انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 894 100 1

chalk

تلفظ chalk
تلفظ chalk به آمریکایی/ˈt͡ʃɑːk/ تلفظ chalk به انگلیسی/t͡ʃɔːk/

معنی: نشان، گچ، طباشیر، با گچ خط کشیدن، علامت سفید کردن، با گچ نشان گذاردن
معانی دیگر: گل سفید، گل کیوه، (انگلیس - در مورد خاک کشاورزی) گچ و آهک زدن، گچ آمیز کردن، کود دادن، با گچ نوشتن یا رسم کردن، علامت یا طرح ترسیم شده با گچ، (انگلیس) صورتحساب، تعداد امتیاز (در مسابقه)، حساب نسیه، گچی، نوشته شده با گچ، (امریکا - خودمانی - در مسابقه ی اسبدوانی) اسبی که احتمال بردن او در مسابقه زیاد است، شرط بندی روی اسب های خوب، گچ زدن به، (در بازی بیلیارد و غیره) به سر چوب (cue) گچ مالیدن، رنگ پریده کردن یا شدن، مثل گچ سفید شدن، (به ویژه در مورد سطوح نقاشی شده) گچ مانند شدن، نرم و پودر مانند شدن

بررسی کلمه chalk

اسم ( noun )
(1) تعریف: a soft whitish limestone derived mostly from minute sea shells.

(2) تعریف: a substance derived from natural chalk that is pressed into a stick-like form and used for writing on a blackboard or drawing on pavement.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: chalks, chalking, chalked
(1) تعریف: to rub, treat, or mark with chalk.

(2) تعریف: to write down or portray in a drawing with chalk.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
عبارات: chalk up
• : تعریف: of paint, to become so weathered that a powder is formed.
صفت ( adjective )
• : تعریف: of, pertaining to, or made with chalk.

واژه chalk در جمله های نمونه

1. chalk boulders extending from the cliffs
ترجمه سنگ‌های گچی که از میان صخره‌ها سر برافراشته بود

2. chalk scraping a blackboard makes my hair stand on end
ترجمه گچ که بر تخته‌ی سیاه کشیده می‌شود موی بدنم را سیخ می‌کند.

3. chalk out
ترجمه 1- با گچ نوشتن یا علامت گذاری کردن 2- طرح کردن،به اجمال شرح دادن یا تعیین کردن

4. chalk up
ترجمه 1- (در مسابقات و غیره) امتیاز به دست آوردن،کسب کردن 2- نسیه کردن

5. the chalk made a screeching sound on the blackboard
ترجمه گچ روی تخته سیاه صدای ناهنجاری کرد.

6. the chalk rasped across the blackboard
ترجمه گچ بر روی تخته سیاه صدای گوشخراشی ایجاد کرد.

7. this chalk is soft and powders easily
ترجمه این گچ نرم است و به آسانی پودر می‌شود.

8. they use chalk to write on a blackboard
ترجمه با گچ روی تخته‌ی سیاه می‌نویسند.

9. different as chalk and cheese
ترجمه (انگلیس) بسیار متفاوت،بسیار ناهمانند

10. walk a chalk line
ترجمه (عامیانه) اطاعت کامل کردن،مواظب رفتار خود بودن

11. a piece of chalk for writing
ترجمه یک تکه گچ برای نوشتن

12. (as) different as chalk and cheese
ترجمه (دارای فرق) از زمین تا آسمان،کاملا متفاوت،بسیار ناسان

13. not by a long chalk
ترجمه (انگلیس) به هیچ‌وجه،ابدا

14. the teacher leaned against the blackboard and the chalk rubbed off on his black jacket
ترجمه معلم به تخته‌سیاه تکیه داد و گچ‌ها به کت سیاهش مالیده شد.

15. this plant grows in all kinds of soil, including chalk
ترجمه این گیاه در انواع خاک‌ها رشد می‌کند حتی خاک گچی.

16. not all workers have belonged to a union by a long chalk
ترجمه همه‌ی کارگران هرگز عضو اتحادیه نبوده‌اند.

17. With a stick of chalk he wrote her order on a blackboard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با یک تکه گچ، دستور او روی تخته‌سیاه را نوشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با یک چوب گچ او سفارش خود را بر روی تخته سیاه نوشته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Chalk and cheese are disparate substances.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پنیر و پنیر، مواد متفاوت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گچ و پنیر مواد مخدر هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. Dust yourself down you're covered in chalk.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خودت را گرد و خاک کردی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گرد و خاک خود را بچسبانید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. We can chalk that win up to a lot of luck.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] میتونیم این ها رو به یه عالمه شانس تبدیل کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما می توانیم گول بزنیم که به موفقیت های زیادی دست پیدا کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. He filched a piece of chalk from the teacher's desk.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک تکه گچ را از روی میز معلم گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تکه ای از گچ را از میز معلم برداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. You can't chalk his bad work up to lack of trying.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو نمی‌توانی کار bad را به خاطر کمبود تلاش از دست بدهی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما نمیتوانید کار بدی خود را تا کمبود تلاش انجام دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

23. They're like chalk and cheese, those two.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها مثل گچ و پنیر هستند، آن دوتا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها مانند گچ و پنیر، آن دو هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف chalk

نشان (اسم)
trace , attribute , tally , score , slur , benchmark , indication , token , aim , show , sign , seal , stamp , target , mark , marking , insignia , signal , emblem , symptom , brand , presage , track , banner , badge , clue , standard , ensign , vexillum , impress , hallmark , plaque , caret , chalk , cicatrix , symbol , vestige , medal , memento
گچ (اسم)
plaster , chalk , stucco
طباشیر (اسم)
chalk , magnesia
با گچ خط کشیدن (فعل)
chalk
علامت سفید کردن (فعل)
chalk
با گچ نشان گذاردن (فعل)
chalk

معنی عبارات مرتبط با chalk به فارسی

1- با گچ نوشتن یا علامت گذاری کردن 2- طرح کردن، به اجمال شرح دادن یا تعیین کردن
سفیده نقرسی
(در کلاس یا جلسه و غیره) خطابه ی همراه نمودار و تصویر روی تخته ی سیاه
1- (در مسابقات و غیره) امتیاز به دست آوردن، کسب کردن 2- نسیه کردن
گچ خیاطی (که همانند صابون خیاطی به کار می رود)، گچ فرانسوی، گچ درزیگران
(انگلیس) به هیچ وجه، ابدا
گچ یا صابون خیاط ی مخصوص علامت گذاری روی پارچه گچ یا صابون خیاطی مخصوص علامت گذاری روی پارچه

معنی chalk در دیکشنری تخصصی

chalk
[عمران و معماری] سنگ آهک نرم - گچ - کربنات کلسیم - گل سفید
[زمین شناسی] گل سفید یا چالک سنگ آهک دریایی نرم، خالص، ریزدانه، سفید تا خاکستری روشن که 90-99% آن از کلسیت تشکیل شده است. اغلب در محیط های آبی کم عمق و از تجمع پوسته آهکی ریزیاخته های شناور و بقایای جلبک های آهکی شکل می گیرد. الف) یک سنگ آهک نرم، خالص، خاکی، با بافت ریز، معمولاً سفید تا خاکستری روشن یا نخودی با منشأ دریایی که تقریباً بطور کامل (99%-90) از کلسیت ساخته شده است و عمدتاً بوسیله تجمع آب کم عمق پوسته های آهکی میکروارگانیسم های معلق (اکثراً فرامنیفرها) و همچنین از بقایای گرد یا آرد شده جلبکهای آهکی (مانند کوکولیتها و رابدولیتها) تشکیل شده است. این سنگ ممکن است شامل بقایای آمونیت ها، خارپوستان و پلسی پودها و ندول های چرت ویبریت باشد. بیشترین انواع گل های سفید متعلق به عصر کرتاسه می باشد. مترادف: creta ب) یک کربنات کلسیم سفید خالص (یا تقریباً خالص) طبیعی، که به ذرات پودری یا خرده ریزه ای شکسته می شود. ج) سنگ گچ. ریشه کلمه: انگلیسی قدیمی cealc سیلک. از کلمه لاتین calx به معنای آهک.
[نساجی] گچ - نوعی کاغذ نقشه کشی
[کوه نوردی] گچ (پودر) سنگنوردی
[خاک شناسی] گل سفید
[آب و خاک] گچ، گل سفید
[نساجی] راه راه های باریک با رنگ روشن در طرح پارچه
[زمین شناسی] آهکهای کربنات داری که در اثرتماس با آب ، آبکی می گردد.
[عمران و معماری] نرم آهک منیزی دار
[عمران و معماری] نرم آهک رسدار
[عمران و معماری] نرم آهک دردانه ای
[نساجی] صابون خیاطی

معنی کلمه chalk به انگلیسی

chalk
• white limestone; object which is made of limestone (or something which resembles limestone) and is used for writing on blackboards or slates
• write or mark with chalk
• chalk is soft white rock. you can use small pieces of it for writing or drawing with.
• chalks are small pieces of chalk used for writing or drawing with.
• if you chalk something, you draw or write it using a piece of chalk.
• if you chalk up a success, you achieve it.
by a long chalk
• by a long way; by a large amount
french chalk
• talc used on cloth by tailors to make marks on cloth; talc that cleaners use for removing grease stains from clothes

chalk را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی chalk

ebitaheri@gmail.com ٠٨:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢
گچی شدن
|

پیشنهاد شما درباره معنی chalk



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی chalk
کلمه : chalk
املای فارسی : چاک
اشتباه تایپی : زاشمن
عکس chalk : در گوگل


آیا معنی chalk مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )