برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1355 100 1

burst open


ناگهان و با فشار گشودن یا گشوده شدن، غفلتا و با شدت باز کردن یا شدن

واژه burst open در جمله های نمونه

1. The door burst open and the children rushed in.
[ترجمه ترگمان]در باز شد و بچه‌ها به داخل دویدند
[ترجمه گوگل]درب باز شد و بچه ها عجله داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They burst open the door and marched in.
[ترجمه ترگمان]در را باز کردند و داخل شدند
[ترجمه گوگل]آنها درب را باز کردند و وارد شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The door burst open and a little boy ran in.
[ترجمه ترگمان]در باز شد و پسری وارد شد
[ترجمه گوگل]درب باز شد و یک پسر کوچک فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The suitcase burst open and its contents rained on the floor.
[ترجمه ترگمان]چمدان باز شد و محتویات آن روی زمین ریخته شد
[ترجمه گوگل]چمدان باز شد و محوطه آن بر روی زمین بارانی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The youn ...

معنی کلمه burst open به انگلیسی

burst open
• force apart, open forcefully

burst open را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی burst open
کلمه : burst open
املای فارسی : بورست اپن
اشتباه تایپی : ذعقسف خحثد
عکس burst open : در گوگل

آیا معنی burst open مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )