برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1356 100 1

Bake

/ˈbeɪk/ /beɪk/

معنی: پختن، طبخ کردن
معانی دیگر: (در کوره یا تنور) پختن (نان یا آجر و غیره)، برشتن، تافتن، آجرپزی کردن، تافته شدن، طبخ کردن یا شدن، تفتن، در فر پختن، تنوری کردن، (با هوای گرم) خشک کردن، خشکیدن، پخت، (بیش از حد) حمام آفتاب گرفتن، (خود را) زیر آفتاب سوزاندن، (مهجور) خشک و سفت شدن، کبره بستن، (امریکا) مهمانی که در آن غذاهای فرپز سرو می شود، طب  کردن

بررسی کلمه Bake

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: bakes, baking, baked
(1) تعریف: to cook using dry heat at a moderately high temperature.

- She baked a pie for dessert.
[ترجمه محمد ولیزاده] او یک کیک برای دسر پخته بود.
|
[ترجمه ??????] او برای دسر پای درست کرده بود
|
[ترجمه ???????????????] او برای دسر کیک دست کرده بود
|
[ترجمه //] اون خانم برای دسر پای درست کرده بود
|
[ترجمه Mr-Turkmen] او یک پای برای دسر پخته بود.
...

واژه Bake در جمله های نمونه

1. Bake the potatoes for 15 minutes, till they're nice and crisp.
[ترجمه نادرى] سيب زمينى هارا به مدت ١٥ دقيقه بپز،تا خوب و برشته شوند
|
[ترجمه ri] سیب زمینی ها را بمدت 15 دقیقه بپز ، تا خوب و برشته شوند
|
[ترجمه MR.i] به مدت 15 دقیقه سیب زمینی ها را بپز تا خوب و برشته شود.
|
[ترجمه gogolie] سیب زمینی ها رو به مدت 15 دقیقه بپز ، تا خوب و ترد بشن|
[ترجمه ترگمان]تا ۱۵ دقیقه سیب‌زمینی درست کن تا اینکه خوب و ترد شوند
[ترجمه گوگل]سیب زمینی را برای 15 دقیقه پخت کنید تا آنها خوب و واضح باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Bake

پختن (فعل)
anneal , cook , bake , decoct , scallop , shirr , grill , concoct
طبخ کردن (فعل)
cook , bake

معنی عبارات مرتبط با Bake به فارسی

مسابقه ی کیک پزی
یکجور بادام سوخته

معنی کلمه Bake به انگلیسی

bake
• dish comprising of a few ingredients that are mixed together and baked; social event or party at which food is baked and served; act of baking; cooking bread or pastries or cakes
• cook in an oven; tan, sunbathe
• when you bake food or when it bakes, you cook it in an oven without using extra liquid or fat.
• when earth or clay bakes, or when you bake it, it becomes hard and dry because it has been heated very strongly.
• see also baking.

Bake را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
پختن بر روی اجاق گاز (فرق بین bake و cook اینست که cook یک اصطلاح کلی برای پخت و پز هست که البته شامل bake هم نوعی از طبخ غذا است می باشد، انواع مختلف طبخ مثل roast, frying, boiling و grilling وغیره همگی را بطور کلی cook یا cooking میگویند )
Shiva
Cook in an oven
احمدرضا آگوشی
Cook in an oven
Matina
پختن
mecash
ايجاد كردن، ساختن (Create).
منوچهر
فارسی Bake پختن است که ریشه هندواروپایی آن pāka به جم پختن و در اوستا -pacو سانسکریت نیز -pac می‌باشد. از همين ریشه زبان عربی واژه البرقوق یا زرد آلو كه خود از اسپانیایی گرفته به چم میوه زود رس. در انگلیسی pepsi, dyspepsia و pumpkin نیز از ریشه pāka مشتق شده.
m.d
cooked in an over
نوعی طبخ غذا بر روی اجاق یا کوره
Larin
پختن چیزی روی گاز یا فر
Reza
پختن غذا در فر، بدون روغن
fatemeh
پختن در تنور یا فر
fati
پختن نان کیک شیرینی و انواع آن
tinabailari
پختن
Sarah is baking a cake for us
سارا دارد برای ما کیک می پزد.🇼🇫🇼🇫
امیرحسین
cook in an oven

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bake
کلمه : Bake
املای فارسی : باکه
اشتباه تایپی : ذشنث
عکس Bake : در گوگل

آیا معنی Bake مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )