برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1286 100 1

cherished

/ˈt͡ʃeˌrɪʃ/ /ˈt͡ʃerɪʃ/

معنی: محبوب
معانی دیگر: گرامی داشتن، تسلی دادن

واژه cherished در جمله های نمونه

1.
گرانمایه

2. alas, this cherished life has gone by
افسوس بر این عمر گرانمایه که بگذشت

3. one of our cherished privileges is the freedom of expression
یکی از امتیازاتی که ما به آن ارج می‌نهیم آزادی بیان است.

4. . . . for it has life and sweet life is cherished
. . . که جان دارد و جان شیرین خوش است.

5. The cup is a cherished trophy of the company.
[ترجمه ترگمان]این فنجان مایه افتخار این شرکت است
[ترجمه گوگل]فنجان یک جایزه گرانبها از شرکت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was a man who cherished his privacy.
[ترجمه ترگمان]او مردی بود که حریم خصوصی خود را حفظ کرده بود
[ترجمه گوگل]او مردی بود که حریم خصوصی اش را حفظ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He'll never change, and will hug his cherished beliefs.
[ترجمه ترگمان]او هرگز تغییر نخواهد کرد و باورهای cherished را در آغوش خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]او هرگز تغییر نخواهد کرد و اعتقادات گرانبهای خود را ...

مترادف cherished

محبوب (صفت)
favorite , honey , lovable , loveable , lovesome , dear , beloved , popular , loved , cherished , darling , intimate , precious , treasured

معنی کلمه cherished به انگلیسی

cherished
• treasured, near to one's heart, showing deep affection

cherished را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس كاراوند
گرانمايه
فواد بهشتی
عزیز - ارزنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cherished
کلمه : cherished
املای فارسی : چریشد
اشتباه تایپی : زاثقهساثی
عکس cherished : در گوگل

آیا معنی cherished مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )