انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 955 100 1

bonnet

تلفظ bonnet
تلفظ bonnet به آمریکایی/ˈbɑːnət/ تلفظ bonnet به انگلیسی/ˈbɒnɪt/

معنی: در پوش، کلاهک، کلاهک دودکش، سرپوش هرچیزی، نوعی کلاه بی لبه زنانه ومردانه، کلاه سر گذاشتن
معانی دیگر: کلاه پارچه ای با روبانی که زیرچانه بسته می شود (ویژه ی نوزادان و گاهی خانم ها)، (عامیانه) کلاه زنانه، گلوته، کلاه دخترانه، این نوع کلاه را سر گذاشتن، (اسکاتلند) کلاه مسطح و بی لبه ی مردانه و پسرانه، سرپوش یا پوشش یا هواگیر فلزی (مثلا بالای اجاق برای گرفتن و بیرون بردن دود و غیره)، (انگلیس) کاپوت اتومبیل (در امریکا و کانادا می گویند: hood)

بررسی کلمه bonnet

اسم ( noun )
(1) تعریف: a traditional women's cloth hat with a brim and fastened beneath the chin with ribbons, now worn primarily by infants.

- Most women of 1860 never went outdoors without their bonnet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بیشتر زنان در سال ۱۸۶۰ نمی‌توانستند بدون کلاه بیرون بروند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اکثر زنان سال 1860 هرگز بیرون از خانه بدون کلاه گیس خود نمی رفتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The baby was wearing a pink bonnet with satin ribbons.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بچه کلاه صورتی رنگی با روبان‌های ساتن به سر داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کودک کت و شلوار صورتی با نوارهای ساتن پوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: any protective cap or covering device.

(3) تعریف: a cap used to regulate the draft for a fireplace or chimney.

(4) تعریف: a strip of canvas used to supplement the area of a sail.

(5) تعریف: (chiefly British) the metal lid that covers a car's engine; hood.

- Let's take a look under the bonnet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بذار یه نگاهی به کلاه بندازم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بیایید زیر کاپوت نگاه کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: bonnets, bonneting, bonneted
• : تعریف: to put a bonnet on (someone or something).

واژه bonnet در جمله های نمونه

1. have a bee in one's bonnet
ترجمه 1- مرتب درباره‌ی یک چیز حرف زدن و اندیشیدن،وسواس داشتن 2- خل بودن

2. The bullets ricocheted off the bonnet and windscreen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گلوله‌ها با کاپوت و شیشه اتومبیل برخورد کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گلوله های زنجیری و جلوی شیشه را ریش گذاشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I looked under the bonnet and clouds of smoke poured out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زیر کلاه و ابری از دود به بیرون نگاه کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زیر کاپوت نگاه کردم و ابرها از دود ریخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Dad's got a bee in his bonnet about saving electricity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بابا در مورد نجات الکتریسیته یه زنبور داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدر در زنبورداری خود راجع به صرفه جویی در مصرف برق زنبور عسل دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. General Martin Bonnet called on the rebels to surrender.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ژنرال مارتین بنه از شورشیان خواست تا تسلیم شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ژنرال مارتین بنت می خواست شورشیان را تسلیم کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The baby's bonnet keeps the sun out of her eyes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلاه بچه خورشید را از چشمانش دور نگه می‌دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلاه بچه نوزاد از چشم او خورشید را نگه می دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. When I eventually stopped and lifted the bonnet, the noise seemed to be coming from the alternator.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی سرانجام ایستادم و کلاه را برداشتم، سر و صدا از alternator بیرون آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی که من سرانجام متوقف شد و سرپوشیده را برداشتم، سر و صدا به نظر می رسید از آداپتور می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He has a bee in his bonnet about the anniversary celebration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در روز جشن سالگرد، یک زنبور دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او زنبور عسل خود را در مورد جشن سالگرد دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Steam billowed out from under the bonnet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از زیر کلاه بخار بیرون می‌ریخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بخار از زیر کلاه گیس خارج شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Our teacher has a bee in his bonnet about punctuation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معلم ما در مورد نقطه‌گذاری یک زنبور دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معلم ما یک زنبور عسل در کلاه گیس خود را در مورد نقطه گذاری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Professor Bonnet has been working for many years on molecules of this type.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بسیاری از سال‌ها در زمینه مولکول‌های این نوع، اشاره‌ای شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پروفسور بنتین در سالهای زیادی کار مولکولهای این نوع را انجام داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I'll need to check under the bonnet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من باید زیر کلاه رو چک کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من باید زیر بند بند چک کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Some designs incorporate a two - piece bonnet and yoke.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از طرح‌ها شامل یک کلاه دو تکه و یوغ هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از طرح ها شامل یک کلاه و دوخت دو قطعه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The bonnet was swayed on her head.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلاهش روی سر او تاب می‌خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلاه گیس روی سرش غرق شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Wilcox lowered the bonnet and pushed it shut with the palm of his hand.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وبلکاکس کلاه را پایین آورد و با کف دست آن را بست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ویلکوکس کمربند را کم کرد و با دست کف دستش را خم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف bonnet

در پوش (اسم)
blind , bonnet , bung
کلاهک (اسم)
cupola , bonnet , warhead , cap , lid
کلاهک دودکش (اسم)
bonnet , tallboy , chimney pot , hood
سرپوش هرچیزی (اسم)
bonnet
نوعی کلاه بی لبه زنانه ومردانه (اسم)
bonnet
کلاه سر گذاشتن (فعل)
bilk , bonnet

معنی عبارات مرتبط با bonnet به فارسی

کلاه زنانه که اطراف ان برگه های پهن دارد
1- مرتب درباره ی یک چیز حرف زدن و اندیشیدن، وسواس داشتن 2- خل بودن
(زنانه) کلاه (که لبه ی جلو آن بیرون زده است)، کلاه زنانه ای که نوک جلو امده ای دارد
(زنان سرخپوست) کلاه پردار، کلاه پرآذین

معنی bonnet در دیکشنری تخصصی

bonnet
[عمران و معماری] کلاهک دودکش
[مهندسی گاز] سرپوش ، درپوش
[صنعت] کاپوت اتومبیل، درب موتور
[نساجی] کلاهک کویلر در ماشین کاردینگ
[عمران و معماری] سفال کلاهکی نبش
[ریاضیات] قضیه ی مقدار میانگین بونه
[ریاضیات] قضیه ی بونه
[مهندسی گاز] کلاهک پیچ ومهره دار

معنی کلمه bonnet به انگلیسی

bonnet
• head covering; engine hood of an automobile (british)
• the bonnet of a car is the metal cover over the engine at the front.
• a baby's or woman's bonnet is a hat tied under their chin.
• to have a bee in your bonnet: see bee.
bonnet shark
• harmless species of hammerhead shark which inhabits shallow waters of the atlantic and pacific oceans (also shovelhead & bonnethead)
has a bee in his bonnet
• has a persistent thought in his head
to have a bee in one's bonnet
• be ga-ga over one particular idea

bonnet را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی bonnet

پورابطحی ٠١:٠٥ - ١٣٩٦/١٠/٢٧
American English. A type of hat
British English. Hood of a car
|

Naime ٠٧:٥٨ - ١٣٩٧/٠٢/٠٤
کاپوت ماشین
|

پیشنهاد شما درباره معنی bonnet



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی bonnet
کلمه : bonnet
املای فارسی : بننت
اشتباه تایپی : ذخددثف
عکس bonnet : در گوگل


آیا معنی bonnet مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )