برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1358 100 1

brewing

/ˈbruːɪŋ/ /ˈbruːɪŋ/

آماده سازی مایع تخمیر شونده

بررسی کلمه brewing

اسم ( noun )
(1) تعریف: the occupation, business, or activity of a person who makes beer, ale, or the like.

(2) تعریف: the technique or procedure of making beer, ale, or the like.

(3) تعریف: the quantity of beer, ale, or the like that is made at one time.

واژه brewing در جمله های نمونه

1. akbar has been brewing nothing but mischief
اکبر نقشه‌ای جز شیطنت در سر نداشته است.

2. the storm that is brewing against the prime minister
توفانی که برعلیه نخست‌وزیر در حال به وجود آمدن است.

3. A storm was brewing up out at sea.
[ترجمه ترگمان]طوفانی در دریا برپا شده بود
[ترجمه گوگل]یک طوفان در دریای سرخ شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I have been brewing up some beer. Would you like to try some?
[ترجمه ترگمان] یه مقدار آبجو درست کردم دوست داری امتحان کنی؟
[ترجمه گوگل]من بعضی از آبجو ها را دم کرده ام آیا می خواهید برخی را امتحان کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Trouble has been brewing for some time now.
[ترجمه ترگمان]فعلا دردسر درست شده
[ترجمه گوگل]در حال حاضر مشکل برای مدت زمانی طولانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A storm had been brewing all day.
[ترجمه ترگما ...

معنی عبارات مرتبط با brewing به فارسی

ابجوسازی ابجوسازی
شیطنتی درپس پرده است

معنی کلمه brewing به انگلیسی

brewing
• process of being brewed; business of making beer; quantity brewed at one time

brewing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیما وکیل زاده
(of an unwelcome event or situation) begin to develop
امیرمهدی
دم کردن
محمد بختیاری
bad situation happening.
example1: I felt that trouble was brewing.
example2: A storm was brewing in the distance.
یاور منصوری
در شرف وقوع

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی brewing
کلمه : brewing
املای فارسی : بروینگ
اشتباه تایپی : ذقثصهدل
عکس brewing : در گوگل

آیا معنی brewing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )