انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1015 100 1

caption

تلفظ caption
تلفظ caption به آمریکایی/ˈkæpʃn̩/ تلفظ caption به انگلیسی/ˈkæpʃn̩/

معنی: عنوان
معانی دیگر: (قدیمی) دستگیری، توقیف، ضبط، (حقوق) بخشی از سند (مثلا کیفر خواست) که نشان می دهد کی و کجا و توسط چه کسی اجرا شده است، (حقوق - در استشهادیه یا دادخواهی) سر صفحه (که شامل نام طرفین دعوی و دادگاه مربوطه و شماره ی پرونده و غیره است)، (روزنامه و غیره) عنوان مقاله، سر صفحه، (در مورد فیلم) زیر نویس، (تصویر و کاریکاتور و کارتون و غیره) توضیح زیر عکس، زیر نویس، شرح، سرلوحه، عنوان دادن

بررسی کلمه caption

اسم ( noun )
(1) تعریف: a heading, title, or legend for printed matter such as a magazine article, newspaper photo, or graph.

- Most photographs in magazines have captions underneath them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بیشتر عکس‌ها در مجلات captions زیر آن‌ها هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اکثر عکس ها در مجلات دارای زیرنویس های زیر هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a legend for pictorial matter shown in films or videos; subtitle.

(3) تعریف: in law, the part of a legal document where the time, date, location, and authority of its execution are indicated.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: captions, captioning, captioned
• : تعریف: to provide a caption for.

- This program is captioned for the deaf.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این برنامه، captioned برای ناشنوایان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این برنامه برای افراد ناشنوا به ثبت رسیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه caption در جمله های نمونه

1. A clear photo with a newsy caption or short article is often welcome.
ترجمه کاربر [ترجمه آحمد] مااغلب از عکسهای شفاف و واضح یایک مقاله کوتاه پر محتوااستقبال می کنیم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک عکس روشن با عنوان caption یا مقاله کوتاه اغلب مورد استقبال قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عکس های واضح با عنوان یا مقالهای با عنوان اخبار اغلب خوش آمد میگوییم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Once she had read a caption under the picture of a royal bride-to-be.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک‌بار هم یک عنوان را زیر تصویر یک عروس سلطنتی خوانده بود - به آن - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که او عنوان تصویر زیر یک عروس به نام سلطنتی را خوانده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The caption alongside notes that George Davies, aged 1 is in the front row on the far right.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در کنار یادداشت نوشته شده بود که جورج دیویس در سن ۱ سالگی در ردیف جلو در سمت راست قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عنوان در کنار یادداشت های جورج دیویس، ساله 1 در سمت راست در سمت راست است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I noticed a caption in my local newspaper the other day, identifying a group of high school cheerleaders.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک روز دیگر در روزنامه محلی من به عنوان یک گروه از cheerleaders دبیرستانی متوجه شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در روز دیگر من یک روزنامه در روزنامه محلی خود را دیدم که یک گروه از طرفداران مدرسه دبیرستان را شناسایی کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Do you really need a caption for these two photos?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا واقعا به عنوانی برای این دو عکس نیاز دارید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا واقعا به این دو عکس نیاز دارید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. While often the caption is the target node name, sometimes an attractive caption does not fit the semantic net paradigm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حالی که اغلب عنوان هدف گره هدف است، گاهی اوقات یک عنوان جذاب با الگوی شبکه معنایی همخوانی ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالی که اغلب عنوان، نام گره هدف است، گاهی اوقات یک متن جذاب با پارادایم خالص معنایی متناسب نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The Caption Competition, which usually gives me a source of amusement, in the Feb edition was in bad taste.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رقابت عنوان عنوان که معمولا به من یک منبع سرگرمی می‌دهد، در فوریه فوریه مزه بدی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسابقه امضا، که معمولا به من یک منبع سرگرمی می دهد، در نسخه فوریه، طعم بدی داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. His name is incorrectly spelt in the caption as N V Matovski, but the face is unmistakable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نام او به اشتباه در این عنوان به عنوان N - Matovski نوشته شده‌است، اما صورت اشتباه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نام او به صورت نادرست در عنوان به عنوان N V Matovski املایده شده است، اما صورت بدون ابهام است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. If the caption does become detached the finder can see at a glance what it is.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر عنوان بخش از بین برود، یابنده می‌تواند نگاهی به آن بیندازد که چه چیزی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر علامت جدا شود، یابنده می تواند در یک نگاه از آنچه که هست را ببیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Here's a better attempt at a caption for the same picture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بهترین تلاش برای یک عکس برای یک تصویر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اینجا یک تلاش بهتر برای یک تصویر برای یک تصویر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Then she redrew her picture and wrote the caption shown in Figure
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس تصویر او را خواند و عنوان زیر را نوشت که در شکل نشان‌داده‌شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس او تصویر خود را تغییر داد و عنوان را که در شکل نشان داده شده نوشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He uses crabs for bait, the caption informs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زیر لب می‌گوید: از خرچنگ برای طعمه استفاده می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای اطلاع از طعمه از خرچنگها استفاده می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Photo and caption by James Killion a photo of a massive fire beyond the trees, under a clear starlit night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عکس و نوشته جیمز killion عکسی از آتشی عظیم در آن سوی درختان، زیر یک شب روشن از نور ستارگان
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عکس و عنوان توسط James Killion یک عکس از آتش سوزی گسترده در خارج از درختان، تحت شب روشن روشن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Caption: Hiking hidden Wales : Get off the beaten trackthe spectacular Rhinog mountains.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عنوان: گردش در ولز مخفی: از the و کوهه‌ای Rhinog تماشایی فرار کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیاده روی پیاده روی Wales پنهان کردن کوه های راینوخ جذاب کشیده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I didn't understand the drawing until I read the caption.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من نقاشی را تا زمانی که متن را نخوانده بودم نفهمیدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نقاشی را درک نکردم تا اینکه عنوان را بخوانم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف caption

عنوان (اسم)
way , address , cause , reason , motive , head , excuse , manner , title , superscription , heading , caption , headline , pretext , method , capitulary , fashion , salvo , lemma

معنی caption در دیکشنری تخصصی

[سینما] نوشته فیلم - کارت تیتراژ - کپشن - لوحه - نگاره - نوشتار - نوشته - توضیح / شرح
[حقوق] سرلوحه، عنوان (لایحه یا سند حاوی اسامی اطراف دعوا، شماره پرونده و غیره)
[سینما] لوحه گردان
[سینما] دستگاه نمایش لوحه
[سینما] پایه لوحه
[سینما] لوحه گردان - لوحه گردان
[سینما] میان نویس

معنی کلمه caption به انگلیسی

caption
• explanatory heading, descriptive title
• write a caption, provide with a caption
• the caption of a picture or cartoon is the words printed underneath.

caption را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی caption

محمدحسن کشفی ٠٩:٤٦ - ١٣٩٦/٠٦/٠٥
نمانگاره
|

امیرعباس بیهقی ١٩:٣٥ - ١٣٩٧/٠٨/٠٧
پانویس ، عنوان ، شرح
|

sadaf ١٦:١٤ - ١٣٩٧/١٠/٢٤
زیرنویس عکس
|

DASY ١٤:٤٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤
یه جورایی، یعنی توضیحات ، نوشته ، عنوان ، ......
|

پیشنهاد شما درباره معنی caption



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی caption
کلمه : caption
املای فارسی : کپشن
اشتباه تایپی : زشحفهخد
عکس caption : در گوگل


آیا معنی caption مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )