برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1351 100 1

committee

/kəˈmɪti/ /kəˈmɪti/

معنی: مجلس، کمیسیون، مجلس مشاوره، هیئت یا کمیته
معانی دیگر: هیئت بررسی، گماشتگان، (قدیمی) معتمد، متصدی

بررسی کلمه committee

اسم ( noun )
• : تعریف: a group of persons chosen or volunteering themselves to work together to solve a problem or resolve a particular issue.
مشابه: board, council, staff

- Members of the neighborhood formed a committee to raise funds for a basketball court.
[ترجمه ترگمان] اعضای این محله کمیته‌ای را برای جمع‌آوری پول برای یک دادگاه بسکتبال تشکیل دادند
[ترجمه گوگل] اعضای محله یک کمیته برای جمع آوری پول برای دادگاه بسکتبال تشکیل دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- A Senate committee will investigate the charges of wrongdoing on the part of these government leaders.
[ترجمه ترگمان] یک کمیته مجلس سنا اتهامات تخلفات دولت را مورد بررسی قرار خواهد داد
[ترجمه گوگل] یک کمیته مجلس سنا، اتهامات اشتباه در مورد این رهبران دولت را بررسی خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He is no longer on the committee as he has too many other commitments.
[ترجمه ترگمان] او دیگر در کمیته نیست زیرا تعهدات دیگری نیز دارد
[ترجمه گوگل] او دیگر در کمیته نیست چون او دارای تعهدات فراوانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه committee در جمله های نمونه

1. the committee can save him or break him
کمیته می‌تواند او را نجات بدهد یا بدبخت کند.

2. the committee consists of two priests and three laymen
کمیته از دو کشیش و سه فرد غیر کشیش تشکیل شده است.

3. the committee is working to get the prisoners freed
کمیته برای آزاد کردن زندانیان مشغول فعالیت است.

4. the committee meets on an ad hoc basis
شورا بر حسب نیاز تشکیل جلسه می‌دهد.

5. the committee passed his nomination
کمیته نامزدی او را تصویب کرد.

6. the committee rose at four o'clock
جلسه‌ی کمیته ساعت چهار خاتمه یافت.

7. the committee was dissolved
کمیته منحل شد.

8. the committee will publish its report tomorrow
فردا کمیسیون گزارش خود را منتشر خواهد کرد.

9. in committee
(به ویژه در مورد لایحه یا مصوبه) تحت مطالعه در کمیسیون

10. a congressional committee
کمیته‌ی (متشکل از اعضای) کنگره

11. a revisory committee
کمیته‌ی بازبین‌گر (تجدید نظر کننده)

12. the central committee
کمیته‌ ...

مترادف committee

مجلس (اسم)
assembly , council , parliament , legislature , convocation , congress , committee , session
کمیسیون (اسم)
commission , committee
مجلس مشاوره (اسم)
committee
هیئت یا کمیته (اسم)
committee

معنی عبارات مرتبط با committee به فارسی

(امریکا - در کنگره و مجلس های ایالتی) هیئت همگانی (که شامل کلیه ی نمایندگان می شود)
کمیسیون مالی که وسائل ومنابع برای فراهم کردن وجوه پیدامی کند
کمیته ی مامور بررسی شکایات
انجمنی که عهده دارچسباندن یااویختن عکس هایی درنمایش باشند
کمیته ی مشترک (پارلمانی یا اداری)

معنی committee در دیکشنری تخصصی

committee
[فوتبال] کمیته
[آمار] کمیته
[زمین شناسی] گروه استانداردهای منطقه ای اروپا.(cen)
[حسابداری] کمیته روشهای حسابداری
[حسابداری] کمیسیون بودجه، کمیته بودجه
[نساجی] هیئت مدیره
[حسابداری] کمیته بین المللی استانداردهای حسابداری
[کوه نوردی] کمیتة نجات کوهستانی
[حسابداری] کمیته هدایت

معنی کلمه committee به انگلیسی

committee
• group of persons appointed or elected to act upon some matter of business, board, council
• a committee is a group of people who represent a larger group or organization and make decisions for them.
committee coordinator
• one who conducts or runs the activities of a committee
committee member
• person who participates in a committee, board member
committee of inquiry
• committee appointed to investigate a particular subject
ad hoc committee
• committee established for a specific purpose
advisory committee
• group formed to provide advice or consultation on an issue
agranat committee
• committee that investigated the background of the outbreak of the yom kippur war
america israel political action committee
• american organization which works to strengthen and improve political relations between the united states and israel, aipac
american israel public affairs committee
• american organization which works to strengthen and improve political relations between the united states and israel, aipac
american jewish joint distribution committee
• charitable jewish american organization whose purpose is to aid jews in distress overseas, joint
american rescue committee
• organization established in order to help rescue jews from the vichy regime in france and nazi persecution during world war ii (established by varian fry)
appeal committee
• committee which hears cases that have been appealed from a l ...

committee را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد ک پ
یک گروه از افراد برای یک کار خاص که توسط یک گروه بزرگتر منصوب شده و معمولا از اعضای همان گروه بزرگتر تشکیل شده است.
"the housing committee" "کمیته مسکن"یا هیات مسکن
(در بریتانیا) یک کمیته منصوب شده توسط مجلس برای بررسی جزئیات قانون پیشنهادی است.
(در انگلستان) کل مجلس عوام هنگام نشست به عنوان یک کمیته.
فردی که به دلیل عصبانیت یا ناتوانی ذهنی مرتکب جرم شده است به اتهام دیگری دست می زند.
در حقوق کسیکه مسئولیت شخصی (فرد دیگری ) را داشته باشد(قیم) یا مسئولیت اموال کسی دیگری را داشته باشد.
فرزادک پ
Committee کمیتی
Commission کمیسیون kəˈmiSHən
کمیته ها معمولا زیر گروه های یک سازمان بزرگتر هستند، در حالی که کمیسیون (حداقل در ایالات متحده) یک گروه بزرگتر و مستقل را تشکیل می دهد.
هر دو اینها معمولا برای تکمیل یک کار خاص تشکیل می شوند. آنها ممکن است به طور موقت یا دائمی، بزرگ یا کوچک باشند، دارای قدرت یا فقط گروه های مشورتی باشند.
tinabailari
کمیته ، کمیسیون
the committee has decided to close the restaurant
کمیته تصمیم گرفته است که رستوران را تعطیل کند 🚁🚁
انسانی 92 ، تجربی 87
Mobina
کمیسیون، جلسه مهم، کمیته
I haven't participated in the committee so far
من تا حالا در کمیته شرکت نکردم (حال کامل)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی committee
کلمه : committee
املای فارسی : کمیتی
اشتباه تایپی : زخئئهففثث
عکس committee : در گوگل

آیا معنی committee مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )