برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1220 100 1

boarding pass


کارت ویژه ی سوار شدن به هواپیما

واژه boarding pass در جمله های نمونه

1. I keep all my tickets and boarding passes as souvenirs.
[ترجمه موسوی] من همه بلیط ها و کارت پروازهایم رو به عنوان سوغاتی نگه میدارم.
|

[ترجمه ترگمان] من همه بلیط هام رو نگه می‌دارم و به عنوان یادگاری از اینجا میرم
[ترجمه گوگل]من تمام بلیط هایم و سوار شدن را به عنوان سوغاتی نگه می دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Here is your ticket and boarding pass.
[ترجمه m] بفرمائيد؛ بليط و كارت پرواز شما
|

[ترجمه ترگمان]این بلیط و جواز ورود شما است
[ترجمه گوگل]بلیط و پاسپورت شما در اینجا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Where can I get my boarding pass and have my luggage weighed?
[ترجمه ترگمان]کجا می‌توانم boarding را بگیرم و وس ...

معنی کلمه boarding pass به انگلیسی

boarding pass
• small ticket one receives after checking in for an airline flight (indicates passenger's name, seat number, etc.)
• a boarding pass is the same as a boarding card.
automated ticket boarding pass
• atb, electronically produced ticket that includes the boarding pass (term used in the travel industry)

boarding pass را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

F
بلیط مخصوص سوار شدن هواپیما
Mehrdad Sayehban
کارت پرواز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی boarding pass
کلمه : boarding pass
املای فارسی : بردینگ پاس
اشتباه تایپی : ذخشقیهدل حشسس
عکس boarding pass : در گوگل

آیا معنی boarding pass مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )