برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1280 100 1

baby sitting

معنی کلمه baby sitting به انگلیسی

baby sitting
• taking care of a child or children for pay while the parents are temporarily away

baby sitting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
مواظبت کردن از بچه، نگهداری کردن از بچه (برای مدت کوتاه که والدین در منزل نیستند)
معصومه.
بچه بازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی baby sitting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )