انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 956 100 1

boarding

تلفظ boarding
تلفظ boarding به آمریکایی/ˈbɔːrdɪŋ/ تلفظ boarding به انگلیسی/ˈbɔːdɪŋ/

معنی: پانسیون، تخته کوبی
معانی دیگر: ساختمان چوبی، پوشش تخته ای، (جمع) تخته ها، تخته بندی، الوار سبک، سوار شدن، سواری (در کشتی و هواپیما و ترن و اتوبوس و غیره)، مهمانخانه شبانه روزی

واژه boarding در جمله های نمونه

1. boarding pass
ترجمه کارت ویژه‌ی سوار شدن به هواپیما

2. What time do you start boarding?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه ساعتی از پانسیون رها میشی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه زمانی شروع به سوار شدن می کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Have they begun boarding this flight?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پرواز رو شروع کردن؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا آنها شروع به پرواز در این پرواز کرده اند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. We'll be boarding the plane in about 20 minutes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حدود ۲۰ دقیقه دیگه سوار هواپیما میشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما حدود 20 دقیقه به پرواز در می آیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I was sent to boarding school, where I spent six years of unremitting misery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من به مدرسه شبانه‌روزی فرستاده شدم، جایی که شش سال با یک بدبختی بی وقفه بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به مدرسه شبانه روزی فرستاده شدم، جایی که شش سال از بدبختی بی وقفه گذراندم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. There is a small boarding school in the little town.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک مدرسه شبانه‌روزی کوچک در این شهر کوچک وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک مدرسه سواری کوچک در شهر کوچک وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Our flight is boarding at gate number
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پرواز ما در گیت شماره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرواز ما سوار بر دروازه شماره است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The children were shipped off to a boarding school at an early age.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بچه‌ها در سنین پایین به مدرسه شبانه‌روزی برده می‌شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کودکان در سن کودکی به مدرسه شبانه روزی منتقل شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Boarding is now taking place at Gate 3
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محل مسافرگیری: ۳ تا ۳ دقیقه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر Boarding در Gate 3 برگزار می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Years of abuse at boarding school had made him insensitive to others' suffering.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سال‌ها سو استفاده در مدرسه شبانه‌روزی او را نسبت به دیگران حساس کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سالها سوءاستفاده از مدرسه شبانه روزی او را به درد و رنج دیگران تبدیل کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Flight BA 4793 is now boarding at Gate 1
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرواز بریتیش ایرویز ۴۷۹۳ در حال سوار شدن در دروازه شماره ۱ است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرواز BA 4793 در حال پرواز در دروازه 1 است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Teachers at a boarding school are acting much more in loco parentis than at a day school.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معلمان در یک مدرسه شبانه‌روزی نسبت به یک مدرسه در یک مدرسه بسیار بیشتر به طور مضحکی رفتار می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معلمان در یک مدرسه شبانه روزی بیش از پیش در یک مدرسه روزانه فعالیت بیشتری دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Shopkeepers are boarding up their windows in case rioting breaks out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مغازه داران مغازه داران در حال سوار شدن به پنجره‌های خود هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مغازه داران در صورتی که شورش برطرف شوند، پنجره های خود را می بندند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Where is the boarding gate?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دروازه boarding کجاست؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دروازه سوار کجاست؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف boarding

پانسیون (اسم)
pension , boarding , boarding house
تخته کوبی (اسم)
boarding , furring , shingle , lathing

معنی عبارات مرتبط با boarding به فارسی

مهمانخانه شبانه روزی
کارت ویژه ی سوار شدن به هواپیما
مدرسه ی شبانه روزی (در مقابل مدرسه روزانه: day school)، اموزشگاه شبانه روزی دار، مدرسه شبانه روزی
پوشش ترک ترکی باتخته

معنی boarding در دیکشنری تخصصی

boarding
[عمران و معماری] سوار شدن
[نساجی] عمل تکمیلی فیت کردن جوراب پس از رنگرزی ( که باکمک دستگاه ویژه ای آن را به شکل پا در می آورند )
[عمران و معماری] مدت زمان سوار شدن
[عمران و معماری] مدت زمان سوار شدن
[عمران و معماری] مدت زمان سوار شدن
[عمران و معماری] سوار شدن به هواپیما
[سینما] داستان نمایی - طراح داستان

معنی کلمه boarding به انگلیسی

boarding
• entering, going aboard (train, etc.); obtainment of accommodation for pay; structure of boards
• boarding is used to refer to the system in which children live at school during the term.
• boarding is also used to refer to the system of looking after people's pets in kennels for a short period of time.
• wooden boards which are used for making fences or floors are also called boarding.
• see also board.
boarding card
• entrance pass allowing one to board a ship or airplane
• a boarding card is a card which a passenger must have when boarding an aeroplane or a boat before a journey.
boarding house
• hostel, inn, tavern, cheap hotel
• a boarding house is a house rather like a small hotel where people pay to stay for a short time.
boarding out
• eating and living away from one's home
boarding party
• a boarding party is a team of investigators who are sent to a ship to inspect it for a particular purpose, for example to look for weapons.
• a boarding party is also a group of people who board a ship or plane illegally or by force.
boarding pass
• small ticket one receives after checking in for an airline flight (indicates passenger's name, seat number, etc.)
• a boarding pass is the same as a boarding card.
boarding school
• educational institution within which the students live throughout the day
• a boarding school is a school where the pupils live during the term.

boarding را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی boarding

nf ٢٢:٢١ - ١٣٩٦/١١/١٢
شبانه روزی
|

فریماه رفیعی ١٠:٤٠ - ١٣٩٧/٠٢/٢٢
شبانه روزی
|

shadi ١١:٣٨ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤
سوار شدن
|

پیشنهاد شما درباره معنی boarding



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی boarding
کلمه : boarding
املای فارسی : بردینگ
اشتباه تایپی : ذخشقیهدل
عکس boarding : در گوگل


آیا معنی boarding مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )