انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 950 100 1

cassette

تلفظ cassette
تلفظ cassette به آمریکایی/kəˈset/ تلفظ cassette به انگلیسی/kəˈset/

معنی: جعبه کوچک جای جواهرات، کاست
معانی دیگر: (دوربین عکاسی) کاست فیلم، casket : جعبه کوچک جای جواهرات، تابوت

بررسی کلمه cassette

اسم ( noun )
• : تعریف: a compact case for film, or audio or video tape, used to facilitate leading a camera or recorder.

واژه cassette در جمله های نمونه

1. He inserted the cassette and pressed the 'play' button.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاست را وارد کرد و دکمه نمایش را فشار داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کاست را وارد کرد و دکمه �بازی� را فشار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. A cassette tape recorder can easily record sound on and play sound back from tape.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ضبط نوار کاست می‌تواند به راحتی صدا را ضبط کند و از نوار پخش شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ضبط کننده نوار کاست به راحتی می تواند صدای ضبط و پخش صدا را از نوار ضبط کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He inserted a cassette into the machine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاست را وارد دستگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کاست را به دستگاه گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Put another cassette in the cassette recorder.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاست را در ضبط‌صوت قرار دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاست دیگر را در ضبط کاست قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I swapped him my CD for his cassette.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سی‌دی من رو با کاست اون عوض کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من سی دی خود را برای کاست او گذاشتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The new album is available on vinyl, cassette, or compact disc.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آلبوم جدید در نوار vinyl، کاست، یا دیسک فشرده موجود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آلبوم جدید در وینیل، کاست یا دیسک فشرده موجود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Put a new cassette in the cassette recorder to see whether it works normally.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاست جدید را در ضبط‌صوت قرار دهید تا ببینید آیا به طور عادی کار می‌کند یا نه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاست جدید را در ضبط کاست قرار دهید تا ببیند آیا به طور معمول کار می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Now available on cassette or CD!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حالا در سی‌دی یا سی‌دی در دسترس باشید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر در کاست و یا CD در دسترس است!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Walt and I referred to a video cassette of the original footage to check continuity and lighting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]والت و من به یک کاست ویدیویی از فیلم اصلی اشاره کردیم تا تداوم و نورپردازی را بررسی کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]والت و من به یک کاست ویدیو از فیلم اصلی اشاره کردیم تا تداوم و روشنایی را بررسی کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Is that cassette still obtainable?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنوز cassette؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا کاست هنوز قابل دسترسی است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I rewound the cassette and played her voice back to her.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من کاست را آوردم و صدایش را به او برگرداندم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من کاست را باز کردم و صدای او را به او باز کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She put on a U2 cassette.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوار U۲ را پوشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بر روی یک کاست U2 قرار داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A cassette/radio is included at no extra cost .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کاست \/ رادیو اصلا هزینه اضافی ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاست / رادیو بدون هزینه اضافی گنجانده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He was enthusing about his new pocket cassette recorder.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون داشت در مورد اون ضبط صوتی جدیدش حرف می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد ضبط کاست جدید جیبی خود مشتاق بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Your tape deck has chewed up my cassette!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نوار چسب شما کاست منو خورده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عرشه نوار من کیس من را زده است!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف cassette

جعبه کوچک جای جواهرات (اسم)
casket , jewel box , jewel case , cassette
کاست (اسم)
casket , cassette , sagger

معنی عبارات مرتبط با cassette به فارسی

نوار صوتی، کاست دارای نوار صوتی

معنی cassette در دیکشنری تخصصی

[سینما] کاست [نوعی فیلمدان و نواردان ] - نوار خشابی
[سینما] عرشه کاست
[برق و الکترونیک] دستگاه پخش کاستی ، پخش دستگاهی که برای پخش کاستهای ضبط شده روی نوار مغناطیسی طرح شده است .
[کامپیوتر] دستگاه ضبط کاست .
[برق و الکترونیک] دستگاه ضبط کاستی ، ضبط صوت دستگاهی که برای ضبط و پخش کاستهای نوار مغناطیسی طرح شده است.
[برق و الکترونیک] دستگاه ضبط و پخش نوار کاست
[کامپیوتر] نوار کاست .
[سینما] کاست مصور
[سینما] کاست صدا
[کامپیوتر] کاست نوار مغناطیسی
[کامپیوتر] کاست نوار
[برق و الکترونیک] کاست نوار پوششی که طولی از نوار مغناطیسی را طوری نگهخ می دارد .که بتواند داخل دستگاه ضبط نوار یا ویدئو قرار گیرد و نوار پخش شود .نوار بین چرخکاری داخل کاست عقب و جلو می رود .
[سینما] کاست تلویزیونی

معنی کلمه cassette به انگلیسی

cassette
• cartridge which holds film (photography); cartridge that holds magnetic tape or videotape (i.e. video cassette)
• a cassette is a small, flat rectangular plastic container with magnetic tape inside which is used for recording and playing back sounds.
cassette deck
• device which can record and play sound on cassette tape
• a cassette deck is the part of a hi-fi system that you can play cassettes on.
cassette player
• device which can record and play sound on cassette tape
• a cassette player is a machine that is used for playing cassettes and sometimes also for recording them.
cassette recorder
• a cassette recorder is a machine that is used for recording and listening to cassettes.
cassette tape
• audiocassette, audio recording stored on magnetic tape and enclosed in a cassette
• a cassette tape is the same as a cassette.
video cassette
• cassette on which motion pictures and sound are recorded
• a video cassette is a cassette containing a video tape.

cassette را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی cassette

ebitaheri@gmail.com ٢٣:٤٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
قاب

جای نوار ، جا نواری ، قاب نوار

جای فیلم ، جا فیلمی ، قاب فیلم

[دستگاه چاپ و چاپگر]
سینی کاغذ
|

پیشنهاد شما درباره معنی cassette



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کهیار > تیارا
علی بابایی ساروی > آرشیدا
Arisan anoai > Greece
شهناز اکبرزاده > طیف
عادل ولی محمدی > run down
حسین شهبازی > قانونمدار
هما > هما
سوما > سوما

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی cassette
کلمه : cassette
املای فارسی : کسیت
اشتباه تایپی : زشسسثففث
عکس cassette : در گوگل


آیا معنی cassette مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )