برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

broke down

معنی کلمه broke down به انگلیسی

broke down
• collapsed, shattered; went out of working order, got ruined

broke down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Atieh
خراب شد
Mhdis
خراب شده
Ava1012
خراب شدن ماشین الات
yas
برای انسان ازپاافتادن برای وسیله خراب شدن
Sara
She broke down at the news
=
Started crying
لیلی موسوی
نابود شد، داغون شد،به گریه افتاد،در خودش فرو ریخت
afrazandeh
خراب شد
Ygane
the car broke down (go off/stop working)

I broke down when I saw my kitty dead(burst into crying)
Ygane
the car broke down (go off/stop working)

I broke down when I saw my kitty dead

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی broke down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )