برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1320 100 1

benedictory

/benɪˈdɪktəriː/ /ˌbenɪˈdɪktərɪ/

معنی: دعایی، نیایشی، درخواستی، تمنایی، تقاضایی، تقدیسی

واژه benedictory در جمله های نمونه

1. What a shame! The new settlers treated their benedictory in such a curl way.
[ترجمه ترگمان]چه شرمساری! مهاجران جدید benedictory را در چنین a با آن‌ها رفتار می‌کردند
[ترجمه گوگل]چه شرم آور مهاجران جدید به این شکل پیچیدگی رفتار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Benedictory prayer being delivered by words is unlike catkin, and its form is similar to the stones in river, flickering in view.
[ترجمه ترگمان]دعا خواندن با کلمات برخلاف catkin است و شکل آن شبیه به سنگ‌ها در رودخانه است، که در مقابل سوسو می‌زنند
[ترجمه گوگل]نماز برپا شده با کلمات واضح است، بر خلاف گرگ و میش، و شکل آن شبیه سنگهای رودخانه است، که درخشان سوسو می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Undergraduates mainly send benedictory short message to the families and friends to increase their relationship, communicate and get information. Sentence dictionary
[ترجمه ترگمان]Undergraduates عمدتا پیام کوتاهی به خانواده‌ها و دوستان می‌فرستند تا رابطه شان را افزایش دهند، ارتباط برقرار کنند و اطلاعات کسب کنند فرهنگ لغت
[ترجمه گوگل]کارآموزان عمدتا پیام کوتاهی را برای خانواده ها و دوستان خود ارسال می کنند تا روابطشان را افزایش دهند، ارتباط برقرار کنند و اطلاعات دریافت کنند فرهنگ لغت جمله
[ترجمه شما] ...

مترادف benedictory

دعایی (صفت)
benedictory
نیایشی (صفت)
benedictory
درخواستی (صفت)
benedictory
تمنایی (صفت)
benedictory , optative
تقاضایی (صفت)
benedictory
تقدیسی (صفت)
benedictory

معنی کلمه benedictory به انگلیسی

benedictory
• giving blessing, expressing benediction

benedictory را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی benedictory
کلمه : benedictory
املای فارسی : بندیکتری
اشتباه تایپی : ذثدثیهزفخقغ
عکس benedictory : در گوگل

آیا معنی benedictory مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )