برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1282 100 1

carrier

/ˈkæriər/ /ˈkærɪə/

معنی: حرفه، حامل، حمال، حامل میکرب، دستگاه کاریر، موج حام-ل
معانی دیگر: (شخص یا وسیله ای که حمل می کند) حمل کننده، نقاله، حماله، برنده، آورنده، آوردگر، ترابر، نامه بر، پیام آور، قاصد، مکاری، پیک، چاپار، (ظرف یا مجرا و غیره که توسط آن چیزی رسانده شود) رسانگر، ناقل، کاربر، بردار، صندلی (پلاستیکی و بردنی) کودک، بیمه گر، انسان، رجوع شود به: aircraft carrier (پزشکی - یا جانور حامل بیماری یا مشخصات ارثی زیانبخش) برنده، (شیمی - عامل کاتالیزگر که موجب انتقال یک عنصر یا ریشه از یک ترکیب به ترکیب دیگر می شود، جسمی که کاتالیزگر موجود در خود را تقویت می کند، مقدار نسبتا زیادی از یک ماده ی پایا که با مقدار بسیار کمی ایزوتوپ مخلوط شده باشد) حامل، (الکترونیک) موج حامل، موج بردار، موج حام‹ل

بررسی کلمه carrier

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who carries or delivers.

- a carrier of good news
[ترجمه ترگمان] حامل خبره‌ای خوب،
[ترجمه گوگل] حامل خبر خوب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a mail carrier
[ترجمه ترگمان] حامل نامه
[ترجمه گوگل] یک حامل پستی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a commercial delivery company.

(3) تعریف: a person or animal that may transmit the organisms of a disease but in whom the symptoms do not appear.

(4) تعریف: a support on or in a vehicle, for carrying goods.

- a luggage carrier
[ترجمه ترگمان] حامل چمدان
[ترجمه گوگل] یک لباسی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(5) تعریف: a very large naval vessel equ ...

واژه carrier در جمله های نمونه

1. carrier telegraphy
تلگراف رسانگر (ناقل) کاریر

2. a carrier pigeon
کبوتر نامه رسان،کبوتر قاصد

3. paper carrier
روزنامه رسان

4. personnel carrier
نفربر

5. a mail carrier
پستچی

6. a newspaper carrier
موزع روزنامه،روزنامه رسان

7. this device is a carrier of secret messages
این وسیله رسانگر پیام‌های سری است.

8. antiaircraft guns laid an umbrella over the carrier
توپ‌های ضدهوایی کشتی هواپیمابر را زیر چتر دفاعی قرار دادند.

9. the planes bammed against the deck of the carrier
هواپیماها تراق تراق کنان بر عرشه‌ی ناو هواپیمابر فرود می‌آمدند.

10. if your package is lost, you have to refer to the carrier company
اگر بسته‌ی شما گم شده باید به شرکت ترابر (حمل کننده) مراجعه کنید.

11. The haulage company was a carrier of machine parts to Turkey.
[ترجمه ترگمان]شرکت باربری یک حامل قطعات ماشین به ترکیه بود
[ترجمه گوگل]شرکت حمل و نقل قطعات یدکی ماشین آلات به ترکیه بود
[ترجمه شما] ترج ...

مترادف carrier

حرفه (اسم)
mystery , profession , pursuit , avocation , business , vocation , occupation , trade , metier , carrier
حامل (اسم)
porter , transport , bearer , carrier , vehicle , vector , conveyor , stave , conveyer
حمال (اسم)
porter , coolie , carrier
حامل میکرب (اسم)
carrier
دستگاه کاریر (اسم)
carrier
موج حام-ل (اسم)
carrier

معنی عبارات مرتبط با carrier به فارسی

رجوع شود به: homing pigeon، انواع کبوترهای درشت که غبغب بزرگ دارند، کبوتر نامه بر، کبوتر قاصد کبوترنامه بر
سیستم حامل
موج حامل
(نیروی دریایی) ناو هواپیمابر، ناو هواپیمابر
ترابر، شرکت حمل و نقل (موسسه ای که افراد و اجناس را در مقابل پول حمل و نقل می کند)، حامل مشترک
داده بر، حامل داده ها
(بنایی) ناوه کش، ناوه بر
نامه بر، مامور پست، نامه رسان، پستچی، چاپار
کشتی تیر بر
نامه بر، پستچی، بربد
(عامیانه)، هنر پیشه ی دارای نقش کم اهمیت، سیاهی لشکر
نیرو بر
دلو

معنی carrier در دیکشنری تخصصی

carrier
[حسابداری] متصدی حمل و نقل ؛ حمل کننده
[عمران و معماری] انتقال دهنده - حامل
[کامپیوتر] حامل - سیگنالی که سیگنال تلفیق شده دیگری را درون خود دارد . مثلا" یک مودم داده را درون یک تلفن انتقال می دهد. مودم برای انجام اینکار از صدایی پیوسته به عنوان حامل استفاده می کند . - حامل .
[برق و الکترونیک] حامل 1. بسامد اصلی یک فرستنده در غیاب سیگنال مدوله کننده . 2. الکترون یا حفره ی متحرک در یک نیمه رسانا . - حامل
[بهداشت] حامل
[حقوق] حمل کننده، وسیله حمل، پیک، شرکت هواپیمایی یا کشتیرانی
[نساجی] حامل - کریر - ماده تعاونی برای رنگرزی پلی استر در دمای جوش
[ریاضیات] حمل کننده، حامل، متصدی حمل و نقل، حماله
[معدن] حامل (ژئوشیمی)
[آمار] 1. حامل 2. ناقل 3. محمل
[نساجی] مواد متورم کننده
[نساجی] ماده حمل کننده - از مواد تعاونی رنگرزی پلی استر در جوش
[برق و الکترونیک] تقویت کننده ی حامل نوعی تقویت کننده ی جریان مستقیم که سیگنال ورودی ( دی سی ) آن پس از پالایش توسط پالایه ی پایین گذر ، برای مدوله کننده ی یک حامل استفاده می شود . سپس سیگنال ( ای سی ) به دست آمده به روش متداول تقویت می شود . خروجی تقویت شده ( دی سی ) از یکسو سازی و پالایش سیگنال حامل به دست می آید . تقویت کننده ی بر شگر از نمونه های متداول تقویت کننده ی حامل است که با استفاده از یکیا دو برشگر سیگنال ورودی ( دی سی ) را به سیگنال ( ای سی ) موج مربعی تبدیل و پس از تقویت آن را یکسو می کند .
[برق و الکترونیک] تنظیم دامنه ی حامل تغییر دامنه ی موج حامل در فرستنده ی دامنه - مدوله شده در شرایطی که مدوله کننده ی به صورت متقارن اعمال شود .
...

معنی کلمه carrier به انگلیسی

carrier
• one who ships; one who carries; messanger; thing that carries; aircraft carrier; shipping company; truck; steamship or vessel for carrying goods or transporting passengers; post-office worker who carries mail; person who delivers newspapers on a specific route; person (or animal) who transmits a disease to others but does not suffer from it themselves; signal transmitted over a telephone line when two computers are connected through modems (computers); telecommunications company
• a carrier is a vehicle or device used for carrying things.
• a carrier is also a military vehicle or ship that is used for transporting soldiers, other vehicles, and weapons.
• a carrier is also someone who is infected with a disease and so can make other people ill with that disease.
• a carrier or a carrier bag is a paper or plastic bag with handles.
carrier bag
• paper or plastic for carrying purchases
carrier detect
• detection of a carrier signal, detection of a communications tone
carrier oil
• vegetable oil or nut oil used to dilute essential oils before they are applied to the skin
carrier pigeon
• pigeon which is used to carry and deliver messages
• a carrier pigeon is a pigeon that is used to carry written messages which are attached to its leg.
carrier wave
• electromagnetic wave that can be modulated to transmit a signal from the transmitter to the receiver
aeroplane carrier
• aircraft carrier
aids carrier
• person who carries the deadly hiv virus
aircraft carrier
• warship with a large and flat deck for carrying aircraft
• an aircr ...

carrier را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

lina
قاطر - جا به جا کننده
lina
قاطر - جا به جا کننده
عباس نعمتی فر
ناقل بیماری (ژنتیک و ... که خودش از آن رنج نمی برد؛ اما به دیگران منتقل می کند)
There are an estimated 1.5 million HIV carriers in the country.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی carrier
کلمه : carrier
املای فارسی : کریر
اشتباه تایپی : زشققهثق
عکس carrier : در گوگل

آیا معنی carrier مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )