انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1007 100 1

characterize

تلفظ characterize
تلفظ characterize به آمریکایی/ˈkerəktəˌraɪz/ تلفظ characterize به انگلیسی/ˈkærəktəraɪz/

معنی: مشخص کردن، توصیف کردن، منش نمایی کردن، متصف کردن
معانی دیگر: (منش یا سیرت یا ویژگی های کسی یا چیزی را) شرح دادن، ترسیم کردن، سرشت نمودن، ویژگی کسی یا چیزی بودن، متمایز کردن، منقوش کردن

بررسی کلمه characterize

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: characterizes, characterizing, characterized
(1) تعریف: to describe (someone or something) in terms of what one considers to be the most distinguishing feature or features; ascribe certain characteristics to.
مشابه: define, dominate, label, qualify, represent, stamp, style, type

- The press characterized him as a criminal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مطبوعات او را به عنوان یک مجرم شناخته بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مطبوعات او را به عنوان یک جنایتکار توصیف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to be a distinguishing attribute or quality of.
مشابه: feature, mark

- Depth of knowledge by its author characterizes this book.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] عمق دانش توسط مولف این کتاب، این کتاب را مشخص می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] عمق دانش توسط نویسنده آن، این کتاب را توصیف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه characterize در جمله های نمونه

1. they characterize anyone who disagrees with them as a traitor
ترجمه آنان هرکس را که با آنها مخالف باشد خائن توصیف می‌کنند.

2. How would you characterize the mood of the 1990s?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حالت دهه ۱۹۹۰ را چگونه توصیف می‌کنید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چگونه خلق و خوی دهه 1990 را توصیف می کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Bright colours and bold strokes characterize his early paintings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رنگ‌های روشن و ضربه‌های پررنگ نقاشی‌های او را مشخص می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رنگ های روشن و سوت های جسورانه نقاشی های او را مشخص می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Both characterize connections in reality and both give an account of the character of our beliefs about them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دوی آن‌ها ارتباطات را در واقعیت مشخص می‌کنند و هر دو به شخصیت باورهای ما در مورد آن‌ها توجه می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو اتصالات را در واقعیت مشخص می کنند و هر دو به شخصیت باورهای ما درباره آنها می پردازند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Scientists characterize the humanities as uncertain, vague and irrelevant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانشمندان علوم انسانی را به عنوان نامطمئن و نامربوط توصیف می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانشمندان علوم انسانی را به عنوان نامطمئن، مبهم و بی ربط مشخص می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. In consequence, simple statistical techniques are used to characterize the grain size distribution data.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در نتیجه، از تکنیک‌های آماری ساده برای مشخص کردن داده‌های توزیع اندازه دانه استفاده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نتیجه، تکنیک های آماری ساده برای توصیف داده های توزیع اندازه دانه استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The problem arose of how best to characterize the booklet for teachers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مشکل ناشی از این است که چگونه میتوان دفترچه را برای معلمان طبقه‌بندی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکل این است که چگونه بهترین توصیف کتابچه برای معلمان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. His opponents have tried to characterize him as indifferent to the concerns of the working class.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مخالفان او سعی کرده‌اند تا او را نسبت به نگرانی‌های طبقه کارگر نشان دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مخالفان او سعی کرده اند او را به نگرانی های طبقه کارگر بی تفاوت نشان دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In the pages that follow I will characterize some of the more obvious signs of a badly organized and motivated operation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در صفحاتی که از من پیروی می‌کنند، برخی از نشانه‌های آشکار یک عمل بد سازمان‌یافته و با انگیزه را مشخص خواهم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در صفحاتی که دنبال میکنم، برخی از علائم واضحتری از عملیات بدرستی سازمان یافته و انگیزه را توصیف می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Improve laboratory capabilities to identify and characterize emerging pathogens.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهبود قابلیت‌های آزمایشگاهی برای شناسایی و شناسایی عوامل pathogens در حال ظهور
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بهبود توانایی های آزمایشگاهی برای شناسایی و شناسایی پاتوژن های در حال ظهور
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Another way to characterize these deepening levels of concentration is by the amount of time the mind can remain undisturbed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک راه دیگر برای مشخص کردن این سطوح عمیق غلظت، مقدار زمانی است که ذهن می‌تواند دست‌نخورده باقی بماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راه دیگری برای توصیف این سطوح عمیق غلظت، از لحاظ زمانی است که ذهن می تواند درهم شکسته باقی بماند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Can you characterize your own political belief system?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا می‌توانید سیستم اعتقادی سیاسی خود را مشخص کنید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می توانید سیستم اعتقادات سیاسی خود را مشخص کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A lot of people characterize romance as trashy books.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم داستان عاشقانه را به عنوان کتاب بی‌ارزش توصیف می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از افراد عاشقانه را به عنوان کتابهای ناپسند توصیف می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Some of them we would characterize as networks, others as staff support / staff development cooperatives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از آن‌ها ما را به عنوان شبکه‌ها، دیگران به عنوان حمایت از تعاونی توسعه کارکنان \/ کارکنان توصیف می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از آنها ما را به عنوان شبکه ها، بعضی دیگر به عنوان پشتیبانی کارکنان / تعاونی های کارکنان تعریف می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. What concepts can be used to characterize those systems that are not democratic?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کدام مفاهیم می‌توانند برای مشخص کردن سیستم‌هایی که دموکراتیک نیستند مورد استفاده قرار گیرند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه مفاهیمی می تواند برای توصیف سیستم هایی که دموکراتیک نیستند استفاده شود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف characterize

مشخص کردن (فعل)
specify , determine , define , distinguish , characterize
توصیف کردن (فعل)
qualify , portray , characterize , describe
منش نمایی کردن (فعل)
characterize
متصف کردن (فعل)
define , characterize

معنی characterize در دیکشنری تخصصی

characterize
[ریاضیات] سرشت نمودن، مشخص کردن، مشخص ساختن، توصیف کردن

معنی کلمه characterize به انگلیسی

characterize
• describe; be a characteristic of (also characterise)
• to characterize someone or something means to be typical of them.

characterize را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی characterize

ازاد جلالي ٠٢:٥٠ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢
توصيف كردن مشخص كردن ( مثال مشخص كردن نوشته ي كسي)
|

Sara ١٧:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٧
مشخص کردن ویژگی ها
|

پیشنهاد شما درباره معنی characterize



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

amin > nanometer
آرزو > ciudad
پریسا > خیش ارات
هادی > thick skinned
اسماعیل بخشی > vertebrate
Mohammad Mahdi > rolled
Ss > Sit
gf > office

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی characterize
کلمه : characterize
املای فارسی : چرکتریز
اشتباه تایپی : زاشقشزفثقهظث
عکس characterize : در گوگل


آیا معنی characterize مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )