برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1317 100 1

chimney corner


(بخاری چوب سوز دیواری یا شومینه)، گوشه ای از اتاق که شومینه و چند صندلی در آن قرار دارند

واژه chimney corner در جمله های نمونه

1. She was supposed to retire to her chimney corner and make way for the younger generation.
[ترجمه ترگمان]قرار بود کنار بخاری بنشیند و برای نسل جوان راه بیفتد
[ترجمه گوگل]او قرار است به سمت گوشه دودمان خود بازنشسته شود و راه را برای نسل جوان راه بیاورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. No one need retire to the chimney corner, no matter how many years have passed over his head.
[ترجمه ترگمان]لازم نیست کسی به گوشه بخاری برود، مهم نیست چند سال است که از بالای سر او رد شده‌اند
[ترجمه گوگل]هیچ کس نباید به سمت گوشه دودمان بازنشسته شود، مهم نیست چند سال طول کشید تا سرش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. However, I see a vacant seat by the chimney corner.
[ترجمه ترگمان]به هر حال، من یک صندلی خالی کنار بخاری می‌بینم
[ترجمه گوگل]با این حال، من یک جای خالی را در گوشه دودکش می بینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Dear Joe, I hope you will have children to love, and that some little fellow will sit in this chimney corner of a winter night, who may remind you of another little fellow gone out of it for ever.
...

chimney corner را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی chimney corner
کلمه : chimney corner
املای فارسی : چیمنی کرنر
اشتباه تایپی : زاهئدثغ زخقدثق
عکس chimney corner : در گوگل

آیا معنی chimney corner مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )