برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1186 100 1

caption

/ˈkæpʃn̩/ /ˈkæpʃn̩/

معنی: عنوان
معانی دیگر: (قدیمی) دستگیری، توقیف، ضبط، (حقوق) بخشی از سند (مثلا کیفر خواست) که نشان می دهد کی و کجا و توسط چه کسی اجرا شده است، (حقوق - در استشهادیه یا دادخواهی) سر صفحه (که شامل نام طرفین دعوی و دادگاه مربوطه و شماره ی پرونده و غیره است)، (روزنامه و غیره) عنوان مقاله، سر صفحه، (در مورد فیلم) زیر نویس، (تصویر و کاریکاتور و کارتون و غیره) توضیح زیر عکس، زیر نویس، شرح، سرلوحه، عنوان دادن

بررسی کلمه caption

اسم ( noun )
(1) تعریف: a heading, title, or legend for printed matter such as a magazine article, newspaper photo, or graph.

- Most photographs in magazines have captions underneath them.
[ترجمه ترگمان] بیشتر عکس‌ها در مجلات captions زیر آن‌ها هستند
[ترجمه گوگل] اکثر عکس ها در مجلات دارای زیرنویس های زیر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a legend for pictorial matter shown in films or videos; subtitle.

(3) تعریف: in law, the part of a legal document where the time, date, location, and authority of its execution are indicated.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: captions, captioning, captioned
• : تعریف: to provide a caption for.

- This program is captioned for the deaf.
[ترجمه ترگمان] این برنامه، captioned برای ناشنوایان است
[ترجمه گوگل] این برنامه برای افراد ناشنوا به ثبت رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه caption در جمله های نمونه

1. A clear photo with a newsy caption or short article is often welcome.
[ترجمه آحمد] مااغلب از عکسهای شفاف و واضح یایک مقاله کوتاه پر محتوااستقبال می کنیم
|

[ترجمه Mnsr] معمولا از یک عکس شفاف با یک زیرنویس خبری یا بک مقاله کوتاه استقبال میشود.
|

[ترجمه ترگمان]یک عکس روشن با عنوان caption یا مقاله کوتاه اغلب مورد استقبال قرار می‌گیرد
[ترجمه گوگل]عکس های واضح با عنوان یا مقالهای با عنوان اخبار اغلب خوش آمد میگوییم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Once she had read a caption under the picture of a royal bride-to-be.
[ترجمه ترگمان]یک‌بار هم یک عنوان را زیر تصویر یک عروس سلطنتی خوانده بود - به آن - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه گوگل]هنگامی که او عنوان تصویر زیر یک عروس به نام سلطنتی را خوانده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف caption

عنوان (اسم)
way , address , cause , reason , motive , head , excuse , manner , title , superscription , heading , caption , headline , pretext , method , capitulary , fashion , salvo , lemma

معنی caption در دیکشنری تخصصی

[سینما] نوشته فیلم - کارت تیتراژ - کپشن - لوحه - نگاره - نوشتار - نوشته - توضیح / شرح
[حقوق] سرلوحه، عنوان (لایحه یا سند حاوی اسامی اطراف دعوا، شماره پرونده و غیره)
[سینما] لوحه گردان
[سینما] دستگاه نمایش لوحه
[سینما] پایه لوحه
[سینما] لوحه گردان - لوحه گردان
[سینما] میان نویس

معنی کلمه caption به انگلیسی

caption
• explanatory heading, descriptive title
• write a caption, provide with a caption
• the caption of a picture or cartoon is the words printed underneath.

caption را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدحسن کشفی
نمانگاره
امیرعباس بیهقی
پانویس ، عنوان ، شرح
sadaf
زیرنویس عکس
DASY
یه جورایی، یعنی توضیحات ، نوشته ، عنوان ، ......

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی caption
کلمه : caption
املای فارسی : کپشن
اشتباه تایپی : زشحفهخد
عکس caption : در گوگل

آیا معنی caption مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )