انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 895 100 1

canon

تلفظ canon
تلفظ canon به آمریکایی/ˈkænən/ تلفظ canon به انگلیسی/ˈkænən/

معنی: تصویب نامه، حکم، قانون شرع، معیار، دره عمیق و باریک، قانون کلی، مجموعه کتب
معانی دیگر: اصل، سنجه، ملاک، آثار اصیل (در مقابل آثاری که به غلط به کسی نسبت داده شده)، کلیات، مجموعه ی آثار، آثار اساسی، مجموعه ی قوانین کلیسا، قانون کلیسا، شرعیات، (نادر) قانون، مقررات، بخش هایی از انجیل که (بنابر نظر برخی) توسط خداوند مستقیما الهام شده است، بخش هایی از انجیل که اصیل و مورد قبول تشخیص داده شده است، (اغلب با c بزرگ) فهرست مقدسان کلیسای کاتولیک، بخش اصلی مراسم عشای ربانی، (موسیقی) متداخل، همپوش، هم سوار، (در کلیساهای بزرگ یا وابسته به دانشگاه) کانن، کشیش، رجوع شود به: canon regular، تصمیم، قانون گزاری کردن، n : canyon : دره عمیق وباریک

بررسی کلمه canon

اسم ( noun )
(1) تعریف: a religious law, code, or body of laws.
مترادف: code, decretal, doctrine, dogma, law
مشابه: belief, ethic, ideology, line, precept, principle, regulation, rule, tenet

(2) تعریف: a generally or universally accepted standard, principle, or criterion, or a set of these.
مترادف: belief, criterion, line, norm, standard, tenet
مشابه: bench mark, doctrine, dogma, model, precept, principle, yardstick

(3) تعریف: secular or religious writings of the Bible that have been determined to be authentic or sacred.
مترادف: scripture
مشابه: Bible, Holy Writ

(4) تعریف: in music, a passage or movement in which a melodic line is exactly repeated, with the repetitions overlapping each other.
مشابه: movement, passage, repetition
اسم ( noun )
(1) تعریف: a member of the chapter of priests serving in a cathedral or a collegiate church.
مشابه: clergyman, cleric, clerical, ecclesiastic, father, priest

(2) تعریف: a member of one of certain Roman Catholic orders.

واژه canon در جمله های نمونه

1. sa'di's canon is more than a thousand pages
ترجمه کلیات سعدی از هزار صفحه متجاوز است.

2. the victorian canon
ترجمه آثار عمده‌ی دوره‌ی ویکتوریا

3. it is not easy to determine omar khayyam's canon
ترجمه تعیین آثار واقعی عمر خیام آسان نیست.

4. The Church's canon law forbids remarriage of divorced persons.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قانون کلیسایی کلیسا ازدواج مجدد افراد مطلقه را ممنوع می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قانون قاچاق کلیسا مجددا از طلاق گرفته مجازات می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He had to read a canon of accepted literary texts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجبور بود یک کتاب از متون ادبی پذیرفته‌شده را بخواند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مجبور به خواندن یک متن از متون ادبی پذیرفته شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Richard refused to trade in his old Canon cameras.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ریچارد از معامله با دوربین کانن قدیمی اش سر باز زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ریچارد از فروش دوربین های قدیمی کانن خودداری کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. 'Wuthering Heights' is a central book in the canon of English literature.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وودرینگ هایتز کتاب اصلی در کتاب اصلی ادبیات انگلیسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'Wuthering Heights' یک کتاب مرکزی در کانون ادبیات انگلیسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Canon John and the capacity audience of well-wishers were presented with a wealth of talent and a variety of music.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"کانن جان\" و \"حضار\" با استعداد افرادی که خیرخواه بودند، به همراه ثروت و تنوع موسیقی به نمایش در آمدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کانن جان و ظرفیت مخاطبان آرزوها با ثروت استعداد و موسیقی متنوعی ارائه شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Canon Bob Spence, the senior Catholic priest in Darlington, said he was delighted with the news.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کانن باب اسپنس، کشیش ارشد کاتولیک در Darlington، گفت که از این خبر خوشحال است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کانن باب اسپنس، کشیش ارشد کاتولیک در دارلینگتون، گفت که او از اخبار خوشحال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. In the twelfth century the canon lawyers devised an elaborate, and comparatively humane, legal framework for poor relief.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در قرن دوازدهم، وکلای خلیفه یک چارچوب استادانه و نسبتا انسانی‌تر و قانونی برای رهایی از مستمندان ابداع کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در قرن دوازدهم، وکلای کانون، یک چارچوب قانونمند و مقتضی انسانی برای کمک به فقرا را طراحی کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. For a time he served as canon and treasurer of Salisbury Cathedral, having been ordained a priest several years before.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای مدتی به عنوان خلیفه و خزانه‌دار کل کلیسای جامع، که چند سال پیش کشیش شده بود، خدمت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای یک زمان او به عنوان کانن و خزانه دار کلیسای جامع سالسبی خدمت کرده است، چندین سال پیش کشیش کشیش شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. No one who had seen Canon Grindal's ugly face and then heard his beautiful chord-like voice could ever forget.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کسی که صورت زشت و زشتی Canon را ندیده بود و صدای beautiful را که هرگز نمی‌توانست فراموش کند، شنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کسی که چهره زشتی کانر گریندال را دیده بود و سپس صدای آوازی زیباش را می شنید همیشه می توانست فراموش کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Canon used mechatronics - electronically controlled precision mechanics - to produce the miniature printer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کانن استفاده از مکانیک دقت کنترل‌شده را برای تولید چاپگر کوچک مورد استفاده قرار داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کانن با استفاده از مکاترونیک - مکانیک دقیق کنترل الکترونیکی کنترل - برای تولید چاپگر مینیاتوری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Canon law, on the other hand, was the clay with which the pope could mould society.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از سوی دیگر، قانون کانن همان ماده‌ای بود که پاپ می‌توانست جامعه را در آن قالب کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از سوی دیگر، قانون کانن، رس است که پاپ میتواند جامعه را شکل دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Private interment took place in York led by Canon O'Mahony with immediate family and Martha present.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دفن خصوصی در یورک توسط کانن O با خانواده فوری و مارتا حاضر انجام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیگیری خصوصی در یورو به رهبری کانن اوموانی با حضور خانواده فوری و مارتا صورت گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. And a film and video canon, or standard of excellence, is developing by which to measure theatrical productions of Shakespeare.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و یک فیلم و یک فیلم یا یک استاندارد عالی در حال توسعه است که برای اندازه‌گیری تولیدات نمایشی شکسپیر در حال توسعه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و یک فیلم یا ویدئو کانن یا استاندارد برتری، در حال توسعه است که برای اندازه گیری تولیدات تئاتر شکسپیر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. As a body they upheld the interpretation of canon law as prohibiting women from this ceremony.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به عنوان یک تن، تفسیر قانون شرع به عنوان منع زنان از این مراسم را تایید کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان یک بدن آنها تفسیر قانون کانون را به عنوان منع زنان از این مراسم را حفظ کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. In rabbinic canon law, the rabbi explained, human life does not simply begin at conception.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خاخام توضیح داد که در قانون شرع اسلام، زندگی انسانی به سادگی از مفهوم آغاز نمی‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در قانون قاعده rabbinic، روبی توضیح داد، زندگی انسان به سادگی در مفهوم آغاز نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف canon

تصویب نامه (اسم)
decision , act , canon
حکم (اسم)
brief , attachment , dictum , statement , edict , canon , precept , sentence , rule , decree , verdict , mandate , commission , pardon , fiat , arbiter , ruling , warrant , ordonnance , statute , commandment , finding , doom , writ , ordinance , rescript
قانون شرع (اسم)
direction , canon
معیار (اسم)
test , criterion , touchstone , canon , gauge , scale , standard , yardstick , paragon
دره عمیق و باریک (اسم)
canon , canyon
قانون کلی (اسم)
direction , canon
مجموعه کتب (اسم)
canon , library

معنی عبارات مرتبط با canon به فارسی

گلوله توپ
قوانین حاکم بر کلیسا، شرعیات، قوانین شرع، قانون شرع، قانون کلیسایی
کشیشی که از اصول و قوانین رهبانی و خانقاهی پیروی کند (ولی راهب نباشد)

معنی canon در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] یکی دیگر از شرکت هایی است بسیار معروف که در زمینه لوازم جانبی کامپیوتر فعالیت دارد. از محصولات معروف این شرکت می توان به چاپگر ، اسکنر و دوربین های عکاسی دیجیتالی نام برد .
[کامپیوتر] موتور Conon - نگاه کنید به engine

معنی کلمه canon به انگلیسی

canon
• japanese corporation founded in 1937 and headquartered in tokyo, world-renowned manufacturer of a wide variety of optical and imaging products (such as cameras, lenses, digital video cameras, etc.) and business machines (such as printers, copy machines, computer printers, laser facsimiles, etc.)
• church law; accepted principle, criterion; list of christian saints; books of the bible recognized by the christian church; clergyman, religious cleric; (music) contrapuntal piece of music in which one musical line of a melody is imitated in an accurate manner in other parts
• a canon is one of the clergy on the staff of a cathedral.
• a canon is also a basic rule or principle; a formal use.
canon finetech inc•
• japanese company headquartered in mitsukaido (japan), manufacturer of a wide variety of products (digital copiers and printers, electronic equipment, ink products, paper-handling devices, photosensitive paper containing diazonium and many more)
canon inc•
• japanese corporation founded in 1937 and headquartered in tokyo, world-renowned manufacturer of a wide variety of optical and imaging products (such as cameras, lenses, digital video cameras, etc.) and business machines (such as printers, copy machines, computer printers, laser facsimiles, etc.)
canon law
• christian religious law, ecclesiastical law of the christian religion
• canon law is the law of the christian church. it has authority only over the church and its members.

canon را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی canon

فاطمه فقیه ١٥:١٦ - ١٣٩٦/٠٨/١٩
نوعی فرم در موسیقی کنترپوانتیک
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٧:٥٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٨
معيار سنجش
|

پیشنهاد شما درباره معنی canon



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی canon
کلمه : canon
املای فارسی : کنن
اشتباه تایپی : زشدخد
عکس canon : در گوگل


آیا معنی canon مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )