انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 896 100 1

بررسی کلمه any

صفت ( adjective )
(1) تعریف: some or one, without further specification.
مشابه: all

- a choice of any six
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] حق انتخاب ۶ نفر رو داشته باشم …
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] انتخاب هر شش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: one or another; each and every.
مشابه: all

- Any child can learn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هر کودکی می‌تواند یاد بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] هر کودک می تواند یاد بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: whatever or all, without restriction.
مشابه: all

- They will win at any cost.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها به هر قیمتی پیروز خواهند شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها هر هزینه را برنده خواهند شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: even a very small amount of (used after a negative).

- I don't want any trouble.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من هیچ دردسری نمی‌خواهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من هیچ مشکلی نمیخواهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
ضمیر ( pronoun )
(1) تعریف: an unspecified person or persons; anybody.
مشابه: all

- She was kinder than any.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او مهربان‌تر از هر کس دیگری بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او عزیزتر از هر کسی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a thing, things, or an amount of something implied.

- There isn't any on the shelf.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تو قفسه کتاب نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] هیچ قفسه ای وجود ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- There aren't any to be found anywhere.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هیچ جایی پیدا نمی‌شه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] هیچ جایی وجود ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
قید ( adverb )
• : تعریف: to a degree or extent.

- Is he any worse than she?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] حالش بدتر از اونه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آیا او بدتر از او است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه any در جمله های نمونه

1. any allusion to her age offends her
ترجمه هرگونه کنایه درباره‌ی سنش او را می‌رنجاند.

2. any evasion of responsibility will lead to expulsion
ترجمه هرگونه گریز از مسئولیت موجب اخراج خواهد شد.

3. any extraneous light in the camera will ruin the film
ترجمه هرگونه نور برونی در دوربین موجب خراب شدن فیلم خواهد شد.

4. any imaginable situation
ترجمه هر وضعیتی که بتوان آن‌راتصور کرد

5. any immovable object such as a stone
ترجمه هرچیز بی‌تحرک مثل یک سنگ

6. any insult to the constitution of a patient suffering from tuberculosis
ترجمه هر گونه افگار به بنیه‌ی بیمار مبتلا به سل

7. any mention of sexual matters embarrassed him tremendously
ترجمه هر گونه اشاره به امور جنسی او را سخت شرمگین می‌کرد.

8. any merchant needs capital
ترجمه هر بازرگانی نیاز به سرمایه دارد.

9. any more news?
ترجمه دیگر چه خبر؟

10. any one of them
ترجمه هر یک از آنها

11. any person
ترجمه هرکس

12. any student may answer
ترجمه هر شاگردی می‌تواند جواب بدهد.

13. any student you want, say cyrus
ترجمه هر دانشجویی را که بخواهی،مثلا سیروس

14. any teacher worth his salt knows that
ترجمه هر معلم واقعی آن (چیز) را می‌داند.

15. any terrorist act will meet our armed response
ترجمه هر گونه اقدام تروریستی با واکنش مسلحانه‌ی ما روبرو خواهد شد.

16. any time you want
ترجمه هرگاه که تو بخواهی

17. any violent crossing of the border will be tantamount to a declaration of war
ترجمه هرگونه عبور خشونت آمیز از مرز به منزله‌ی اعلان جنگ خواهد بود.

18. any day now
ترجمه به زودی،همین روزها

19. any more
ترجمه بیش از این،بیشتر

20. any old how
ترجمه (عامیانه) با بی دقتی،با شورتی‌گری،باری به هر جهت

21. any port in a storm
ترجمه غریق به هر کاهی آویزان می‌شود،در توفان هر بندری غنیمت است

22. any port in a storm
ترجمه هر وسیله‌ی فرار از خطر (ولو اینکه ناخوشایند باشد)

23. almost any poem matched with his seems inferior
ترجمه در مقایسه با شعر او تقریبا هر شعری پست می‌نماید.

24. if any man shall hear, let him remember
ترجمه اگر کسی بشنود باید به خاطر بسپارد.

25. in any case,he is my brother
ترجمه هرچه باشد او برادر من است.

26. pick any one of the neckties you like
ترجمه هر یک از کراوات‌ها را که دوست داری انتخاب کن.

27. take any book you like
ترجمه هر کتابی را که دلت می‌خواهد بردار.

28. take any number from one to ten
ترجمه هر شماره‌ای را که می‌خواهی از یک تا ده انتخاب کن.

29. take any one of the apples you want
ترجمه هرکدام از سیب‌ها را که می‌خواهی بردار.

30. without any assist from her brother
ترجمه بدون هرگونه کمک از برادرش

31. without any hindrance
ترجمه بدون هیچگونه بازداری

32. without any purpose, immediate or ulterior
ترجمه بدون هیچ هدف فعلی یا بعدی

33. at any cost
ترجمه به هر قیمتی که شده (در جمله‌های منفی)

34. at any moment
ترجمه در هر آن،هر دم،در هر لحظه

35. at any price
ترجمه 1- به هر قیمت 2- هر طور که شده

36. at any rate
ترجمه 1- در هر صورت،در هر حال،هر طوری که شده 2- لااقل،دست کم

37. barring any unforeseen events
ترجمه اگر اتفاقات غیر مترقبه پیش نیاید

38. by any chance
ترجمه تصادفا،اتفاقا

39. by any manner of means
ترجمه 1- اصلا،به هیچ وجه 2- به هر صورت،به هر طریق

40. by any means
ترجمه از هر راهی،به هر طریق،هر طور که شده

41. in any case
ترجمه به هر حال،در هرحال،به هر صورت

42. in any case
ترجمه به هرحال،در هر صورت،هرچه که باشد

43. in any event (at all events)
ترجمه در هر صورت،علی‌رغم آنچه که روی بدهد،در هر حال

44. in any shape (or in any shape or form)
ترجمه به هر شکل،اصلا،به هیچ وجه

45. avoid giving any information
ترجمه از دادن هر گونه اطلاعات خودداری کنید.

46. don't read any more; rest your eyes!
ترجمه دیگر نخوان‌; به چشمانت استراحت بده‌!

47. free from any responsibility and obligation
ترجمه بدون هیچگونه مسئولیت و تعهد

48. he disavowed any knowledge of the conspiracy
ترجمه او هرگونه اطلاع درباره‌ی توطئه را انکار کرد.

49. he elided any reference to the charges against himself
ترجمه او هر گونه اشاره به اتهامات نسبت به خودش را از قلم انداخت.

50. is there any effective treatment for this disease?
ترجمه آیا برای این بیماری علاج موثری وجود دارد؟

51. is there any hope that she will live?
ترجمه آیا امیدی به زنده ماندن او هست‌؟

52. is there any necessity for new elections?
ترجمه آیا انتخابات جدید ضرورت دارد؟

53. is there any possibility that i will see you tomorrow?
ترجمه امکان دارد که فردا شما را ببینم‌؟

54. is there any seconds, mam?
ترجمه یک کمی دیگه هم می‌خوام،خانم.

55. is there any way to humanize war?
ترجمه آیا راهی برای جوانمردانه کردن جنگ وجود دارد؟

56. lost without any hope of retrieval
ترجمه گمشده بدون امید بازیابی

57. rasp off any rough spots
ترجمه ناصافی‌ها را سوهان بزن.

58. she disclaimed any knowledge of the contents of the letter
ترجمه او منکر هر گونه اطلاع از محتویات نامه شد.

59. they dread any kind of change
ترجمه آنان از هر گونه تغییر هراس دارند.

60. to satisfy any doubts, he went to them unarmed
ترجمه برای برطرف کردن هر گونه شک و تردید،او بدون اسلحه نزد آنها رفت.

61. victory at any cost
ترجمه پیروزی به هر قیمت

62. victory at any price
ترجمه پیروزی به هر قیمت

63. war belied any hope for reconciliation
ترجمه جنگ هرگونه امید برای آشتی را از بین برد.

64. we took any means we could think of
ترجمه به هر وسیله‌ای که به فکرمان رسید متوصل شدیم.

65. go to any length
ترجمه به هر قیمتی که شده کاری را انجام دادن،از هر اقدامی فرو گذار نکردن

66. not just any
ترجمه نه همه کس

67. an engine without any flaw
ترجمه موتوری بدون هیچگونه عیب

68. an experience unlike any other
ترجمه تجربه‌ای بی‌شباهت به هر تجربه‌ی دیگر

69. do it by any means
ترجمه هرجوری که شده این کار را بکن.

70. do not take any brindle for a spot . . .
ترجمه هرپیسه گمان مبر که خالیست . . .

مترادف any

هر (صفت)
every , any , each
هیچگونه (صفت)
any , whatsoever
هیچ (ضمير)
any , none , nothing
کدام (ضمير)
any , which , what
چه (ضمير)
any , what , whether
هیچ نوع (ضمير)
any
از نوع (ضمير)
any
چقدر (ضمير)
any , what
چه نوع (ضمير)
any , what

معنی عبارات مرتبط با any به فارسی

کسی حاضره کسی داوطلب هست
به زودی، همین روزها
چیزی، بیشتر، رجوع شود به: anymore، رجوع شود به: anymore چیزی، بیشتر do you have any more to say? حرف دیگری دارید؟ do you want any more tea? باز هم چای میخواهی؟ any more news? دیگر چه خبر؟
بیش از این، بیشتر، (عامیانه) با بی دقتی، با شورتی گری، باری به هر جهت
هر چه باشد
(عامیانه) با بی دقتی، با شورتی گری، باری به هر جهت، هر یک، هر عدد، هر کدام، هرکس، همه کس، هیچکس
هر یک، هر عدد، هر کدام، غریق به هر کاهی آویزان می شود، در توفان هر بندری غنیمت است، هر وسیله ی فرار از خطر (ولو اینکه ناخوشایند باشد)
درهرحال
اگر باشد، اگر داشته باشد
نه همه کس

معنی کلمه any به انگلیسی

any
• some, a, an; every; whatever
• to some extent; at all
• anyone, someone
• you use any in negative statements, for example with `not' or `never', to mean none of a particular thing.
• you use any in questions and conditional clauses to ask if there is some of a particular thing or to suggest that there might be.
• you use any in positive statements when you are referring to something or someone without saying exactly what, who, or which kind you mean.
• you can also use any to emphasize a comparative adjective or adverb in a negative statement.
any at all
• whatever, anything
any longer
• any more time, anymore, for more time (e.g., "i can't wait any longer, i must go to work")
any more
• more, any longer
any old thing
• anything, whatever
any old way
• not in a particular way; carelessly
any road
• (british slang) at any rate, in any event; in any way, anyhow
any time
• no problem, you're welcome; whenever

any را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی any

na ٠٥:٥٢ - ١٣٩٦/٠٩/٠٥
یکم کمی
|

Asma ١٦:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/٠٨
هر
|

Nima ١٧:٤٤ - ١٣٩٧/١١/١٥
هر. هیچ
|

یزدان بداغی ٢٣:٢٤ - ١٣٩٨/٠١/٠٣
هیچگونه
|

ebitaheri@gmail.com ٢١:٢٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٤
[در جمله منفی و پرسشی]

هیچ چیز ، هیچی
|

پیشنهاد شما درباره معنی any



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

A... > were
رضا خرم > relies
مریم > مریم
مهرسا > claim
Karim > ژینوس
علی سهام > biomolecular
فاطمه شعبانی > چیکال
فافا > رونا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی any
کلمه : any
املای فارسی : آنی
اشتباه تایپی : شدغ
عکس any : در گوگل


آیا معنی any مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )