برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1353 100 1

come close


System.String[]

واژه come close در جمله های نمونه

1. But Jade Pike has come close to dying many times in the past year.
[ترجمه ترگمان]اما جید پایک در سال گذشته چندین بار به مرگ نزدیک شده‌است
[ترجمه گوگل]اما جید پیک در سال گذشته چندین بار متوجه مرگ شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He can come close, perhaps, but the closer he comes, the greater the risk of slippage.
[ترجمه ترگمان]شاید او نزدیک باشد، اما هرچه نزدیک‌تر بیاید، خطر سر خوردن بیشتر می‌شود
[ترجمه گوگل]او می تواند نزدیک شود، شاید، اما نزدیک تر می آید، بیشتر خطر لغزش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Even without the view, the decor doesn't come close.
[ترجمه ترگمان]حتی بدون این نظر، دکوراسیون هنوز به پایان نرسیده است
[ترجمه گوگل]حتی بدون نظر، دکور نزدیک نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You have only to come close enough to my hide and I let fly.
[ترجمه ترگمان]تو فقط باید به اندازه کافی به من نزدیک بشی و من فرار کنم
[ترجمه گوگل]شما فقط باید به اندازه کافی به پنهان خود نزدیک شوید و اجازه د ...

مترادف come close

نزدیک شدن (فعل)
near , nigh , accede , approach , come close , accost , draw on , verge

معنی کلمه come close به انگلیسی

come close
• almost do something (e.g., "i was so mad at what he did that i came close to firing him"); be similar, be alike, be close, approximate (e.g., "his math test results came close to mine")

come close را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه
تقریبا
افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح):
1- کاری را تقریباً تمام کردن/تکمیل کردن،
2- شبیه بودن به کسی یا چیزی
3- نزدیک شدن به کسی یا چیزی

https://idioms.thefreedictionary.com/come close
Khatere
نزدیک بیا
گلبرگ
به ياد آوردن
به ذهن رسيدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی come closeکلمه : come close
املای فارسی : سوم کلوز
اشتباه تایپی : زخئث زمخسث
عکس come close : در گوگل

آیا معنی come close مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )