انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 800 100 1

واژه bring forth در جمله های نمونه

1. April showers bring forth May flowers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رگبار آوریل گل‌های ماه مه را به بیرون می‌آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دوش آوریل سبز گل می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. March winds and April showers bring forth May flowers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باده‌ای ماه مارس و رگبار آوریل گل‌های ماه مه را به پیش می‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باد های ماه مارس و دوش آوریل سبز گل می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Why does Elsbeth not bring forth a child?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چرا کودک را به اینجا نیاورد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چرا Elsbeth کودک را نمی آورد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. What horrors will it bring forth?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه وحشتی بر سر خواهد آورد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه وحشتی آن را بوجود خواهد آورد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Trees bring forth fruit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درختان میوه می‌آورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درختان میوه می آورند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. A strong hand had to bring forth political altruism, whatever the tone of economics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک دست نیرومند نوع‌دوستی سیاسی را، هر چه که لحن اقتصاد بود، به ارمغان می‌آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک دست قوی، باید هرچه زودتر از اقتصاد، هرج و مرج سیاسی را به وجود آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Polluted water might bring forth a host of diseases.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آب آلوده ممکن است میزبان بیماری‌ها باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب آلوده ممکن است یک بیماری عظیم ایجاد کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A tree can only bring forth something of its own kind.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقط یک درخت می‌تواند چیزی از نوع خودش بیرون بکشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درخت تنها می تواند چیزی از نوع خود را به ارمغان بیاورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He will bring forth your righteousness as the light And your judgment as the noonday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او عدالت شما را مانند روشنایی روز روشن خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او عدالت شما را به عنوان نور و قضاوت شما به عنوان روز بعد از ظهور خواهد آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Here on basic up bring forth having pertinency steer down chirp measure, keeping motorcycle ride speeding up noise marked reduce.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در اینجا در پایه اصول اولیه این است که pertinency را به پایین هدایت کنید و موتور سیکلت را با سرعت بالا نگه دارید و نویز را کاهش دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اینجا در مورد پایه بالا به ارمغان بیاورد داشتن مسئولیت جلوگیری از اندازه گیری chirp، نگه داشتن موتور سواری صعود سر و صدا مشخص شده کاهش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Bring forth the Light within yourself, and with each righteous swing you shall be heartened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نور را باخود به درون خود بیاورید و با هر ضربه صحیح شما را دلگرم کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نور را درون خود بیرون بیاورید، و با هر نوسان صحیح، شما باید خشنود باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Canst thou bring forth Mazzaroth in his season ? or canst thou guide Arcturus with his sons?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا تو Mazzaroth را در فصل او پیش خواهی برد؟ یا می‌توانی او را با فرزندان خود راهنمایی کنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می توانید Mazzaroth در فصل خود را به ارمغان بیاورد؟ آیا می توانید Arcturus را با پسران خود هدایت کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Weed through the old to bring forth the new.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وید داره پیر میشه تا جدید را بیاره بیرون
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علف های هرز از طریق قدیمی به جلو آوردن جدید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Ninthly, commercial banks should constantly bring forth new assortment of loan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک‌های تجاری باید به طور مداوم مجموعه جدیدی از وام را عرضه کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نهم، بانک های تجاری باید به طور مرتب مرتبۀ جدید وام را ارائه دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف bring forth

بارور شدن (فعل)
bring forth
ثمر اوردن (فعل)
bring forth
طرح کردن (فعل)
propose , design , draw , scheme , draft , plan , bring forth , lay , propound , sketch , put forward

معنی کلمه bring forth به انگلیسی

bring forth
• cause, produce; give birth to

bring forth را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی bring forth

حسام الدین علامه ٠١:٤٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٦
فراهم آوردن
بیرون آوردن
حاصل آوردن
مکشوف ساختن
|

پیشنهاد شما درباره معنی bring forth



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نبی شیبانی > مستفیظ شدن
Aria > Find out
((Taha)) > sightseeing
الهه > triade
محمد زندیان > پیرسوک
Hjz > learn one's lesson
زرابی > diversionary war
سیدعلیرضافرهبد > Equestrianism

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی bring forth
کلمه : bring forth
املای فارسی : برینگ فورث
اشتباه تایپی : ذقهدل بخقفا
عکس bring forth : در گوگل


آیا معنی bring forth مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )