برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

clearing

/ˈklɪrɪŋ/ /ˈklɪərɪŋ/

معنی: تسویه، تهاتر، نقل و انتقال بانکی، تسطیح، مکان مسطح
معانی دیگر: باز یا روشن یا شفاف کردن (رجوع شود به: clear)، (بانکداری) مبالغ مبادله شده بین بانک ها، پا به پا سازی، پایاپای بانک ها، تفریغ

بررسی کلمه clearing

اسم ( noun )
• : تعریف: an open plot of land, as in the middle of a forest.

واژه clearing در جمله های نمونه

1. clearing account
حساب پایاپای بانک‌ها،حساب تهاتری بانک‌ها

2. clearing banks
بانک‌های عضو اتاق پایاپای

3. Clearing one's conscience is medicinal for the soul.
[ترجمه ترگمان]پاک کردن وجدان یک گیاه دارویی برای روح است
[ترجمه گوگل]پاك كردن وجدان از نظر روحي دارويي است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It seems to be clearing up.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که دارد باز می‌شود
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد روشن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The centre will act as a clearing house for research projects for former nuclear scientists.
[ترجمه ترگمان]این مرکز بعنوان یک خانه پاک‌سازی برای پروژه‌های تحقیقاتی دانشمندان هسته‌ای سابق عمل خواهد کرد
[ترجمه گوگل]این مرکز به عنوان یک خانه پاکسازی برای پروژه های تحقیقاتی برای دانشمندان سابق هسته ای عمل خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They pitched their tent in a little clearing in the wood. ...

مترادف clearing

تسویه (اسم)
adjustment , settlement , clearing , liquidation , settling , smoothing , solution
تهاتر (اسم)
clearing , barter , dicker
نقل و انتقال بانکی (اسم)
clearing
تسطیح (اسم)
clearing , tabulation
مکان مسطح (اسم)
clearing

معنی عبارات مرتبط با clearing به فارسی

حساب پایاپای بانک ها، حساب تهاتری بانک ها
بانک های عضو اتاق پایاپای
جاده پاک کن، سنگ پس زن

معنی clearing در دیکشنری تخصصی

clearing
[عمران و معماری] ستردن - بوته کنی
[کامپیوتر] تعویض اطلاعات در یک ثبات یا خانه حافظه یا واحد ذخیره یا صفر یا جای خالی ، پاک کردن متن و یا تصاویر گرافیکی روی صفحه نمایش .
[حقوق] تهاتر، پایاپایی
[نساجی] اصلاح ناصافی های نخ
[حقوق] کارگزار ترخیص (کالا از گمرک)
[حسابداری] توافق نامه پایاپای
[صنعت] اتاق تهاتر،شرکتى که چکها را نقد مى نماید،اطاق پایاپاى
[حقوق] اتاق تهاتر
[ریاضیات] حذف مخرج ها
[عمران و معماری] پاکسازی جنگل
[نساجی] عمل تمیز نمودن نخ - اصلاح ناصافی های نخ
[عمران و معماری] آماده کردن حریم راه
[عمران و معماری] تمیز کردن زمین
[آب و خاک] تمیز کردن زمین ، پاک کردن اراضی
[نساجی] شستشوی احیائی

معنی کلمه clearing به انگلیسی

clearing
• section of forest which is free of trees; removal; cleaning, washing; clarification, elucidation
• a clearing is a small area of grass or bare ground in a wood.
clearing agency
• business in which securities can be deposited for safekeeping
clearing bank
• in britain, a clearing bank is a bank that uses the central clearing house in london in all its dealings with other banks.
clearing house
• institution maintained by banks where accounts and mutual claims are settled
• a clearing house is an organization which collects, sorts, and distributes information.
• a clearing house is also a central bank which deals with all the transactions between the banks that use its services.
clearing member
• member of a financial clearinghouse, one who carries out securities trades and other financial transactions for customers (finance)
clearing one's head
• taking a break in order to rest and regroup
clearing one's throat
• making a rasping noise in order to or as if to clear the throat of phlegm
clearing out
• leaving, departing; driving out, removal; clearance, emptying
clearing schedule
• list which specifies the rate at which funds are returned

clearing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرحسین خداکرمی
محوطه
لیلی موسوی
فضای باز
یوسف صابری
زمین بی درخت و علف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی clearing
کلمه : clearing
املای فارسی : کلیرینگ
اشتباه تایپی : زمثشقهدل
عکس clearing : در گوگل

آیا معنی clearing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )