برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1284 100 1

blessed

/ˈblest/ /blest/

معنی: مبارک، سعید، متبارک، خوشبخت
معانی دیگر: مقدس، آشو، همایون، فرهومند، فرخنده، خجسته، وابسته به آمرزش، رستگار، آمرزیده، قرین رحمت، (قسم یا دشنام ملایم) فلان فلان شده، سزاوار دشنام، آرامبخش، پربرکت، کامبخش

بررسی کلمه blessed

صفت ( adjective )
مشتقات: blessedly (adv.), blessedness (n.)
(1) تعریف: hallowed; sanctified.
مترادف: exalted, holy, sacred, sanctified
مشابه: beatific, hallowed

(2) تعریف: worthy of divine favor.
متضاد: cursed
مشابه: exalted, glorious, sacred, sainted

- our blessed rescuers
[ترجمه ترگمان] امدادرسانان تبرک شده ما
[ترجمه گوگل] نجاتدهندگان محترم ما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: having had good fortune conferred upon one.
مترادف: fortunate
متضاد: accursed, cursed, wretched
مشابه: favored, lucky

- She felt blessed to have such a sweet child.
[ترجمه ترگمان] احساس می‌کرد که بچه خوبی است
[ترجمه گوگل] او احساس خوشحالی کرد تا چنین کودک شیرین داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: bringing pleasure; joyous.
مترادف: exalted, felicitous, happy, joyful, wonderful
متضاد: accursed, tragic
مشابه: beatific, buoyant, elated, ex ...

واژه blessed در جمله های نمونه

1. god blessed the seventh day and sanctified it
(انجیل) خداوند روز هفتم را برکت داد و آن‌را مقدس اعلام کرد.

2. he blessed us with his guidance
با رهنمودهای خود ما را مستفیض کرد.

3. the blessed
اشخاص مقدس،آمرزیدگان،رستگاران،بهشتی‌ها،فرخندگان

4. god had blessed him with a good voice
خدا به او صدای خوبی داده بود.

5. in this blessed ground
در این مکان مقدس

6. on the blessed day of their wedding
در روز خجسته‌ی ازدواج آنها

7. the priest blessed the bride and the groom
کشیش برای عروس و داماد تقاضای نیکبختی و آمرزش کرد.

8. it happens every blessed morning
هر بامداد این اتفاق لعنتی روی می‌دهد.

9. not everyone is blessed with such endowments as she is
همه کس استعدادهای او را ندارد.

10. Wishing you a blessed Christmas and a New Year filled with happy surprises.
[ترجمه ترگمان]آرزو می‌کنم که شما یک کریسمس مبارک و یک سال نو را با شگفتی‌های happy پر کنید
[ترجمه گوگل]به کریسمس مبارک و یک سال نو پر از شگفتی های شاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف blessed

مبارک (صفت)
happy , auspicious , blessed , blest
سعید (صفت)
happy , auspicious , blessed , blest , jovial , beatific
متبارک (صفت)
blessed , blest
خوشبخت (صفت)
happy , blessed , blest , lucky , fortunate , prosperous , providential

معنی عبارات مرتبط با blessed به فارسی

خوشابحال پاک دلان
(مزاح آمیز) تولد، کودک نوزاد
خوشابه حال کسیکه
(کلیسای کاتولیک) مراسم عشای ربانی که با نان و شراب برگزار می شود، مراسم عشاءربانی که با نان وشراب برگزار میشود
باداور، شوک مبارک
حضرت مریم باکره (the virgin mary هم می گویند)
(اسطوره ی یونان و روم) آبخست های بهشت مانند در اقیانوس غربی که زیستگاه پس از مرگ قهرمانان و جنگاوران بود
اشخاص مقدس، آمرزیدگان، رستگاران، بهشتی ها، فرخندگان

معنی کلمه blessed به انگلیسی

blessed
• fortunate, supremely favored; sanctified, holy
• you use blessed to describe something that you think is wonderful, and that you are thankful for or relieved about.
blessed are they that dwell in thy house
• they that dwell in the presence of god are truly blessed (biblical)
blessed be he
• happy is he, may he be honored, may he be blessed
blessed be his soul
• may he rest in peace, may his soul be hallowed (traditionally said at a funeral or when mentioning the name of a deceased person)
blessed be the true judge
• blessing said immediately after someone has died (judaism)
blessed ignorance
• condition of being better not to know, condition of being lucky not to know
blessed sacrament
• eucharist, holy communion (christian ceremony commemorating the last supper of jesus and his disciples)
blessed virgin
• virgin mary, holy virgin, mother of jesus
blessed with
• be favored with -, be fortunate to have -

blessed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sayedabdolasetare
سعيد. خوشبخت
🐬مرغ آمين
خوشبخت
خورشيدوند
مبارك
to health with blessed love
بسلامتي با عشق و سعادت بركت
beatification سعادت جاوداني
I am glad to fill out the will purchased form of car . Our new car with happiness for hayday and wedding day
من خوشحالم که فرم خودرو را پر می کند.
ماشین جدید ما با خوشبختي برای شادي روزانه و روز عروسی هست
moslem
من این کلمه رو در فیلم ارباب حلقه ها دیدم blessed نمیدونم معنی سبحان الله یعنی چی واسه این کلمه. خیلی نرجمه کلماتتون ضعیفه متاسفم
مرتضی بزرگیان
نظرکرده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی blessed
کلمه : blessed
املای فارسی : بلسد
اشتباه تایپی : ذمثسسثی
عکس blessed : در گوگل

آیا معنی blessed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )