انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 892 100 1

بررسی کلمه availability

اسم ( noun )
• : تعریف: the condition of being available.

واژه availability در جمله های نمونه

1. the availability of money
ترجمه در دسترس بودن (وجود) پول

2. the availability of oil
ترجمه فراهم بودن نفت

3. it depends on the availability of seats
ترجمه منوط است به بودن جای نشستن

4. The availability of nursery school places varies widely across London.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسترسی به مدارس مهد کودک در سراسر لندن به طور گسترده‌ای متفاوت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در دسترس بودن مکان های مهد کودک به طور گسترده در لندن متفاوت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The availability of cheap long - term credit would help small business.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در دسترس بودن اعتبار بلند مدت به تجارت‌های کوچک کمک خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در دسترس بودن ارزان اعتبار بلندمدت به کسب و کار کوچک کمک خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. One area of contention is the availability of nursery care.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک حوزه از بحث در دسترس بودن مراقبت از کودکان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی از مسائلی که مطرح می شود، دسترسی به مراقبت های پرستاری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Before travelling we must ensure the availability of petrol and oil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیش از سفر باید از وجود سوخت و نفت اطمینان حاصل کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از سفر ما باید از در دسترس بودن بنزین و روغن اطمینان حاصل کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The ready availability of guns has contributed to the escalating violence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در دسترس بودن سلاح در افزایش خشونت کمک کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در دسترس بودن اسلحه ها به افزایش خشونت کمک کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The availability of public transport is also part of the equation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در دسترس بودن حمل و نقل عمومی نیز بخشی از این معادله است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در دسترس بودن حمل و نقل عمومی نیز بخشی از معادله است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. This offer is subject to availability.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پیشنهاد در دسترس بودن قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پیشنهاد در دسترس بودن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Options are offered subject to staff availability and the constraints of the timetable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گزینه‌ها منوط به در دسترس بودن کارکنان و محدودیت‌های زمانی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گزینه های موجود در دسترس بودن کارمندان و محدودیت های زمان بندی ارائه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The nature and availability of material evidence was not to be discussed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طبیعت و در دسترس بودن مدارک مادی قرار نبود مورد بحث قرار گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماهیت و در دسترس بودن شواهد مادی نباید مورد بحث قرار گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The availability of good medical care tends to vary inversely with the need for it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسترسی به مراقبت‌های پزشکی خوب به طور معکوس با نیاز به آن تغییر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در دسترس بودن مراقبت های پزشکی خوب به نظر می رسد با توجه به نیاز به آن را تغییر دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. All the holidays on offer are subject to availability.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام تعطیلات مورد نیاز در معرض در دسترس بودن قرار دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه تعطیلات در دسترس هستند در دسترس بودن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف availability

دسترسی (اسم)
access , availability , accessibility , approachability , range
دسترس پذیری (اسم)
availability
فراهمی (اسم)
availability
قابلیت استفاده (اسم)
availability , usability , serviceability
چیز مفید و سودمند (اسم)
availability
شخص مفید (اسم)
availability

معنی عبارات مرتبط با availability به فارسی

دسترس پذیری سیستم

معنی availability در دیکشنری تخصصی

availability
[علوم دامی] درجه فراهمی ؛ می توان آن را با قابلیت هضم برابر دانست که بیشتر در مورد ویتامینها و مینرالها بکار می رود .
[کامپیوتر] دسترس پذیری ، مقبولیت .
[معدن] آمادگی ماشین (حفر چاه و تونل)
[آمار] آمادگی
[زمین شناسی] ضریب قابلیت دسترسی به ماشین این شاخص درصدزمانی است که طی آن درطول حفاری تونل ،ماشین آماده حفاری است.این زمان ،باکسرزمانی که برای استقراردستگاه وتعمیرات آن مصرفمی شود ازکل زمان بدست می آید.
[روانپزشکی] کاشف دسترس پذیری. تاثیر قابلیت وصول مواد مورد نیاز برای استدلال، بر استدلال شخص.
[خاک شناسی] زیست فراهمی
[کامپیوتر] قابلیت دسترسی بالا .
[زمین شناسی] ضریب موجودی آب ،دسترسی به آب ، آمادگی آب نسبت مقادیر کل جریان در یک دوره زمانی مشاهده به کل جریان میانگین برای یک دوره تطابقی از یک رشته سالهای وابسته بسیار (سال میانگین).
[معدن] دسترسی مکانیکی (ترابری)
[معدن] دسترسی فیزیکی (ترابری)

معنی کلمه availability به انگلیسی

availability
• obtainability, accessibility, attainability

availability را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی availability

شاهین حسینی راد ١٣:٥٣ - ١٣٩٦/٠٨/١١
موجودیت
|

Hadeian ٠٧:١٦ - ١٣٩٦/١٠/١٨
قابلیت دسترسی
|

یزدان بداغی ١٣:١٢ - ١٣٩٨/٠١/٠٤
در دسترس
|

ebitaheri@gmail.com ٠٨:١٨ - ١٣٩٨/٠١/٠٥
دسترسی‌پذیری ، دسترسی‌داشتگی ، در دسترس‌بودگی
|

پیشنهاد شما درباره معنی availability



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی availability
کلمه : availability
املای فارسی : اویلبیلیتی
اشتباه تایپی : شرشهمشذهمهفغ
عکس availability : در گوگل


آیا معنی availability مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )