برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1353 100 1

Cold

/koʊld/ /kəʊld/

معنی: زکام، سرما، سرما خوردگی، سرد، خنک
معانی دیگر: چاییده، سردتر از دلخواه، (موتور و تایر و غیره) گرم نشده، بدون آمادگی قبلی، احساس سردی، بی عاطفه، بی مهر، غیردوستانه، عاری از احساسات، خشک و بیروح، حزن انگیز، غم انگیز، بی نظرانه، بی غرضانه، (بو و خبر و غیره) کهنه و ضعیف، مانده، (عامیانه) خوب آموخته، (عامیانه) از هوش رفته، غش، (عامیانه) کاملا، بی برو برگرد، برودت، حرارت زیر صفر، هوای سرد، سردی، (از نظر جنسی) بی شهوت، سرد مزاج، سردشدن یا کردن

بررسی کلمه Cold

صفت ( adjective )
حالات: colder, coldest
(1) تعریف: having a body temperature below normal.
مترادف: chill, chilly, cool
متضاد: hot, warm
مشابه: algid, frostbitten, ice-cold, icy, numb, shivering, shivery

- She warmed her cold hands and feet by the fire.
[ترجمه .......] او دست و پاهايش را با آتش گرم كرد .
|
[ترجمه ترگمان] دست‌های سردش را کنار آتش گرم کرد
[ترجمه گوگل] او دست و پا دستش را با آتش گرم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: without warmth.
مترادف: chilly, cool, nippy, wintry
متضاد: hot, lukewarm
مشابه: arctic, bitter, freezing, frigid, frosty, gelid, glacial, hyperborean, ice-cold, icy

- It was a cold day, so I wore my heavy coat.
[ترجمه ترگمان] روز سردی بود، واسه همین کتم رو پوشیدم
[ترجمه گوگل] روز سرد بود، بنابراین من کت سنگین خود را پوشیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Cold در جمله های نمونه

1. cold affects the extremities first
سرما اول به دست‌ها و پاها اثر می‌کند.

2. cold air blows in through the cracks of the window
هوای سرد از درزهای پنجره به درون می‌وزد.

3. cold air inlet
مدخل هوای سرد

4. cold blasts whistling about our ears
باد سردی که در گوش‌هایمان سوت می‌زد

5. cold contracts metals
سرما فلزات را منقبض می‌کند.

6. cold epidemics are not rare in wintertime
همه‌گیری ناشی از سرماخوردگی در زمستان نادر نیست.

7. cold logic
استدلال صرف

8. cold news
خبر کهنه

9. cold pipes weep in hot weather
در هوای گرم لوله‌های سرد عرق می‌کنند.

10. cold short
(فلز) سردشکن (شکننده در سرما)

11. cold comfort
راحتی کم،تسکین جزیی،دل خوش کنک

12. a cold can lead to pneumonia
سرماخوردگی ممکن است منجر به سینه پهلو بشود.

13. a cold drink
نوشیدنی سرد (تگری)

14. a cold engine
...

مترادف Cold

زکام (اسم)
cold , snivel , catarrh , common cold , head cold , influenza , sniffle
سرما (اسم)
cold , chill
سرما خوردگی (اسم)
cold , rheum
سرد (صفت)
algid , cold , cool , chilled , chilly , standoff , fresh , standoffish , arctic , distant , nipping , wintry , raw
خنک (صفت)
algid , cold , cool , chilled , chilly , fresh , flat , insipid , vapid , breezy , frigid , icy

معنی عبارات مرتبط با Cold به فارسی

ابتنی بااب سرد
خون سردی
خونسرد، بی عاطفه خون سرد، عاری ازاحساسات
خون سردی
(امریکا) پول نقد (که هنگام خرید یکجا پرداخت شود)
اسکنه ی آهن تراش (اسکنه ی پولادین و آبدیده که با آن فلزات سرد را می تراشند)، قلم فلزتراش، سردبر
(امریکا - خودمانی) با ضربه بی هوش کردن
راحتی کم، تسکین جزیی، دل خوش کنک
کرم پوست، یکجورمرهم
کالباس و گوشت پخته و پنیر (که برای ساندویچ لایه بری شده است)، یخنی، گوشت سرد با پنیر ی  زده، کالباس واغذیه مشابه
در حالت سرد کشیدن علوم مهندسى : سردکشى
روغن کرچک
مشروب الکلی حاوی شراب بورگاندی و شامپاین (به مقدار مساوی)
تراکم سرد علوم مهندسى : فشردگى سرد
...

معنی Cold در دیکشنری تخصصی

[نساجی] سرد
[آب و خاک] کلوخه
[زمین شناسی] خاک منطقه سرد
[علوم دامی] اصطبل سرد گوساله ؛ نوعی گوساله دانی که دمای درون آن کمتر از دمای بیرون است .
[عمران و معماری] آزمایش خمشی به طریقه سرد
[ریاضیات] خمش سرد
[عمران و معماری] آزمایش خمشی سرد
[زمین شناسی] آزمایش خمشی سرد
[کامپیوتر] راه اندازی سرد ، عامل به درون آن ، روشن کردن کامپیوتر و بار کردن سیستم .
[کامپیوتر] راه اندازی سرد نگاه کنید به boot.
[عمران و معماری] پل سرمایی
[برق و الکترونیک] کاتد سرد کاتدی که کار آن به بالا رفتن دمایش نسبت به دمای محیط بستگی ندارد .
[برق و الکترونیک] لامپ شمارشگر کاتد - سرد نوعی کامپ شمارشگر که دارای یک آند و سه مجموعه 10 کاتدی است . دومجموعه از کاتدها ف تخلیه تابان را متناسب با پالسهای تحریک و با توالی صحیح به هر یک از 10 کاتد خروجی هدایت می کنند . این لامپ برای ذخیره ی دادها ، شمارش ، تنظیم و دریچه بندی به کار می رود .
...

معنی کلمه Cold به انگلیسی

cold
• low temperature, chill, frigidity; respiratory illness (characterized by coughing, sneezing, sore throat, etc.)
• chilly, cool, not warm; not affectionate, unfriendly; depressing; unconscious (slang)
• (computers) storage of data on optical discs (i.e. cd-roms)
• something that is cold has a low temperature.
• the cold is cold weather or a low temperature.
• if you are cold, you feel that your body is at an unpleasantly low temperature.
• a cold person does not show much emotion or affection.
• a cold is a mild, very common illness which makes you sneeze a lot and gives you a sore throat or a cough.
• if you tell someone to be careful that they do not catch cold, you are telling them to take precautions so that they will not become ill as a result of being cold.
• if something leaves you cold, it fails to interest you.
• if you have or get cold feet about something that you were intending to do, you are now frightened of doing it.
cold arms
• weapons which do not use shooting or heat (such as knives, etc.)
cold attitude
• treatment with disdain, disinterested and distant attitude
cold beer
• chilled drink of beer, cold alcoholic drink, "a cold one", "suds"
cold blooded
• someone who is cold-blooded shows no pity or emotion.
cold blooded murder
• brutal homicide, cruel murder, malicious killing
cold boot
• startup from a computer which was previously turned off
cold buffet
• cold dishes of food spread out for self-service
cold coffee
• coffee which has cooled off, coffee which is no longer hot
...

Cold را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahsa
سرد
mik
سرماخوردگی
Mahdiyeh
سرما ،سرد✔️
Aydin
سرما خوردگی
fatemeh
سرد و سر ما خوردن وخنک
T.S.O
سرد،سرما،سرماخوردگی
معصومه ع
خشک و بی روح، عاری از احساس، بی مهر
Kja
هوای سرد ❄❄❄☁☁☁
tinabailari
I wish it weren't cold today
کاشکی امروز سرد نبود
🗂🗂
علیرضا...
در مورد رفتار انسان :
� سرد مزاج ، بی عاطفه ، بی مهر �
cold = unfriendly

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cold
کلمه : cold
املای فارسی : کلد
اشتباه تایپی : زخمی
عکس cold : در گوگل

آیا معنی Cold مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )