انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1100 100 1

cite

تلفظ cite
تلفظ cite به آمریکایی/ˈsaɪt/ تلفظ cite به انگلیسی/saɪt/

معنی: گفتن، ذکر کردن، اتخاذ سند کردن
معانی دیگر: (مطالب کتبی یا شفاهی را) نقل قول کردن، رونگاشت کردن، استناد کردن به، بازگشت کردن یا دادن به، رجوع کردن به، (حقوق) احضار کردن (به دادگاه)، فراخوانی، به صورت نقل قول ذکر کردن

بررسی کلمه cite

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: cites, citing, cited
(1) تعریف: to refer to and acknowledge (a source) in writing or speaking.
مترادف: invoke, mention, refer to
مشابه: adduce, advert, allude, indicate, note, quote

- If you use a quotation from a book in your paper, you have to cite the book as your source.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اگر از یک نقل‌قول از یک کتاب در مقاله خود استفاده می‌کنید، باید کتاب را به عنوان منبع خود ذکر کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اگر از نقل قولی از یک کتاب در مقاله خود استفاده می کنید، باید کتاب را به عنوان منبع خود ذکر کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to quote or refer to as proof or illustration.
مترادف: adduce, instance, quote
مشابه: circumstantiate, excerpt, exemplify, extract, invoke, mention, note, present, specify

- His lawyer cited many cases where such a decision had been reached.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] وکیل او موارد زیادی را ذکر کرد که در آن‌ها چنین تصمیمی گرفته شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] وکیل او موارد متعددی را که در آن چنین تصمیمی گرفته شده است، ذکر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to point to, esp. as a reason for something; mention.
مترادف: mention, name
مشابه: allude, indicate, specify

- She cited unfair treatment as the reason for quitting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به درمان ناعادلانه به عنوان دلیل ترک سیگار اشاره کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او به عنوان دلیل برای ترک، به درمان ناعادلانه اشاره کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- His divorce was cited as a factor in his suicide.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] طلاق او به عنوان عاملی در خودکشی وی ذکر شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] طلاق او به عنوان یک عامل در خودکشی خود اشاره کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: to compliment for praiseworthy action.
مترادف: commend, praise
مشابه: extol, honor, laud

- Two of the firefighters were cited for acts of extreme bravery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دو تن از مامورین آتش‌نشانی برای عمل شجاعانه به کار برده شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دو نفر از آتش نشانان برای اعمال شجاعت شدید نقل شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(5) تعریف: to summon to appear in a court of law.

- The restaurant was cited for serious health violations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این رستوران به خاطر نقض جدی بهداشتی ذکر شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این رستوران برای تخلفات شدید بهداشتی مورد اشاره قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه cite در جمله های نمونه

1. The devil can cite the Scriptures for his purpose.
ترجمه کاربر [ترجمه هاله] شیطان برای رسیدن به اهدافش به کتاب مقدس استناد می کند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شیطان می‌تواند کتاب مقدس را برای هدفش برساند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شیطان می تواند کتاب مقدس را برای هدفش بیان کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I'll just cite some figures for comparison.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من چند رقمی را برای مقایسه ذکر می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فقط تعدادی ارقام برای مقایسه را ذکر می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Can you cite another case like this one?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می تونی یه پرونده دیگه مثل این رو به خاطر بیاری؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می توانید یک پرونده دیگری مانند این را بیابید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. It is important to cite examples to support your argument.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهم است که مثال‌هایی برای حمایت از استدلال خود ذکر کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهم است نمونه هایی را برای حمایت از استدلال خود بنویسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Please cite my gratitude to him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لطفا از من تشکر کن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لطفا از او قدردانی کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Experts cite the country as an instance where human rights violations could lead to international intervention.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارشناسان این کشور را به عنوان نمونه مطرح کرده‌اند که نقض حقوق بشر می‌تواند منجر به مداخله بین‌المللی شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارشناسان کشور را به عنوان مثال می دانند که در آن نقض حقوق بشر می تواند منجر به مداخله بین المللی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. No doubt a Conservative Member will cite the 1930s, just as has happened in the past.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون شک یک عضو محافظه‌کار در دهه ۱۹۳۰ نیز همان طور که در گذشته اتفاق افتاد، اشاره خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون شک یکی از اعضای کنسرواتوار 1930s را ذکر می کند، همانطور که در گذشته اتفاق افتاده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Doctors are required to cite a study confirming any medical benefits of the drug and provide a written prescription.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پزشکان ملزم هستند که به مطالعه در مورد هر گونه مزایای پزشکی این دارو و ارائه یک نسخه نوشته شده اشاره کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پزشکان باید مطالبی را تایید کنند که هر گونه مزایای پزشکی دارو را ارائه می دهند و یک نسخه کتبی ارائه دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. They did, however, cite the arguments of those who did.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، آن‌ها از استدلالات کسانی که این کار را کردند، اشاره کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، آنها استدلال های کسانی را که می گفتند، می خوانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I need not cite the passage that contains that finding because Sir Stephen Brown P. has already cited it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لازم نیست ذکر کنم که این یافته به این دلیل است که سر استفان براون پی قبلا به آن اشاره کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من لازم نیست متن را که حاوی این یافته است را ذکر کنم، زیرا سر استفن براون P قبلا آن را ذکر کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. And in truth, it wasn't difficult to cite examples of short-sightedness, bloody-mindedness, and cynical manipulation of memberships.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و در حقیقت، ذکر نمونه‌هایی از کوته اندیشی، کوته اندیشی، و دستکاری cynical در عضویت، دشوار نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و در حقیقت، نمونه هایی از بینش کوتاه، ذهنیت خونین و دستکاری غیرواقعی از عضویت ها، دشوار نبود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They cite numbers and percentages of casualties, they give names of comrades who lost eyesight and limbs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها آمار و درصد تلفات را ذکر می‌کنند و نام comrades که دید و اعضای بدن خود را از دست داده‌اند را اعلام می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها تعداد و درصد تلفات را ذکر می کنند، آنها نام های رفقای خود را که بینایی و اندام را از دست داده اند، می گویند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Social researchers cite a 44 percent increase in the number of grandchildren living in homes maintained by their grandparents since 1980.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محققان اجتماعی به میزان ۴۴ درصد افزایش تعداد نوادگان در خانه‌هایی که از سال ۱۹۸۰ توسط پدربزرگ و مادربزرگ خود نگهداری می‌شوند، اشاره می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محققان اجتماعی از افزایش تعداد نوزادانی که در خانه های نگهداری شده از پدربزرگ و مادربزرگشان زندگی می کنند از سال 1980 افزایش 44 درصدی داشته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. One could cite numerous other passages where both terms are employed, but none is plainer than this one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می توان از راه‌های متعدد دیگری که هر دو دوره در آن استفاده می‌شوند، اشاره کرد، اما هیچ کدام از این موارد واضح‌تر از این نیستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]می توان تعداد بسیاری از مصاحبه های دیگر را که در آن هر دو اصطلاح مورد استفاده قرار می گیرند، ذکر می کنند، اما هیچ کدام از این ساده تر نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف cite

گفتن (فعل)
utter , declare , relate , tell , inform , say , adduce , tongue , mouth , observe , cite , intimate , bubble , rehearse
ذکر کردن (فعل)
assign , mention , mingle , note , refer , specify , cite , mind , patter
اتخاذ سند کردن (فعل)
cite

معنی cite در دیکشنری تخصصی

[حقوق] احضار کردن (به دادگاه)، نقل کردن، استناد کردن، تقدیر کردن، جریمه کردن

معنی کلمه cite به انگلیسی

cite
• quote; officially praise; summon to a court of law
• if you cite something, you quote it or mention it, especially as an example or proof of what you are saying; a formal word.
• in a legal case, to cite a person means to officially name them, and to cite a reason or cause means to state it as the official justification for your case; a formal word.

cite را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فاطمه فاطمه ١٢:١٨ - ١٣٩٦/١٢/١٧
یادکردن
|

سعید صفاری مقدم ١٦:٠٥ - ١٣٩٧/٠٨/٠٧
(بعنوان چیزی) قلمداد شدن/کردن،تلقی شدن/کردن، برشمرده شدن، ذکر شدن، یاد شدن
|

Pouria ١٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠٧/١٨
استناد کردن ، اشاره کردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cite
کلمه : cite
املای فارسی : کیت
اشتباه تایپی : زهفث
عکس cite : در گوگل


آیا معنی cite مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )