انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 901 100 1

بررسی کلمه arid

صفت ( adjective )
مشتقات: aridly (adv.), aridity (n.), aridness (n.)
(1) تعریف: extremely dry or parched, esp. as land which has received little or no rainfall.
مترادف: dry, parched, thirsty
متضاد: wet
مشابه: dehydrated, desert, desiccated, sere, torrid, waterless, withered

- Survival is a challenge in the arid desert.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بقا یک چالش در صحرای لم‌یزرع است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] زنده ماندن یک چالش در بیابان خشک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: lacking imagination or feeling; uninteresting.
مترادف: barren, bland, dull, insipid, jejune, sterile, unimaginative, uninteresting, vapid
متضاد: vibrant
مشابه: boring, dry, flat, humdrum, lifeless, matter-of-fact, monotonous, prosaic, prosy, tedious

- The book's topic was of interest, but the writer's arid prose put her to sleep.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] موضوع کتاب مورد علاقه بود، اما نثر خشک نویسنده او را به خواب برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] موضوع کتاب علاقه مند بود، اما داستان نادرست نویسنده او را به خواب برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه arid در جمله های نمونه

1. arid land
ترجمه زمین خشک

2. the arid desert climate had dwarfed the trees
ترجمه آب و هوای خشک صحرا رشد درختان را مختل کرده است.

3. his speech was long and arid
ترجمه نطق او طولانی و بی‌روح بود.

4. much of central iran is arid
ترجمه خیلی از نواحی مرکز ایران کم‌باران هستند.

5. Water from the Great Lakes is pumped to arid regions .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آب از دریاچه‌های بزرگ به مناطق خشک پمپ می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب از دریاچه های بزرگ به مناطق خشک پمپ می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The desert is so arid that nothing can grow there.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صحرا خیلی خشک است که هیچ چیز نمی‌تواند در آنجا رشد کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صحرا خیلی خشک است که هیچ چیز نمی تواند در آنجا رشد کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He began to season the arid climate in the Middle East.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او شروع به فصل کردن آب و هوای خشک در خاور میانه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شروع به فصل آب و هوای خشک در خاورمیانه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. After several arid years, the company has started to become successful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از چندین سال بایر، این شرکت شروع به موفق شدن کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از چند سال خشک، این شرکت شروع به موفقیت کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The pioneers hoped to transform the arid outback into a workable landscape.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The امیدوارند که این outback بایر را به یک منظره کار ساز تبدیل کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشگامان امیدوار بودند که بیلیون خشک را به یک چشم انداز کارآمد تبدیل کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. We had to cross a large area of arid, featureless desert.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجبور بودیم از یک منطقه بزرگ خشک و بی‌آب و علف عبور کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما مجبور شدیم از یک منطقه وسیعی از بیابان خشک و بیابانی عبور کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. These trees will shield off arid winds and protect the fields.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این درختان از باده‌ای خشک محافظت می‌کنند و از مزارع محافظت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این درخت ها از باد های خشک محافظت می کند و از زمین ها محافظت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Nothing grows in these arid regions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ چیز در این مناطق خشک رشد نمی‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ چیز در این مناطق خشک رشد نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She had given him the only joy his arid life had ever known.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او تنها لذتی را که زندگی خشک او تا به حال شناخته بود به او داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تنها شادی را برای او به ارمغان آورده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I found his writing extremely arid.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوشته‌های او را بسیار خشک و خشک یافته بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نوشتم بسیار ناراحت شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Nothing grows in these arid conditions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ چیز در این شرایط خشک رشد نمی‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ چیز در این شرایط خشک رشد نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The surface of the moon is arid and lifeless.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سطح ماه خشک و بی‌روح است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سطح ماه خشک و بی روح است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The movement born as an alternative to the arid materialism of consumer culture is here hawked and promoted like any commercial venture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این جنبش به عنوان جایگزینی برای مادی‌گرایی خشک فرهنگ مصرف‌کننده در اینجا عرضه می‌شود و مانند هر کسب‌وکار تجاری تبلیغ می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنبش به عنوان یک جایگزین برای مادی گرایی فرهنگ مصرف کننده متولد شده است و به عنوان هر گونه تجارتی تبلیغ شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف arid

خشک (صفت)
barren , abstract , dry , arid , withered , waterless , hollow , sere , thirsty , droughty , jejune , severe , sec , brut , husky
بی روح (صفت)
tame , inconscient , arid , meek , apathetic , apathetical , dead , soulless , spiritless , prosaic , pedestrian , vapid , inert , exanimate
بایر (صفت)
sterile , arid , incult
بی لطافت (صفت)
arid , awkward , jejune
بی مزه (صفت)
tame , arid , colorless , flaggy , flat , jejune , tasteless , insipid , unsavory , vapid , trivial , banal , wintry , wishy-washy , platitudinous , sapless , truistic

معنی arid در دیکشنری تخصصی

arid
[عمران و معماری] خشک - کماب - بایر
[زمین شناسی] خشک، کم آب منطقه ای که دارای کمبود بارندگی است و معمولا به آب و هوا یا به ناحیه ای اطلاق می شود که متوسط سالیانه باران آن کمتر از 250 میلیمتر باشد
[خاک شناسی] خشک
[آب و خاک] خشک، کم آب
[آب و خاک] اقلیم خشک
[زمین شناسی] دوره خشک چرخه فرسایش در یک ناحیه خشک.مقایسه شود با: دوره نرمال(normal cycle)
[عمران و معماری] فرسایش مناطق خشک - فرسایش مناطق کماب
[زمین شناسی] فرسایش منا طق خشک ، فرسایشمناطق کماب
[آب و خاک] فرسایش مناطق خشک
[آب و خاک] چشم انداز خشک
[آب و خاک] منطقه خشک
[آب و خاک] مناطق خشک
[زمین شناسی] خاک خشک
[آب و خاک] منطقه خشک
[آب و خاک] نیمه خشک

معنی کلمه arid به انگلیسی

arid
• dry, parched
• land that is arid is so dry that very few plants can grow on it.
arid land
• parched land, land too dry for agriculture
arid plain
• flat area of land which receives little rainfall
arid zone
• dry area, region with a very dry climate

arid را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی arid

مهدی رحیمی ١٢:٣٥ - ١٣٩٧/٠٥/٠١
نازایی و خشکی و بی‌روح و هر چیزی که تولید ندارد زمین خشک و روح بی‌علاقه به زندگی ... از واژه لاتینی گرفته شده به معنای خشک بودن یا شدن ... من خشک و بی حال ام به عبارتی من روی اتشم یا من می سوزم
|

دکتر سبحان اسماعیلی ١٥:٠٧ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
خشک
|

ebitaheri@gmail.com ١٦:٥٧ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
[میوه]

گس
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٢:١٠ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
سترون، عقيم
|

پیشنهاد شما درباره معنی arid



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی arid
کلمه : arid
املای فارسی : آرید
اشتباه تایپی : شقهی
عکس arid : در گوگل


آیا معنی arid مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )