برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1323 100 1

bristle with


1- از چیزهای تیز و شق (مثل مو یا نیزه و غیره) پوشیده بودن، 2- (انگلیس - عامیانه) مملو بودن از، پر بودن از

واژه bristle with در جمله های نمونه

1. The battlefield was bristled with guns.
[ترجمه ترگمان]میدان جنگ با تفنگ پر شده بود
[ترجمه گوگل]میدان جنگ با اسلحه مشت زده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His grey moustache bristled with importance.
[ترجمه ترگمان]سبیل خاکستری رنگش با اهمیت سیخ شده بود
[ترجمه گوگل]سبیل خاکستری او با اهمیت مبهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The whole subject bristles with problems.
[ترجمه ترگمان]همه سوژه از مشکلات براق می‌شوند
[ترجمه گوگل]کل موضوع مشکلی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His lies made her bristle with rage.
[ترجمه ترگمان]His او را از خشم پر می‌کرد
[ترجمه گوگل]دروغ او باعث خشم او شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The helicopter hovered above them bristling with machine guns.
...

bristle with را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bristle with
کلمه : bristle with
املای فارسی : بریستل وید
اشتباه تایپی : ذقهسفمث صهفا
عکس bristle with : در گوگل

آیا معنی bristle with مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )