برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1332 100 1

caddy

/ˈkædi/ /ˈkædi/

معنی: شبح، پیشخدمت، لو لو، توپ تنیس، چای دان، دانش اموز دانشکده افسری، پسر کهتر
معانی دیگر: ظرف چای، رجوع شود به: caddie

بررسی کلمه caddy

اسم ( noun )
حالات: caddies
• : تعریف: a small box or similar container, as for tea or pencils.
اسم ( noun )
حالات: caddies
• : تعریف: variant of caddie.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: caddies, caddying, caddied
• : تعریف: to work as a caddie.

واژه caddy در جمله های نمونه

1. You get to watch Emil Franzi caddy for County Manager Chuck Huckleberry in the Pro - Am.
[ترجمه ترگمان]باید مواظب امیل Franzi، مدیر بخش کانتی، چاک هاکلبری در پرو - هستم
[ترجمه گوگل]شما می توانید به تماشای امیل Franzi Caddy برای مدیر شهرستان Chuck Huckleberry در نرم افزار - ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He had an attentive caddy who held the brilliantly segmented umbrella over him between shots.
[ترجمه ترگمان]او کسی را داشت که چتر درخشان و درخشانی را که بین تیر و گلوله قرار داده بود، به دست گرفته بود
[ترجمه گوگل]او کادیس توجه داشت که چتر درخشان او را در بین عکسها قرار داده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Vacation time Francis arranged for him to caddy at the Lyford Cay club to keep him out of trouble.
[ترجمه ترگمان]پس از گذراندن تعطیلات، فرانسیس کار خود را برای او ترتیب داد و به \"موشا کی\" رفت تا او را از دردسر دور نگه دارد
[ترجمه گوگل]زمان تعطیلات فرانسیس برای او در باشگاه Lyford Cay قرار گرفت تا او را از دردسر خارج کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The tea caddy is on the kitchen table.
...

مترادف caddy

شبح (اسم)
apparition , target , phantom , ghost , silhouette , specter , sprite , spook , caddy , simulacrum , eidolon , spectrum , fantom , phantasm , phantasma , umbra , wraith
پیشخدمت (اسم)
servant , bellboy , waiter , office boy , pursuivant , caddie , caddy
لو لو (اسم)
fright , bogy , bogeyman , caddy , boggle , bugbear , scarecrow , bogle , bugaboo , hobgoblin , golliwog , gollywog , golliwogg
توپ تنیس (اسم)
caddie , caddy
چای دان (اسم)
caddie , caddy , canister
دانش اموز دانشکده افسری (اسم)
caddie , caddy
پسر کهتر (اسم)
caddie , caddy

معنی کلمه caddy به انگلیسی

caddy
• lidded can or box for storing tea; one who carries golf clubs; drawer for compact discs in a cd-rom drive (computers)
• carry golf clubs
tea caddy
• a tea caddy is a small tin in which you keep tea.

caddy را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی caddy
کلمه : caddy
املای فارسی : کددی
اشتباه تایپی : زشییغ
عکس caddy : در گوگل

آیا معنی caddy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )