برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1347 100 1

brilliantly

/ˈbrɪl.jənt.li/ /ˈbrɪl.jənt.li/

بطوردرخشان، چنانکه برجسته باشد

واژه brilliantly در جمله های نمونه

1. leaves color brilliantly in the fall
در پاییز برگ‌ها به طور درخشانی رنگین می‌شوند.

2. Her article brilliantly demolishes his argument.
[ترجمه ترگمان]مقاله او به طور درخشانی در مورد بحث با او بحث کرد
[ترجمه گوگل]مقاله او به شدت استدلال خود را تخریب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In this new book, Harrison brilliantly disentangles complex debates.
[ترجمه ترگمان]در این کتاب جدید، هریسون مذاکرات پیچیده‌ای را مطرح کرد
[ترجمه گوگل]هریسون در این کتاب جدید، جلوه های پیچیده ای را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Their victory was largely a result of their brilliantly orchestrated election campaign.
[ترجمه علی] پیروزی آنان عمدتا نتیجه مبارزات انتخاباتی درخشان و برجسته آنان بود|
[ترجمه ترگمان]پیروزی آن‌ها عمدتا نتیجه مبارزات انتخاباتی درخشان آن‌ها بود
[ترجمه گوگل]پیروزی آنها عمدتا در نتیجه انتخابات انت ...

معنی کلمه brilliantly به انگلیسی

brilliantly
• wonderfully, splendidly; radiantly; intelligently

brilliantly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
with brightness; in an extremely intelligent way
Hossein
به طور ماهرانه:
Inside the concert hall, a top orchestra is playing brilliantly.
توی سالن کنسرت، یک دسته نوازندگان درجه یک دارند به طور ماهرانه ای مینوازند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی brilliantly
کلمه : brilliantly
املای فارسی : بریللینتلی
اشتباه تایپی : ذقهممهشدفمغ
عکس brilliantly : در گوگل

آیا معنی brilliantly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )