برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1276 100 1

Contrasting

واژه Contrasting در جمله های نمونه

1. The contrasting approaches to Europe signified a sharp difference between the major parties.
[ترجمه ترگمان]رویکردهای متضاد به اروپا نشانگر تفاوت شدید بین دو طرف بود
[ترجمه گوگل]رویکردهای متناقض به اروپا، تفاوت شدید میان احزاب عمده را نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Paint the walls in a contrasting colour.
[ترجمه ترگمان]دیوارها را با رنگ‌های متضاد رنگ کنید
[ترجمه گوگل]دیوارها را در یک رنگ متضاد رنگ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Paint the wall in a contrasting colour.
[ترجمه ترگمان]دیوار را بارنگ متضاد رنگ کنید
[ترجمه گوگل]دیوار را در یک رنگ متضاد رنگ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The book explores contrasting views of the poet's early work.
[ترجمه ترگمان]این کتاب دیدگاه‌های متضادی در مورد کار اولیه این شاعر را بررسی می‌کند
[ترجمه گوگل]این کتاب به بررسی دیدگاه متضاد کار پیشین شاعر می پردازد
[ترجمه شما] ترجمه ...

معنی کلمه Contrasting به انگلیسی

contrasting
• opposing, contrary, in a differing manner
contrasting colors
• colors which are directly opposite one another on the color wheel (i.e. red and blue)

Contrasting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

........
مقایسه کردن یا تفاوت
مهدی صباغ
Adjective :
متضاد
مخالف
متفاوت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Contrasting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )