برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1350 100 1

case history

/ˈkeɪshɪstr̩i/ /keɪsˈhɪstr̩i/

معنی: تاریخچه، سوابق، سابقه مرض ودرمان
معانی دیگر: (روان شناسی و غیره) سرگذشت، پژوهه، سابقه ی پرونده، خلاصه پرونده، شرح حال، (به ویژه در پژوهش های پزشکی و روان شناسی و جامعه شناسی - مجموعه ی اطلاعات و تفاسیر و غیره درباره ی شخص یا گروه به خصوص) تاریخچه ی مورد، سرگذشت، سابقه مر­ ودرمان

بررسی کلمه case history

اسم ( noun )
• : تعریف: a record of pertinent facts and changes, usu. in a client or research subject undergoing medical, psychiatric, or similar treatment or study.
مشابه: dossier

واژه case history در جمله های نمونه

1. She familiarised herself with the case history of her new patient.
[ترجمه ترگمان]با توجه به سابقه بیمار جدید خود، خود را فریب داد
[ترجمه گوگل]او خود را با تاریخچه بیمار جدید خود آشنا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She familiarized herself with the case history of her new patient.
[ترجمه ترگمان]با سابقه بیمار جدید خود آشنا شده بود
[ترجمه گوگل]او خود را با تاریخچه بیمار جدید خود آشنا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It is a case history of a range of courses designed for teachers and involving the study of language and of languages.
[ترجمه ترگمان]این یک تاریخچه موردی از مجموعه‌ای از دوره‌هایی است که برای معلمان طراحی شده‌اند و شامل مطالعه زبان و زبان می‌شوند
[ترجمه گوگل]این یک مورد تاریخی از مجموعه ای از دوره های طراحی شده برای معلمان است که شامل مطالعه زبان و زبان ها می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We've used an imaginary case history to illustrate them.
[ترجمه ترگمان]ما از یک تاریخ فرضی خیالی برای نشان دادن ...

مترادف case history

تاریخچه (اسم)
annals , history , record , chronicle , case history , memoir , vita
سوابق (اسم)
information , case history , dossier , data
سابقه مرض ودرمان (اسم)
case history

معنی case history در دیکشنری تخصصی

case history
[عمران و معماری] بررسی مشخص - بررسی موردی

معنی کلمه case history به انگلیسی

case history
• tale of the history and details leading up to a certain event
• someone's case history is the record of past events or problems that have affected them; a formal expression.

case history را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر رستمی
گزارش کار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی case history
کلمه : case history
املای فارسی : کس هیستوری
اشتباه تایپی : زشسث اهسفخقغ
عکس case history : در گوگل

آیا معنی case history مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )