انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1070 100 1

Conclude

تلفظ conclude
تلفظ conclude به آمریکایی/kənˈkluːd/ تلفظ conclude به انگلیسی/kənˈkluːd/

معنی: خاتمه دادن، بپایان رساندن، منعقد کردن، نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، ختم کردن
معانی دیگر: پایان دادن، پایان یافتن، تمام کردن یا شدن، خاتمه یافتن، فرجامیدن، نتیجه گیری کردن، (امریکا) تصمیم گرفتن، (قرار داد و عهدنامه و غیره) ترتیب دادن، بستن، توافق کردن

بررسی کلمه Conclude

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: concludes, concluding, concluded
(1) تعریف: to bring to an end; finish or complete.
مترادف: cease, close, complete, end, finish, terminate, wind up, wrap up
متضاد: begin, commence, defer, open, prolong, start
مشابه: cap, complement, consummate, culminate, decide, halt, stop

- Let's conclude the meeting now and go to lunch.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اجازه دهید این جلسه را اکنون خاتمه دهیم و به ناهار برویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بیایید این جلسه را به پایان برسانیم و به ناهار بیفتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The police are now concluding their investigation of the incident.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پلیس اکنون در حال خاتمه یافتن تحقیقات خود درباره این حادثه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پلیس اکنون تحقیقات خود را در مورد حادثه انجام داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He's concluded his business in Washington and will be returning home.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او کارش را در واشنگتن به پایان رساند و به خانه باز خواهد گشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او کسب و کار خود را در واشنگتن به پایان رساند و به خانه بازگشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to bring to a final settlement; resolve.
مترادف: decide, determine, resolve, settle
مشابه: clinch, complete

- We hope to conclude the sale of the property by the end of the week.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما امیدواریم که تا پایان هفته، فروش ملک را به پایان برسانیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما امیدواریم تا پایان امسال فروش ملک را به پایان برسانیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to make a judgment or inference; deduce.
مترادف: decide, deduce, deduct, determine, figure, gather, infer
مشابه: ascertain, draw, judge, reason, reckon

- From all the evidence, they concluded that the defendant had to be innocent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از همه شواهد به این نتیجه رسیدند که متهم باید بی‌گناه باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] از همه شواهد، آنها نتیجه گرفتند که متهم باید بیگناه باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- From the suspicious way he was acting, we concluded that he was up to some mischief.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از رفتار مشکوکی که داشت، به این نتیجه رسیدیم که او قصد بدی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] از شیوه مشکوکی او بازی کرد، ما نتیجه گرفتیم که او تا به حال برخی از بدبختی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: concluding (adj.)
• : تعریف: to finish; end.
مترادف: cease, close, end, finish, stop, terminate
متضاد: begin, commence, start
مشابه: culminate, expire, round, top

- The lengthy trial concluded this afternoon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] محاکمه طولانی بعد از ظهر به پایان رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] محاکمه طولانی این بعدازظهر به پایان رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- His speech concluded with a quotation from Abraham Lincoln.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سخنرانی او با نقل‌قول آبراهام لینکلن به پایان رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سخنرانی او با نقل قول از ابراهیم لینکلن به پایان رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Conclude در جمله های نمونه

1. Most people are happy when they conclude their work for the day.
ترجمه بیشتر افراد وقتی کار روزانه شان را تمام می کنند خوشحالند

2. The gloomy day concluded with a thunderstorm.
ترجمه روز دلگیر با رعد و برق به پایان رسید

3. Work on the building could not be concluded until the contract was signed
ترجمه کار ساختمان تا زمان امضا قرارداد تمام نشد

4. my intuitions have led me to conclude that. . .
ترجمه احساس من مرا به این نتیجه رسانده است که . . .

5. We may conclude that he never had recourse to this simple experiment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ممکن است نتیجه بگیریم که هرگز به این آزمایش ساده متوسل نشده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ممکن است نتیجه بگیریم که او هرگز به این آزمایش ساده دست نیافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. What do you conclude from that?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از این چه نتیجه‌ای می‌گیری؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آن نتیجه چه می گویید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I wish to conclude my speech with a prayer for the continued happiness of thenewly married couple.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من می‌خواهم سخنرانی خود را با دعایی برای سعادت ادامه‌دار این زوج ازدواج کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من آرزو می کنم سخنرانی خود را با دعا برای ادامه شادی از زن و شوهر جدید ازدواج به پایان برسانم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The competitors cantered into the arena to conclude the closing ceremony.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رقبا به سرعت وارد صحنه شدند تا مراسم اختتامیه را خاتمه دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رقبا برای رسیدن به مراسم افتتاحیه به صحنه بازگشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I would like to conclude by saying that I do enjoy your magazine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می‌خواهم با گفتن این که از مجله شما لذت می‌برم به این نتیجه می‌رسم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می خواهم نتیجه گیری کنم با گفتن اینکه از مجله ام لذت می برم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It's difficult to guess what they will conclude from the evidence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حدس زدن این که آن‌ها از مدارک چه نتیجه‌ای خواهند گرفت دشوار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دشوار است حدس بزنید که آنها از شواهد نتیجه خواهند گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Before I conclude, I'd like to thank you all for coming.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبل از این که به این نتیجه برسم، دوست دارم از همتون تشکر کنم که اومدین
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از اینکه من نتیجه بگیرم، می خواهم از همه شما سپاسگزارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He conclude the negotiation with dispatch.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او مذاکرات را با اعزام به پایان رساند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مذاکره را با اعزام انجام می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The United States and Russia hope to conclude a treaty to cut their nuclear arsenals by two-thirds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ایالات‌متحده و روسیه امیدوارند که پیمانی را منعقد کنند که arsenals هسته‌ای خود را دو سوم کاهش دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایالات متحده و روسیه امیدوارند که معاهده ای را برای کاهش زرادخانه های هسته ای خود با دو سوم به تصویب برسانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Those are the facts; what do you conclude from them?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این‌ها حقایق است، از آن‌ها چه نتیجه‌گیری می‌کنید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این حقایق است؛ شما از آنها نتیجه می گیرید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The failure to conclude the trade talks last December could prove a blessing in disguise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکست در پایان گفت و گوه‌ای تجاری در دسامبر گذشته می‌تواند یک موهبت پنهان کردن باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکست نهایی مذاکرات تجاری در ماه دسامبر گذشته می تواند یک برتری را در پنهان شدن نشان دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. To conclude, I'd like to express my thanks to my family.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به این نتیجه رسیدم که دوست دارم از خانواده‌ام تشکر کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای نتیجه گیری، من می خواهم از خانواده ام تشکر کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. This has made many Americans conclude that business ethics is an oxymoron.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این باعث شده‌است که بسیاری از آمریکایی‌ها نتیجه بگیرند که اخلاق تجاری an است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این امر بسیاری از آمریکایی ها را نتیجه گرفته است که اخلاق تجاری اخلاقی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. We must conclude that when the distance between the molecules is very small, there are forces of repulsion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید نتیجه بگیریم که وقتی فاصله بین مولکول‌ها خیلی کوچک باشد، نیروهای دافعه وجود دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید نتیجه گیری کنیم که وقتی فاصله بین مولکول ها بسیار کوچک است، نیروهای انفجاری وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Conclude

خاتمه دادن (فعل)
finish , close , complete , end , terminate , conclude
بپایان رساندن (فعل)
end , terminate , knock up , conclude , consummate , finalize , play out , surcease
منعقد کردن (فعل)
hold , convene , conclude
نتیجه گرفتن (فعل)
gather , derive , conclude , deduce
استنتاج کردن (فعل)
derive , subsume , conclude , induce , infer , evolve
ختم کردن (فعل)
finish , end , conclude

معنی Conclude در دیکشنری تخصصی

conclude
[ریاضیات] منتج، خاتمه دادن، به پایان رسانیدن، نتیجه گرفتن، اختتام

معنی کلمه Conclude به انگلیسی

conclude
• finish; deduce, infer; make a decision
• if you conclude that something is true, you decide that it is true because of other things that you know.
• when you conclude, you say the last thing that you are going to say.
• when you conclude something or when it concludes, it finishes; a formal use.
• if you conclude a treaty or business deal, you arrange or settle it finally; a formal use.
conclude findings
• summarize results

Conclude را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

زهرا دولت دوست ١٤:٤٧ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠
مترادف ⬅️ deduce
|

mysm66 ٠٩:٠٨ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢
جمع بندی کردن
|

فیض ١٧:٠٧ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤
به سرانجام رسیدن
|

Vafa ١١:٤٤ - ١٣٩٧/١٢/١٧
خلاصه کردن
|

Karo ١٨:٤١ - ١٣٩٧/١٢/٢٢
برای فیزا
|

محمد پیرحیاتی ٢٢:٥٣ - ١٣٩٨/٠٧/٠٤
پایان دادن، به نتیجه رسیدن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی conclude
کلمه : conclude
املای فارسی : کنکلود
اشتباه تایپی : زخدزمعیث
عکس conclude : در گوگل


آیا معنی Conclude مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )