برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1217 100 1

around the clock


بیست و چهار ساعته، در تمام ساعات، شب و روز، رجوع شود به: round the clock

بررسی کلمه around the clock

عبارت ( phrase )
• : تعریف: through all twenty-four hours; without stopping; tirelessly.
مترادف: night and day, nonstop
مشابه: constantly

- She sat by his bedside around the clock.
[ترجمه ترگمان] نزدیک ساعت کنار تختش نشست
[ترجمه گوگل] او کنار تختخوابش نشسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه around the clock در جمله های نمونه

1. Music pounds from the television around the clock.
[ترجمه ترگمان]صدای موسیقی از تلویزیون به گوش رسید
[ترجمه گوگل]موسیقی پرده از تلویزیون در تمام طول روز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If White wanted Black to be watched around the clock, he would have hired two or three men, not one.
[ترجمه ترگمان]اگر وایت می‌خواست به لک به حدود ساعت نگاه کند، دو یا سه نفر را استخدام می‌کرد، نه یک نفر
[ترجمه گوگل]اگر سفید مایل بود ساعت سیاه را تماشا کند، او دو یا سه نفر را استخدام کرد، نه یک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Work will continue around the clock for the next seven months.
[ترجمه ترگمان]کار در حدود ساعت برای هفت ماه آینده ادامه خواهد داشت
[ترجمه گوگل]کار برای هفت ماه آینده ادامه خواهد یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. So the ozone resides around the clock, with an exposure time much longer up here than on the valley floor.
[ترجمه ترگمان]بنابراین اوزون در اطراف ساعت ساکن است و زمان نوردهی بیشتر از کف دره است ...

around the clock را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امین حیدریان
شبانه روزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی around the clock
کلمه : around the clock
املای فارسی : اراند تاه کلاک
اشتباه تایپی : شقخعدی فاث زمخزن
عکس around the clock : در گوگل

آیا معنی around the clock مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )