برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
be - to

be to

be to را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سيما
(احساس) الزام يا وظيفه (براى انجام كارى)
سيما
مانند: .You are to report it to the police
?What am I to do without him
حمیدرضا یزدانی
قرار بودن. مثلا
He was to be paid �1575
قرار بود به او 1575 پوند پرداخت شود
Mahshad
:Expessing necessity, duty,etc
وظیفه انجام کاری
?What am I to do without him
من باید باهاش چکار کنم
You are to report to(must/should report) to the police
تو باید به پلیس خبر بدی
سهیلا
درصدد (انجام کاری در آینده را نشان میدهد)
Matin
وظیفه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی be to مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )