برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1358 100 1

back up

/bæk ʌp/ /bæk ʌp/

1- کمک کردن، پشتی کردن، تایید کردن، 2- عقب عقب رفتن، به قهقرا رفتن (back away و back out هم می گویند) 3- انباشته شدن (در اثر انسداد)

بررسی کلمه back up

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to create and store a copy of (a computer file), often in a separate location, in case the original is damaged or lost.

- You could lose your data if you don't back up your files.
[ترجمه ترگمان] اگه پرونده هات رو باز نکنی می تونی data رو از دست بدی
[ترجمه گوگل] شما می توانید اطلاعات خود را از دست بدهید، اگر فایل های خود را پشتیبان تهیه نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه back up در جمله های نمونه

1. The traffic is starting to back up on the M2
[ترجمه احسان] ترافیک شروع به شکل گرفتن در m2 میکند
|
[ترجمه ترگمان]رفت و آمد در ایالت شروع می‌شود
[ترجمه گوگل]ترافیک شروع به پشت کردن در M2 می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Radio signals received from the galaxy's centre back up the black hole theory.
[ترجمه رامین] سیگنال های رادیویی دریافتی از مرکز کهکشان،تئوری سیاهچاله را تایید میکنند.
|
[ترجمه ترگمان]سیگنال‌های رادیویی دریافتی از مرکز کهکشان، تئوری سیاه‌چاله را باز می‌کنند
[ترجمه گوگل]سیگنال های رادیویی که از مرکز کهکشان دریافت می کنند، از نظر تئوری سیاهچاله است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Make sure you back up your files.
[ترجمه ترگمان ...

معنی عبارات مرتبط با back up به فارسی

(عامیانه) 1- عصبانی کردن یا شدن 2- پافشاری کردن، سماجت کردن

معنی back up در دیکشنری تخصصی

back up
[کامپیوتر] پشتیبانی کردن ، کپی پشتیبان تهیه کردن .
[ریاضیات] حمایت، زاپاس، پشتیبانی کردن، اضافی، یدکی، پشتیبان، پشت بند
[نفت] گرفتن
[زمین شناسی] ظرفیت کمکی
[نفت] کابل لوله گیر
[عمران و معماری] پشتنبد
[زمین شناسی] پشت بند
[معدن] سیستم پشتیبانی (حفر چاه و تونل)
[نفت] آچار لوله گیر
[برق و الکترونیک] باتری پشتیبان 1. سیستم فرعی تغذیه ی تجهیزات الکترونیکی در شرایط افت توان خط 2. باتری یا مجموعه پیل واقع بر روی تخته مدار که مانع از دست رفتن اطلاعات حافظه های پاک شدنی ( ال دی رم ها) در شرایط قطع یا نقض تغذیه می شود.

معنی کلمه back up به انگلیسی

back up
• accumulate; cause to accumulate; provide support; substantiate; move backwards; move a vehicle in the reverse direction; support or confirm someone's testimony; make a copy of an original to have in case the original gets damaged or lost (esp. about computer files)
• backing, support, aid
• back-up is extra help from people or machines which you need in order to be able to achieve something.
• if you have something such as a second set of plans as back-up, you have arranged for them to be available for use in case the first one does not work.
back up a car
• move a vehicle in the reverse direction
back up light
• white light at the back of a car that lights when the car is backing up or is in reverse, reversing light
set one's back up
• increase one's opposition, strengthen one's objection
to get one's back up
• be steadfast about, be stubborn about

back up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه .موسوی
پشتیبان
محمد خورانی
حمایت کردن
محمدرضا خسروی
نماینده، جایگزین
Shadi
اثبات کردن
آرمین مظاهری
ایجاد ترافیک سنگین
If traffic backs up
محدثه
پشتیبان گیری
Smat
شکل گرفتن (در مورد ترافیک)، انباشته شدن در اثر انسداد، پشتیبانی کردن
a.r
to prove something to be true
محمدرضا
در جایی به معنی عقب بردن
?Could you your seat back up
فیض
پشتوانه
عاطفه انارکی
Back up:
Make a copy of computer data
تهیه ی کپی از داده های کامپیوتر

سرداری
برای ترافیک:پس زدن حجم ماشین ها
حديث
در بعضي جاها به معني باطل كردن و خنثي كردن
Example: I couldn't see how to finish the project,so I backed up and tried it another way.
حديث
در بعضي جاها به معني باطل كردن و خنثي كردن
Example: I couldn't see how to finish the project,so I backed up
هادی سلیمی
گاهی معنی به عقب برگشتن و بررسی کردن معنی میده؛ اینکه به عقب برگردی و چک کنی کار یا هرچیز دیگری درست انجام شده یا خیر
to show that an explanation or belief is probably true
aram
back up withچیزی را پشت چیزی چسباندن
پشت چیزی را با چیزی محکم کردن
R
عقب کشیدن
پشتیبانی
حمایت
کمک
مهسا
move backwards from a certain position
Harad1997
برگشت(دوباره بلند شدن)،ادامه دادن
میلاد علی پور
عقب رفتن، عقبکی رفتن (به صورت فیزیکی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی back up
کلمه : back up
املای فارسی : باک آاپ
اشتباه تایپی : ذشزن عح
عکس back up : در گوگل

آیا معنی back up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )