adversary, foe, opponent
متضاد: ally, supporter
مشابه: archenemy, competition, competitor, disputant, enemy, heavy, opposition, rival

- Police officers learn to defend themselves against armed antagonists.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] افسران پلیس نحوه دفاع از خود در برابر آنتاگونیست های مسلح را می‌آموزند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] افسران پلیس می آموزند از خود در مقابل مخالفان مسلح دفاع کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: in literature, the hero's enemy.
مترادف: villain
مشابه: archenemy, enemy, heavy, rival

(3) تعریف: one muscle that causes movement in the opposite direction from that caused by another.
مشابه: complement, counterpart, opposite

واژه antagonist در جمله های نمونه

1. afrasiab was rustam's antagonist
ترجمه افراسیاب هماورد رستم بود.

2. He hit upon a plan to defeat his antagonist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نقشه‌ای افتاد که حریف خود را شکست دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بر روی یک برنامه برای شکست دادن آنتاگونیست خود ضربه زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He serves as the main antagonist of the film.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به عنوان مخالف اصلی فیلم عمل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان نزاع اصلی فیلم کار می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. His antagonist in the debate was quicker than he.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رقیب او در مباحثه با او سریع‌تر از او بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مبارز او در این بحث سریعتر از او بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Spassky had never previously lost to his antagonist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان](اسپاسکی)هرگز قبلا به حریف خود باخته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسپاسکی هرگز به دفاع از خود دست نیافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. If your regular antagonist has a Chaos army and favours daemons then a Daemonslayer will do the business very nicely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر حریف your ارتش هرج و مرج داشته باشد و از شیطان حمایت کند، آن وقت یک Daemonslayer کار را به خوبی انجام خواهد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر آنتاگونیست به طور منظم یک ارتش هرج و مرج داشته باشد و به دمیمون ها کمک کند، Daemonslayer این کار را بسیار خوب انجام خواهد داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Combination of a histamine H 2 receptor antagonist with a prokinetic agent may therefore provide an alternative treatment for reflux oesophagitis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین ترکیب یک آنتی receptor histamine با یک عامل prokinetic ممکن است یک درمان جایگزین برای reflux oesophagitis فراهم کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین ترکیب آنتاگونیست گیرنده هیستامین H2 با یک عامل پروکینتیک ممکن است به این ترتیب یک درمان جایگزین برای استئوفیزیون رفلاکس را ارائه دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He seems in retrospect the Mahatma's fated antagonist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که او با نگاهی به رقیب بداقبال خود به گذشته نگاه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به نظر می رسد در گذشته نگاه متجاوز مهاتما است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The possible therapeutic effect of a specific receptor antagonist in inflammatory bowel disease remains to be evaluated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اثر درمانی ممکن یک آنتی گیرنده خاص در بیماری روده ملتهب باید مورد ارزیابی قرار گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اثر درمان ممکن است یک آنتاگونیست گیرنده خاص در بیماری التهابی روده باقی بماند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Mineralocorticoid receptor antagonist: An MRA can provide significant antihypertensive benefit when added to existing multi - drug regimens.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رقیب گیرنده mineralocorticoid: یک MRA می‌تواند مزایای قابل‌توجهی در زمان اضافه شدن به رژیم چند دارویی موجود فراهم کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنتاگونیست گیرنده مینرالکورتیکوئید: یک MRA می تواند در زمان اضافه شدن به رژیم های چند دارویی موجود، مزایای ضد فشار خون را به اثبات برساند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Montelukast, A Selective Cysteinyl Leukotriene Receptor 1 Antagonist, Reduces Cerulein-Induced Pancreatic Injury in Rats.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Montelukast، یک cysteinyl انتخابی انتخابی ۱ Antagonist، آسیب Pancreatic Cerulein - Induced را کاهش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Montelukast، Antagonist selective Cysteinyl leukotriene receptor 1، آسیب پانکراس ناشی از Cerulein را کاهش می دهد در موش صحرایی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Now the antagonist whom we are all Huan cloud to believe in, the affair in quondam doesn't ambition at elevator.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حال کسی که همه چیز را باور می‌کند، کسی که همه چیز را باور می‌کند این است که در آسانسور به هیچ وجه جاه‌طلبی ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر آنتاگونیستی که همه ما آن را هوان ابر به اعتماد در، امور در Quondam در آسانسور بلند پروازانه نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The onset latencies of the antagonist trunk muscles relative to the deltoid muscle were analyzed to determine the effects of group, target height and load.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هجوم ماهیچه‌های تنه مخالف نسبت به ماهیچه deltoid برای تعیین اثرات گروه، ارتفاع هدف و بار مورد تحلیل قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاخیر در شروع عضلات تنه ی آنتاگونیست نسبت به عضله دلتوئیدی برای تعیین اثرات گروه، ارتفاع هدف و بار مورد بررسی قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Curcuma Longa probably include the excitant or antagonist of gastrin receptor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شهر احتمالا شامل the یا مخالف گیرنده gastrin است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احتمالا Curcuma Longa شامل تحریک کننده یا آنتاگونیست گیرنده گاسترین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف antagonist

دشمن (اسم)
adversary , enemy , hostile , foe , antagonist , foeman
مخالف (اسم)
alien , dissident , nonconformist , opponent , adversary , foe , antagonist , anti , dissenter , dissentient , opposer
رقیب (اسم)
adversary , antagonist , rival , competitor , corrival
خصم (اسم)
opponent , adversary , enemy , foe , antagonist , foeman
عدو (اسم)
opponent , adversary , enemy , hostile , foe , antagonist , oppositionist , assailant , contestant , gutfighter
هم اورد (اسم)
supplement , adversary , antagonist , competitor , corrival
ضد (اسم)
opponent , adversary , hostile , foe , antagonist , opposite , contrast

معنی antagonist در دیکشنری تخصصی

[سینما] مخالف - شخص بازی مخالف - ضد قهرمان

معنی کلمه antagonist به انگلیسی

antagonist
• adversary, opponent; one who opposes; (pharmacology, medicine) drug or substance that acts against or annuls the effect of another substance
• your antagonist is your opponent or enemy.

antagonist را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی antagonist

ebitaheri@gmail.com ١١:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٧
پادکُنِشگر
|

پیشنهاد شما درباره معنی antagonist



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی antagonist
کلمه : antagonist
املای فارسی : انتاگونیست
اشتباه تایپی : شدفشلخدهسف
عکس antagonist : در گوگل


آیا معنی antagonist مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )