برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1288 100 1

bathroom

/ˈbæˌθruːm/ /ˈbɑːθruːm/

معنی: گرمابه، حمام
معانی دیگر: مستراح

بررسی کلمه bathroom

اسم ( noun )
(1) تعریف: a room containing a bath or shower, a sink, and often a toilet.

(2) تعریف: (chiefly American) a room with a toilet and often containing a sink, bathtub, or other facility for washing.
مترادف: bath, toilet, washroom
مشابه: can, comfort station, commode, ladies' room, latrine, lavatory, lounge, men's room, outhouse, powder room, privy, restroom, water closet

- The bathroom in the gas station wasn't very clean.
[ترجمه ترگمان] حمام در پمپ‌بنزین خیلی تمیز نبود
[ترجمه گوگل] حمام در ایستگاه گاز خیلی تمیز نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه bathroom در جمله های نمونه

1. bathroom scales
ترازوی حمام (در خانه)

2. the bathroom is just past the elevator door
مستراح درست بعد از در آسانسور است.

3. the bathroom is off the hall
دستشویی (توالت) در مجاورت راهرو قرار دارد.

4. their bathroom really smells
مستراح آنها واقعا بوی گند می‌دهد.

5. a free-standing bathroom tub
وان حمام که می‌توان آن را جا به جا کرد،وان سیار

6. in the bathroom my glasses steamed up
در حمام عینک من تار شد.

7. go to the bathroom
(امریکا - عامیانه) شاشیدن یا ریدن

8. steam has fogged the bathroom windows
پنجره‌های حمام بخار کرده است.

9. the walls of the bathroom were covered with graffiti
دیوارهای مستراح پراز دست نوشته بود.

10. he had a weak bladder and went to the bathroom often
مثانه‌اش ضعیف بود و مرتب مستراح می‌رفت.

11. he ducked out of the meeting to go to the bathroom
او از جلسه بیرون پرید که به مستراح برود.

12. please keep my chair until i get back from the bathroom
لطفا صندلی مرا ...

مترادف bathroom

گرمابه (اسم)
bath , bathhouse , bathroom , sudatory
حمام (اسم)
bathhouse , bathroom , washroom , turkish bath , therm

معنی عبارات مرتبط با bathroom به فارسی

(امریکا - عامیانه) شاشیدن یا ریدن

معنی کلمه bathroom به انگلیسی

bathroom
• room where the toilet and bathtub are located
• a bathroom is a room in a house that contains a bath or shower, a washbasin, and sometimes also a toilet.
• people sometimes refer to a toilet as the bathroom.
bathroom cabinet
• bathroom cupboard
go to the bathroom
• (canadian & american slang) urinate; defecate

bathroom را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mahdi.hsh94
سرویس بهداشتی
آراز فرشباف
حمام
سرویس بهداشتی: WC
Sania
سرویس بهداشتیی که در خانه است را bathroom میگویند اما سرویس بهداشتیه بیرون از خانه را wc میگویند
نرگس
سرویس حمام و توالت
zahra
سرویس بهداشتی یاهمانw.c
بهار
زهرای اسکل wc مال بیرون از خونست
صهبا
دسشویی ، حمام البته دسشویی و حمامی که در خانه است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bathroom
کلمه : bathroom
املای فارسی : بتهروم
اشتباه تایپی : ذشفاقخخئ
عکس bathroom : در گوگل

آیا معنی bathroom مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )