برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1289 100 1

audition

/aˈdɪʃn̩/ /ɔːˈdɪʃn̩/

معنی: استماع، شنوایی، قدرت استماع، ازمایش هنرپیشه
معانی دیگر: هنر آزمایی کردن، در هنر آزمون شرکت کردن، شنیدن، شنود، (هنرپیشگان و هنرمندان) آزمون برای گزینش بازیگر نقش بخصوص، هنر آزمون، سامعه

بررسی کلمه audition

اسم ( noun )
(1) تعریف: a trial performance by an actor, musician, or dancer.

- If you want a part in the play, you'll have to perform an audition.
[ترجمه ترگمان] اگر می‌خواهید نقشی در بازی داشته باشید، باید یک تست بازیگری را اجرا کنید
[ترجمه گوگل] اگر بخواهید بخشی از بازی را داشته باشید، مجبور خواهید بود که آن را انجام دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The club owner liked the band's audition.
[ترجمه ترگمان] صاحب کلاب از تست موسیقی خوشش میومد
[ترجمه گوگل] صاحب باشگاه این آزادی را دوست داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The film's director is holding auditions for the starring roles next week.
[ترجمه ترگمان] کارگردان این فیلم، تست هنرپیشگی را برای بازی در نقش خود در هفته آینده برگزار می‌کند
[ترجمه گوگل] کارگردان این فیلم، هفته گذشته در حال برگزاری بازیگران نقشهای درخشان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the act of hearing.

...

واژه audition در جمله های نمونه

1. She had an audition for drama school.
[ترجمه ترگمان]اون یه تست بازیگری برای مدرسه drama داشت
[ترجمه گوگل]او یک مکالمه برای مدرسه درام داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I'm going to the audition but I don't expect I'll get a part.
[ترجمه ترگمان]من به مصاحبه می‌روم، اما انتظار ندارم نقشی داشته باشم
[ترجمه گوگل]من قصد دارم به این سوال بپردازم اما انتظار ندارم بخشی از آن را دریافت کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His audition went well and he's fairly hopeful about getting the part.
[ترجمه ترگمان]تست او خوب پیش رفت و او تقریبا امیدوار بود که این نقش را بگیرد
[ترجمه گوگل]آزمايش او خوب بود و او نسبت به اين بخش بسيار اميدوار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The producer plans to audition dancers tomorrow morning.
[ترجمه ترگمان]تولید کننده فردا صبح برنامه اجرا دارد
[ترجمه گوگل]تهیه کننده برنامه فردا صبح برای رقصندگان آزمایشی برنامه ریزی می کند
[ترجمه شما] ...

مترادف audition

استماع (اسم)
audition , listening
شنوایی (اسم)
hearing , audition , ear
قدرت استماع (اسم)
audition
ازمایش هنرپیشه (اسم)
audition

معنی کلمه audition به انگلیسی

audition
• test given to a performer (musician, actor, etc.) to determine the level of his abilities
• give an audition; participate in an audition (test given to a performer to determine the level of his abilities)
• an audition is a short performance that someone gives so that a director can decide if they are good enough to be in a play, film, or orchestra.
• if you audition or if someone auditions you, you perform an audition.

audition را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shaghayeghi
امتحان یا آزمون انواع هنر که به صورت اجرایی و عملی صورت بگیرد
Helena
Some people that listen to you
چند نفر از افرادی که به تو در یک مسابقه نظر می دهند
hhh
آزمون
مسعود طلایی
آزمون هنری عملی(بازیگری و خوانندگی و...)
SuperSU
شنوایی، قدرت استماع، استماع، ازمایش هنرپیشه، سامعه
هستی
آزمون
صبایی
تست بازیگری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی audition
کلمه : audition
املای فارسی : اودیتین
اشتباه تایپی : شعیهفهخد
عکس audition : در گوگل

آیا معنی audition مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )