انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1096 100 1

commit suicide

تلفظ commit suicide
تلفظ commit suicide به آمریکایی تلفظ commit suicide به انگلیسی

واژه commit suicide در جمله های نمونه

1. More people commit suicide at Christmas than at any other time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افراد بیشتری نسبت به هر زمان دیگری در کریسمس دست به خودکشی می‌زنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیشتر مردم در کریسمس خودکشی می کنند نسبت به هر زمان دیگر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The novelist makes his heroine commit suicide at the end of the book.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رمان‌نویس، قهرمان داستان خود را در پایان کتاب خودکشی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رماننویس قهرمان خود را در انتهای کتاب خودکشی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He brooded on whether she should commit suicide.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باخود اندیشید که آیا باید خودکشی کرد یا نه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بر این می شود که آیا او باید خودکشی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. There are unconfirmed reports he tried to commit suicide.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گزارش‌های تایید نشده ای وجود دارد که او سعی در ارتکاب به خودکشی داشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گزارش های تأیید نشده ای که او سعی در انجام خودکشی دارد وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She had repeatedly threatened to commit suicide.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بارها تهدید کرده بود که خودکشی کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بارها و بارها تهدید کرده بود که خودکشی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She tried to commit suicide on several occasions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او چندین بار تلاش کرد خودکشی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سعی کرد خودکشی چندین بار انجام دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She tried to commit suicide by slashing her wrists.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سعی کرد با ضربه زدن مچ دست‌هایش خودکشی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سعی کرد خود را از دست بدهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He did not commit suicide because he had no patent and had reaped no rewards.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او خودکشی نکرده بود، زیرا حق انحصاری او را نداشت و پاداش آن را به او نداده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خودکشی نکرده است، زیرا هیچ ثبت اختراع نداشته و پاداش نگرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Barry threatened to commit suicide if she refused to marry him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بری تهدیدش کرد که خودکشی کنه اگه از ازدواج با اون امتناع ورزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر او حاضر به ازدواج با او نبود، تهدید به خودکشی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I couldn't commit suicide if my life depended on it. George Carlin
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر زندگی من به آن وابسته بود، نمی‌توانستم خودکشی کنم \" جورج Carlin \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر زندگی من وابسته به آن بود، نمی توانم خودکشی کنم جورج کارلین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Barker had tried in the past to commit suicide.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بارکر به گذشته تلاش کرده بود تا خودکشی کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بارکر در گذشته تلاش کرد تا خودکشی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They tried to induce King to commit suicide by threatening to release this information.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها تلاش کردند تا شاه را وادار کنند که با تهدید به انتشار این اطلاعات، خودکشی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها با تهدید به انتشار این اطلاعات تلاش کردند تا پادشاه را به خودکشی بکشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I have tried to commit suicide many times, but I couldn't do it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چندین بار سعی کردم خودکشی کنم، اما نمی‌توانستم این کار را بکنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من تلاش کردم خودکشی را چند بار انجام دهم، اما نمیتوانم این کار را انجام دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The article says that Ware tried to commit suicide by combining prescription drugs and alcohol.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این مقاله آمده‌است که Ware سعی کرده‌اند با ترکیب داروهای تجویزی و الکل دست به خودکشی بزنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این مقاله می گوید که Ware تلاش می کند خودکشی را با ترکیب داروهای تجویزی و الکل انجام دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He had made 2 previous attempts to commit suicide.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دو تلاش قبلی برای ارتکاب به خودکشی کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دو تلاش قبلی برای خودکشی انجام داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه commit suicide به انگلیسی

commit suicide
• kill oneself, take one's own life

commit suicide را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی commit suicide مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )