انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 891 100 1

بررسی کلمه brutality

اسم ( noun )
حالات: brutalities
(1) تعریف: the condition or quality of being brutal or very cruel.
مترادف: atrocity, barbarousness, ruthlessness, savageness, savagery, viciousness
مشابه: abusiveness, bestiality, callousness, cruelty, ferocity, inhumanity, sadism, tyranny, violence

- The tyrant was hated for his arrogance and brutality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ظالم به خاطر گستاخی و وحشی گری او نفرت داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ستمگر از روی غرور و خشونت او نفرت داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: brutal or very cruel practice or treatment.
مترادف: atrocity, savagery
مشابه: abuse, cruelty, inhumanity, violence

- The brutality of the soldiers toward the prisoners was sickening.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خشونت سربازان به طرف زندانی‌ها حال تهوع داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خشونت سربازان نسبت به زندانیان غم انگیز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه brutality در جمله های نمونه

1. stark brutality
ترجمه وحشیگری محض

2. the degenerative effects of brutality
ترجمه آثار تباه‌کننده‌ی خشونت و ظلم

3. there is too much brutality on the screen
ترجمه خشونت بسیاری بر پرده‌ی سینما ظاهر می‌شود.

4. hostage takers had used him with some brutality
ترجمه گروگان گیرها با او نسبتا وحشیانه رفتار کرده بودند.

5. their treatment of each other bordered on brutality
ترجمه رفتارشان با هم،دست کمی از سبعیت نداشت.

6. I have seldom seen such brutality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به ندرت این خشونت را دیده‌ام
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به ندرت چنین خشونت را دیده ام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The brutality of the crime has appalled the public.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وحشیگری این جنایت مردم را به وحشت انداخته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وحشیگری جرم وحشیانه مردم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. There have been many complaints of police brutality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اعتراضات زیادی در مورد خشونت پلیس صورت‌گرفته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکایات زیادی در مورد خشونت پلیس وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. They accused the police of brutality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها پلیس را به بی‌رحمی متهم کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها پلیس خشونت را متهم کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. This was an act of extreme brutality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این عمل وحشیانه بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک عمل خشونت شدید بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The state appears to condone police brutality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت به نظر می‌رسد که از خشونت پلیس چشم‌پوشی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد که دولت به ارتکاب جرم پلیس محکوم شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Mzukwa grew quiet as he recalled the brutality and sadism of the prison guards.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنان که او خشونت و خشونت نگهبانان زندان را به یاد می‌آورد آرام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Mzukwa آرام شد، چون او به وحشیگری و سادیستی نگهبانان زندان اشاره کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The report claimed that the problem of police brutality was widespread.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گزارش ادعا می‌کند که مشکل خشونت پلیس شایع است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گزارش ادعا کرد که مشکل خشونت پلیس گسترده بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Such is the brutality of war, and the anonymity on which it feeds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این وحشیگری جنگ است و گمنامی که از آن تغذیه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چنین وحشیگری از جنگ و ناشناسی است که آن را تغذیه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Of 52 prosecutions for police brutality, 46 ended in acquittals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از ۵۲ مورد تعقیب قضایی پلیس، ۴۶ مورد پی‌گرد قانونی در acquittals به پایان رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از 52 مجازات برای خشونت پلیس، 46 به اتهامات پایان یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The community has been polarized by the police brutality case.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جامعه توسط پرونده خشونت پلیس قطبی شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این جامعه توسط پرونده خشونت پلیس پلاریزه شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف brutality

خرق (اسم)
disrespect , idiocy , amentia , asperity , imbecility , anility , brutality , dementia , dotage , discourtesy
بی رحمی (اسم)
brutality , atrocity , savagery , barbarity , inclemency , sadism
سبعیت (اسم)
beastliness , brutality , atrocity , ferocity , predatism , truculence , truculency
وحشیگری (اسم)
brutality , savagery , barbarity , ferocity , truculence , barbarism , vandalism , incivility , ferity , ruffianism , truculency , vulgarism , vulgarity
جانور خویی (اسم)
beastliness , brutality , bestiality

معنی کلمه brutality به انگلیسی

brutality
• cruelty, savagery
• brutality is cruel, violent treatment or behaviour.
• a brutality is an instance of cruel or violent treatment or behaviour.

brutality را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی brutality

e.r.f.a.n ٢٣:٣٣ - ١٣٩٧/٠١/٢٢
مرگ وحشیانه
|

ميثم ٥٨ ٢٢:٥١ - ١٣٩٧/٠٨/٢٨
جانور خويي ،وحشيگري ،ددمنشي ،فاسد الاخلاق
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٥٩ - ١٣٩٨/٠١/٣٠
آزارگری ، آزارگری جنسی

آزارگرایی ، آزارگرایی جنسی

آزاررسانی ، آزاررسانی جنسی
|

پیشنهاد شما درباره معنی brutality



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی brutality
کلمه : brutality
املای فارسی : بروتلیتی
اشتباه تایپی : ذقعفشمهفغ
عکس brutality : در گوگل


آیا معنی brutality مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )