برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1328 100 1

Bias

/ˈbaɪəs/ /ˈbaɪəs/

معنی: تعصب، پیشقدر، تمایل بیک طرف، سینه کش، مورب، تحت تاثیر قرار دادن، بیک طرف متمایل کردن، تبعیض کردن
معانی دیگر: گرایش، تمایل، انحراف، خمش، سوگیری، کژگرایی، کژی، دارای گرایش کردن، کژگرای کردن، دارای انحراف کردن، تبعیض، سوداری، غرض، غرضمندی، مغرض بودن، (آمار) خطا، تورش، (خط یا سجاف یا نواره ی) اریب، درز اریبی، اریبی، (رادیو) نیروی محرک ورودی، بایاس، (مهجور) کج، یک وری، طرفداری، تبعی­ کردن

بررسی کلمه Bias

اسم ( noun )
(1) تعریف: an inclination or preference that influences judgment; prejudice.
مترادف: inclination, leaning, narrow-mindedness, partiality, preconception, prejudice, slant, warp
متضاد: disinterest, impartiality
مشابه: bent, favor, favoritism, predilection, predisposition, proclivity, proneness, propensity, tendency

- The report showed a strong bias in favor of the factory owners.
[ترجمه ترگمان] این گزارش تعصب شدیدی به نفع صاحبان کارخانه نشان داد
[ترجمه گوگل] این گزارش حاشیه ای قوی به نفع صاحبان کارخانه ها بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The decision reflected bias on the part of the judges.
[ترجمه ترگمان] این تصمیم نشان‌دهنده تعصب نسبت به بخشی از قضات بود
[ترجمه گوگل] این تصمیم مناقشه را در قضات مورد بررسی قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a line diagonal to the grain, esp. of a woven fabric.
مترادف: diagonal, slant
مشابه: angle, bevel, cant, inclination, skew, slope, tilt

- Cut the fabric on the bias.
[ترجمه ترگمان] پارچه را روی the ببرید ...

واژه Bias در جمله های نمونه

1. a bias toward a certain type of personality
تمایل نسبت به گونه‌ی ویژه‌ای از شخصیت

2. the bias against women
تبعیض نسبت به زنان

3. a chronic bias toward inflation
گرایش گهگیر به تورم اقتصادی

4. on the bias
اریب،مورب،میانبر

5. their policy had no educational bias
سیاست آنها گرایش آموزشی نداشت.

6. Bias against women permeates every level of the judicial system.
[ترجمه ترگمان]سوگیری علیه زنان در هر سطحی از سیستم قضایی نفوذ می‌کند
[ترجمه گوگل]تضاد با زنان در هر سطح از نظام قضایی نفوذ می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Some institutions still have a strong bias against women.
[ترجمه Mansour] بعضی از موسسات هنوز تعصب شدیدی بر علیه زنان دارند.|
[ترجمه ترگمان]برخی از موسسات هنوز یک جانبداری قوی علیه زنان دارند
[ترجمه گوگل]بعضی از موسسات هنوز نسبت به زنان نسبت به زنان بیشتر است
[ترجمه ش ...

مترادف Bias

تعصب (اسم)
partiality , zealotry , zeal , bias , prejudice , bigotry , fanaticism , intolerance , intolerancy , preconception , prepossession
پیشقدر (اسم)
bias
تمایل بیک طرف (اسم)
bias
سینه کش (اسم)
hillside , bias , downhill , escarpment , declivity
مورب (صفت)
awry , askew , diagonal , oblique , bevel , skew , bias , boss-eyed , cross-eyed
تحت تاثیر قرار دادن (فعل)
bias , impress
بیک طرف متمایل کردن (فعل)
bias
تبعیض کردن (فعل)
bias , prejudice

معنی عبارات مرتبط با Bias به فارسی

اعوجاج پیشقدری
(تایر اتومبیل و غیره) نخ دوزی یا زیربندی متقاطع، لای ضربدری
پیشقدر نمایی
پیشقدر به جلو
(برق) ولت شبکه (میزان ولتاژ لازم برای آنکه شبکه ی فرمان لامپ الکترونی نسبت به کاتود منفی شود)
پیشقدر معکوس
پیشقدر فاصله

معنی Bias در دیکشنری تخصصی

bias
[سینما] بایس [جریان بایس ] - بایاس / پیش قدر / نیروی محرک ورودی
[عمران و معماری] اریبی
[کامپیوتر] اختلاف معیاری - مقداری که به وسیله آن متوسط مجموعه ای از مقادیر از یک مقدار مرجع فاصله می گیرد - پیشقدر؛ مقداری که بوسیله آن متوسط مجموعه ای از مقادیر از مقدار مرجع فاصله می گیرد.
[برق و الکترونیک] بایاس ، تغذیه ، گرایش - بایاس 1. ولتاژ دی سی اعمال شده به الکترود کنترل یک ترانزیستور یا لامپ الکترونی برای رسیدن به نقطه ی کار مطلوب 2. جریان مستقیم و گذرنده از سیم پیچ بایاس تقویت کننده ی مغناطیسی برای ایجاد شرایط کاری مطلوب . 3. نیروی الکتریکی ، مکانیکی یا مغناطیسی که برای ایجاد سطح مرجع الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله اعمال می شود. 4. جریان متناوب ا بسامد 3 تا 10 برابر بالاترین بسامد شنیداری که از هد یک ضبط صوت مغناطیسی عبور داده می شود تا فرایند ضبط را خطی کند.
[زمین شناسی] گرایست یک انحراف عمدی یا تصادفی داده یا محاسبه در یک روش غیراتفاقی.
[صنعت] تمایل ، اریب - تمایل عبارتست از تفاوت بین اندازه واقعی(اندازه مرجع) و میانگین اندازه های به دست آمده از یک مشخصه از یک قطعه خاص است.
[حقوق] تبعیض، جانبداری، طرفداری، تعصب، خطا، تمایل
[نساجی] اریب - کج - دارای انحراف - متمایل
[ریاضیات] اریبی، اریب، پیش طوری، تمایل یک طرفه، مور، مایل، پیش قدر، متمایل، تورش
[آمار] اریبی
[آب و خاک] اریب
[برق و الکترونیک] جریان بایاس جریان الکتریکی با بسامد بیشتر از حدود 40 کیلو هرتز که به منظور کاهش اعوجاج به جریان شنیداری در حال ضبط روی نوار مغناطیسی افزوده می شود.
[پلیمر] ماشین اریب بر
[ریاضیات] خطای اریبی
[آمار] خطای اریبی
[نساجی] عمود نبودن پودها نسبت به تار در پارچه
...

معنی کلمه Bias به انگلیسی

bias
• prejudice; tendency, leaning
• prejudice, influence opinions
• someone who shows bias is unfair in their judgements or decisions, because they are only influenced by their own opinions, rather than considering the facts.
bias towards
• leaning towards, prejudice towards

Bias را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
گذر ، گذردهی ، سو دهی ، سوگیری ، گِرادهی
مهدی خانی
اریب
سمیه
جانبداری
حمید
شیب
عاطفه
انحراف
لیندا محمدی
پیشداوری کردن
فارسی را پاس بداریم.
انحراف
کج روی
تهمینه
در مهندسی به معنای باقیمانده و یا پسماند هم هست، مانند تنش باقیمانده که به زمانی اطلاق میگردد که تنش برداشته شده است ولی جسم به حالت اولیه بر نمیگردد و همچنان کمی تنش دارد.
الهام
اریب
kamyar73
متمایل شدن
smne
تعصب
میثم علیزاده
● غرضمندی، جانبداری
● علاقه و استعداد ذاتی
● جانبداری کردن، تاثیر ناعادلانه گذاشتن
محدثه فرومدی
جهت گیری
محدثه فرومدی
غرض ورزی
jahanaks.blog.ir
جانبداری، تعصب، پیشقدر
سعید ترابی
1. تبعیض، جانبداری
2. گرایش، تمایل
3. مورب
حسین
سوگیری (مدیریت)
علیرضا خلیلیان
گرایه: این معادل توسط دکتر محمد ابراهیم محجوب در ترجمه کتاب قوی سیاه استفاده شده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bias
کلمه : bias
املای فارسی : بایاس
اشتباه تایپی : ذهشس
عکس bias : در گوگل

آیا معنی Bias مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )