برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

aura

/ˈɔːrə/ /ˈɔːrə/

معنی: رایحه، تشعشع نورانی، نشیه و تجلی ر ماده
معانی دیگر: حالت و روحیه (شخص یا چیز یا محل)، تجلی، هاله، عطر، بخار یا بو یا هر چیز نامرئی که از جسمی متصاعد شود، محیط نامرئی، نشئه و تجلی هر ماده مثل بوی گل

بررسی کلمه aura

اسم ( noun )
حالات: aurae, auras
(1) تعریف: the subtle emanation of a quality or condition of someone or something.
مشابه: air, aroma, odor

- She has an aura of absolute confidence.
[ترجمه ترگمان] او دارای هاله‌ای از اعتماد مطلق است
[ترجمه گوگل] او دارای اعتماد به نفس مطلق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a subtle luminousness believed by some to surround living things and to contain information about them.

- The color of the aura I see around her indicates that she is a sensitive and caring person.
[ترجمه ترگمان] رنگ هستی که اطراف او می‌بینم، نشان می‌دهد که او یک فرد حساس و دلسوز است
[ترجمه گوگل] رنگ هوای من در اطراف او را نشان می دهد نشان می دهد که او یک شخص حساس و مراقب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه aura در جمله های نمونه

1. the castle had an aura of grandeur
قصر غرق در شکوه و جلال بود.

2. The woods have an aura of mystery.
[ترجمه ترگمان]جنگل پر از رمز و رازی است
[ترجمه گوگل]جنگل دارای یک صدای رمز و راز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He exuded an aura of wealth and power.
[ترجمه ترگمان]او تجلی ثروت و قدرت را از خود پنهان می‌کرد
[ترجمه گوگل]او عصبی از ثروت و قدرت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The mountains have a magical aura.
[ترجمه ترگمان]کوهستان هاله جادویی دارد
[ترجمه گوگل]کوه ها یک جادوی جادویی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There was always a faint aura of mystery about him.
[ترجمه ترگمان]همیشه هاله‌ای از اسرار در او وجود داشت
[ترجمه گوگل]همیشه در مورد او عجیب و غریب از رمز و راز وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف aura

رایحه (اسم)
breath , aroma , scent , odor , smell , aura
تشعشع نورانی (اسم)
aura
نشیه و تجلی ر ماده (اسم)
aura

معنی کلمه aura به انگلیسی

aura
• halo, something which emanates from a person; atmosphere
• an aura is a quality or feeling that seems to surround a person or place.
aura of holiness
• air of holiness which surrounds a person

aura را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
نشئه و تجليهر ماده (مثل بوى گل)، رایحه، تشعشع نوراني
عليرضا كريمي وند
نور و تجلي هر ماده ( مثل بوي گل و نورنوران
م
پرتو / تابش
عماد
روحیه
دکتر محمدرضا ایوبی صانع
aura (of something) a feeling or particular quality that is very easy to notice and seems to surround a person or place.Ox
پوریا برزعلی
هاله نور (اطراف انسانها ویا حتی حیوانات که برخی ادعا به دیدن آن می کنند)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی aura
کلمه : aura
املای فارسی : آئورا
اشتباه تایپی : شعقش
عکس aura : در گوگل

آیا معنی aura مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )