برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1358 100 1

Complex

/ˈkɑːmpleks/ /ˈkɒmpleks/

معنی: مجموع، مجموعه، هم تافت، عقده، گروهه، اچار، هم تافت، مجتمع، مختلط، بغرنج، مرکب از چند جزء، پیچیده
معانی دیگر: (دارای اجزای دقیق و تودرتو و وابسته به هم) هم تافته، هم پیچیده، (بسیار) پیچیده، گره ناک، (مجموعه ی ساختمان ها و راه ها و غیره که تشکیل یک واحد همبسته را بدهند) مجتمع، گروهگان، (روان شناسی) عقده، همبافت، (دارای دو یا چند بخش وابسته) مرکب، (دستور زبان) ناهمپایه، (جمله ی) مرکب، همبافته، (واژه ی) مشتق

بررسی کلمه Complex

صفت ( adjective )
(1) تعریف: having a complicated structure; not simple.
مترادف: complicated, sophisticated
متضاد: simple
مشابه: complicate, compound, convoluted, elaborate, inextricable, intricate, involved, manifold, multifaceted, multiplex, tangled

- Her early designs were simple, but now she combines many patterns, making her new designs quite complex.
[ترجمه گنج جو] سیاه مشق های اولیه اش کاملا ساده بودن ولی حالا با ترکیب تعدادی از نمونه هاطرح های بسیار پیچیده ای ارائه می دهد.
|
[ترجمه ترگمان] طراحی‌های اولیه او ساده بودند، اما حالا او الگوهای بسیاری را ترکیب می‌کند و طراحی‌های جدید خود را کاملا پیچیده می‌کند
[ترجمه گوگل] طرح های اولیه او ساده بود، اما اکنون او الگوهای بسیاری را ترکیب می کند و طرح های جدیدش را کاملا پیچیده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: difficult to analyze or understand because of being complicated.
مترادف: complicated, convoluted, difficult, elusive, involved
متضاد: simple
مشابه: complicate, dense, elaborate, impenetrable, inextricable, labyrinthine, sophisticated, tangled, unfathomable

...

واژه Complex در جمله های نمونه

1. a complex mechanism
مکانیزم پیچیده،ساز و کار هم‌تافته

2. a complex sentence
جمله‌ی مرکب

3. immune complex
همتافت ایمنی

4. inferiority complex
عقده‌ی حقارت،همبافت خود کم بینی

5. the complex ramifications of some tropical trees
شاخه‌بندی پیچیده‌ی برخی درختان استوایی

6. a very complex mathematical problem
مسئله‌ی ریاضی بسیار بغرنج

7. an industrial complex
گروهگان (مجتمع) صنعتی

8. argument of complex number
آوند عدد مختلط

9. modulus of a complex number
مدول یک عدد مختلط

10. the human brain has a complex organization
مغز انسان ساختمان پیچیده‌ای دارد.

11. the matter of the story is complex and thought-provoking
درون‌داشت (محتوای) داستان پیچیده و اندیش‌انگیز است.

12. the stock exchange is a large complex organism
بورس سهام سازمان بزرگ و پیچیده‌ای است.

13. a simple color mixed with another becomes a complex one
...

مترادف Complex

مجموع (اسم)
complex , aggregate , altogether , sum , summation , sum total , totality
مجموعه (اسم)
complex , collection , scrapbook , almanac , set , anthology , chrestomathy , treasury , music book , reading book , set of series
هم تافت (اسم)
complex
عقده (اسم)
knot , complex , difficulty , nodule
گروهه (اسم)
complex , team
اچار (اسم)
complex , wrench , spanner
هم تافت (صفت)
complex
مجتمع (صفت)
complex , assembled , convened
مختلط (صفت)
complex , medley , mixed , coeducational , motley , farraginous
بغرنج (صفت)
complex , intricate , involved , involute , complicated , obscurant , intangible
مرکب از چند جزء (صفت)
complex
پیچیده (صفت)
abstruse , complex , intricate , wrapped , twisted , involved , knotty , sigmoid , indirect , crooked , rolled , obscurant , wreathy , recondite , crabby , crimpy , unintelligible , revolute , verticillate

معنی عبارات مرتبط با Complex به فارسی

(ریاضی) مخرج مشترک، برخه ی مشترک، مخرج مشترک، برخه مشترک
(ریاضی) عدد مرکب، عدد همبافت، عدد مرکب
(دستور زبان) جمله ی مرکب، جمله ی مختلط، جمله ی همبافت
(پزشکی) بیماری وابسته به ایدز که نشانه ی آن بزرگ شدن غدد لنفاوی است و می تواند تبدیل به ایدز شود
ویتامین b کمپلکس
درجمله دارای دو قضیه اصلی ویک قضیه فرعی
(شیمی) همتافت همارا (ترکیب یک یا چند اتم با یک اتم مرکزی توسط یک جفت الکترون که متعلق به اتم مرکزی نیستند)، کمپلکس کوئوردینانسی (coordinate valence هم می گویند)
(مهجور - روانکاوی) عقده ی الکترا (عقده ی حب شدید نسبت به پدر و بیزاری از مادر)، حب دختر نسبت به پدر و بغ­ از مادر
(روان شناسی) خودکوچک بینی، عقده ی حقارت، همتافت خود فروبینی، عقده حقارت، خود کم بینی
هم بست ارتشی - صنعتی (اتحاد سران نظامی با صاحبان صنایع نظامی که گاهی سیاست کشورها را تحت تاثیر قرار می دهد)
(روانکاوی) عقده ی ادیپوس (اودیپ)، ا ...

معنی Complex در دیکشنری تخصصی

complex
[شیمی] کمپلکس ،1- (داراى اجزاى دقیق و تودرتو و وابسته به هم ) هم تافته ، هم پیچیده ، (بسیار) پیچیده ، بغرنج ، گره ناک ، هم تافت 2- (داراى دو یا چند بخش وابسته ) مرکب
[عمران و معماری] پیچیده - مختلط - مرکب
[برق و الکترونیک] مختلط ، پیچیده
[مهندسی گاز] پیچیده ، مختلط
[زمین شناسی] کمپلکس ، مختلط ، همتافت، پیچیده
[بهداشت] عقده - مجموعه
[نساجی] مرکب - پیچیده - مختلط - مجموعه
[ریاضیات] مختلط
[پلیمر] کمپلکس
[ریاضیات] آنالیز مختلط
[ریاضیات] تابع تحلیلی (مختلط)
[نساجی] آنیون های کمپلکس
[ریاضیات] فضای مختلط باناخ
[عمران و معماری] ساختمان پیچیده
[حسابداری] ساختار پیچیده سرمایه
[نساجی] ترکیب کمپلکس - ترکیب پیچیده
[برق و الکترونیک] مزدوج مختلط
[ریاضیات] مزدوج مختلط
[آمار] مزدوج مختلط
[عمران و معماری] ریشه های مختلط مضاعف
[ریاضیات] مختصات مختلط
[آما ...

معنی کلمه Complex به انگلیسی

complex
• compound, various objects that form a whole; interconnected group (of objects, buildings, etc.); obsessive feeling; repressed feelings or concepts that lead to exceptional mental condition or behavior
• composite, made up of interconnected parts; complicated
• complex things have many different parts and are hard to understand.
• a complex is a group of many things which are connected with each other in a complicated way.
• a complex is also a group of buildings used for a particular purpose.
• if you have a complex, you have a mental or emotional problem caused by an unpleasant experience in the past.
complex fraction
• fraction which is combined together with a whole number (such as 3 1/2)
complex function
• function that involves complex functions
complex number
• number which is a combination of real and imaginary numbers, non-concrete numbers (mathematics)
complex numbers
• number which is a combination of real and imaginary numbers, non-concrete numbers (mathematics)
complex personality
• depth and subtlety of personality
complex sentence
• sentence which contains both an independent and a dependent clause
command complex
• large collection of many separate commands
electra complex
• incestuous desire of a daughter for her father
guilt complex
• a guilt complex is a feeling of guilt that someone has which they cannot get rid of, and which may eventually lead to mental illness.
inferiority complex
• strong feelings of insecu ...

Complex را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر حسین بهزادی
سخت;
دشوار
moonika_alone
مجموع
مختلط
هم تافت
امیرعبایس بیهقی
پیچیده ، تکامل یافته
مریم رمضانی
چندجانبه
خلیل
ترکیبی
فاطمه
عقده ای
ali
مجتمع :.President Hassan Rouhani officially welcomed Prime Minister Abe at Sa'dabad Complex .
نرجس عمرانی
پیچیده
مهدی ام
حساسیت
گلی افجه
عقده
پیچیدگی
Shirinbahari
مجتمع مسکونی
The town has one of the best leisure complexes in the country
Алит
بازار هم معنی میده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی complex
کلمه : complex
املای فارسی : کمپلکس
اشتباه تایپی : زخئحمثط
عکس complex : در گوگل

آیا معنی Complex مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )