انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 990 100 1

ascribe

تلفظ ascribe
تلفظ ascribe به آمریکایی/əˈskraɪb/ تلفظ ascribe به انگلیسی/əˈskraɪb/

معنی: دانستن، نسبت دادن، اسناد دادن، حمل کردن، کاتب، رونوشت برداشتن
معانی دیگر: وابسته دانستن، اسناد کردن، منتسب کردن، از آن کسی دانستن، حمل کردن بر، رونویس بردار

بررسی کلمه ascribe

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: ascribes, ascribing, ascribed
مشتقات: ascribable (adj.)
(1) تعریف: to attribute (something) to a particular cause or source.
مترادف: attribute, impute
مشابه: accredit, arrogate, attach, chalk up

- I ascribed her nervousness to the fact that her exams were coming up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] عصبانیت او را به این حقیقت نسبت دادم که امتحانات او در شرف تکوین بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من نگرانی خود را نسبت به این واقعیت که امتحانات او در حال آمدن بود، اعتراف کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The invention of the radio is often ascribed to Guglielmo Marconi.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اختراع رادیو اغلب به Guglielmo Guglielmo منسوب می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اختراع رادیو اغلب به Guglielmo Marconi وابسته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to consider as belonging, esp. as a characteristic or trait.
مترادف: attribute
مشابه: accredit, arrogate, associate, connect, lay, link

- I wrongly ascribed honesty to this man, and I paid a terrible price for it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من به غلط شرافت را نسبت به این مرد نسبت دادم و بهای سنگینی را برای آن پرداخت کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من به اشتباه صادقانه به این مرد اعطا کرد، و من به قیمت وحشتناکی برای آن پرداختم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه ascribe در جمله های نمونه

1. it is wrong to ascribe all our problems to the war
ترجمه اشتباه است که همه‌ی مشکلات خود را به جنگ وابسته کنیم.

2. People like to ascribe human feelings to animals.
ترجمه کاربر [ترجمه Sina] مردم دوست دارند احساسات انسان را به حیوانات نسبت دهند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم‌دوست دارند احساسات انسانی نسبت به حیوانات داشته باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم دوست دارند احساسات انسان را به حیوانات تقسیم کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. To what do you ascribe your phenomenal success?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما موفقیت شگفت‌انگیز خود را نسبت به چه می‌دانید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به چه چیزی به موفقیت فوق العاده ای خود اهمیت می دهید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. We do not ascribe a superior wisdom to government or the state.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما حکمت برتر را به دولت یا دولت نسبت نمی‌دهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما حکمت برتر را به دولت یا دولت نمی بخشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Local people ascribe healing properties to this fruit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم محلی خواص درمانی این میوه را نسبت به این میوه نسبت می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم محلی این خواص را به این میوه تقسیم می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I am reluctant to ascribe supernatural powers to a fortune teller.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من بی‌میل نیستم که قدرت‌های مافوق طبیعی را به عنوان یک پیشگو نسبت دهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من تمایلی به اعطای قدرت های خارق العاده به یک قاتل ثروت ندارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. You can't ascribe the same meaning to both words.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو نمی‌توانی همان معنی را برای هر دو کلمه تشخیص بدهی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما نمیتوانید همان معنی را برای هر دو کلمه تعریف کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The government ascribe great importance to these policies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت اهمیت زیادی به این سیاست‌ها نسبت داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت به این سیاست ها اهمیت می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. There seems no particular reason to ascribe economic rationality to one group and not the other.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد هیچ دلیل خاصی برای نسبت دادن عقلانیت اقتصادی به یک گروه و نه به دیگری وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد هیچ دلیل خاصی برای معقول بودن اقتصادی به یک گروه و نه از سوی دیگر وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Among the Volunteers, the tendency was to ascribe their difficulties to personality deficiencies in the field staff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در میان داوطلبان، گرایش این بود که مشکلات خود را به کاستی‌های شخصیت در کادر آموزشی نسبت دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در میان داوطلبان، تمایل به دادن مشکلات خود به کمبودهای شخصیتی در کارکنان این رشته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. We could ascribe these setbacks to the fact that our regime is young, or make other excuses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما می‌توانیم این مشکلات را به این واقعیت نسبت دهیم که رژیم ما جوان است یا بهانه دیگری دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما می توانیم این ناکامی ها را به این واقعیت که رژیم ما جوان است یا اعتراض های دیگر را اعطا کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It would be a mistake, however, to ascribe this sensitivity purely to the propaganda and machinations of the Communists.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، این یک اشتباه است که این حساسیت را صرفا به تبلیغات و توطئه‌های کمونیست‌ها نسبت دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، این اشتباه است که این حساسیت صرفا به تبلیغات و فرماندهی کمونیست ها باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. This effort to ascribe blame makes no sense, because the dip was too small to matter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تلاش برای نسبت دادن سرزنش به هیچ وجه منطقی نیست، زیرا شیب بیش از حد کوچک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تلاش برای تقدیم کردن به سرزنش هیچ معنایی ندارد، زیرا شیب برای ماده خیلی کوچک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We may be quite right to ascribe agency to a child for his acts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما ممکن است حق داشته باشیم که این موسسه را برای اعمال خود به یک کودک نسبت دهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما ممکن است کاملا حق داریم آژانس را برای اعمال خود برای یک کودک معرفی کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. But to ascribe this to male chauvinism wouldn't be accurate either.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما نسبت به تعصب مردانه هم دقیق نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما به این معنا نیست که شوونیسم مردانه نیز دقیق نخواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف ascribe

دانستن (فعل)
learn , account , know , knew , have , con , aim , adjudge , ascribe , cognize
نسبت دادن (فعل)
attribute , attach , impute , ascribe , credit
اسناد دادن (فعل)
ascribe
حمل کردن (فعل)
remove , bear , carry , attribute , convey , ascribe , transport , haul , portage , wage , port , freight
کاتب (فعل)
ascribe
رونوشت برداشتن (فعل)
transcribe , ascribe

معنی ascribe در دیکشنری تخصصی

ascribe
[ریاضیات] نسبت دادن، اسناد دادن، حمل کردن

معنی کلمه ascribe به انگلیسی

ascribe
• attribute to, charge to
• if you ascribe an event or state of affairs to a particular factor, you think that it is caused by that factor.
• if you ascribe a quality to someone, you consider that they have it.
ascribe to
• assign to, attribute to

ascribe را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ascribe

فرهاد سليمان‌نژاد ١٢:٥٥ - ١٣٩٧/٠٦/١٨
چيزي رل به جاي چيز ديگري جا زدن، (به‌طعنه) قالب كردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی ascribe



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی ascribe
کلمه : ascribe
املای فارسی : اسکریب
اشتباه تایپی : شسزقهذث
عکس ascribe : در گوگل


آیا معنی ascribe مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )