برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1277 100 1

confectionary

/kənˈfekʃəˌneri/ /kənˈfekʃəˌneri/

وابسته به یا مانند همساخت (یا در آمیخت)، وابسته به شیرینی ونقل و نبات سازی، مغازه ی شیرینی فروشی، آجیل فروشی، شیرینی سازی، قنادی

بررسی کلمه confectionary

اسم ( noun )
حالات: confectionaries
(1) تعریف: a candy shop; confectionery.

(2) تعریف: a candy; confection.
مشابه: candy
صفت ( adjective )
• : تعریف: of or concerning candies or the making of candy.

واژه confectionary در جمله های نمونه

1. On top was a confectionary incarnation of the goddess Liberty.
[ترجمه ترگمان]در بالا، تجسم confectionary از ادی الهه بود
[ترجمه گوگل]در بالا یک تجسم شیرینی از الهه لیبرتی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Our company is specialized in confectionary and pastries. We may produce products according to customers' requests.
[ترجمه ترگمان]شرکت ما در confectionary و شیرینی‌ها تخصص دارد ما می‌توانیم محصولات را با توجه به درخواست‌های مشتریان تولید کنیم
[ترجمه گوگل]شرکت ما در قنادی و شیرینی ها تخصص دارد ما ممکن است محصولات را با توجه به درخواست مشتریان تولید کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The absolutely unique and new industry of personalized confectionary products represents an excellent opportunity for success.
[ترجمه ترگمان]صنعت کاملا منحصر به فرد و جدید محصولات confectionary، یک فرصت عالی برای موفقیت را نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل]صنعت کاملا منحصر به فرد و جدیدی از محصولات خرد شده شخصی نشان دهنده یک فرصت عالی برای موفقیت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The saccharine, confectionary pink objects tha ...

confectionary را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احسان جعفری نیا پاریزی
واژه confectionary به معنای شیرینی فروشی نیست بلکه خود شیرینی است، که شما به آن اشاره کرده اید لطفا در دیکشنری لانگمن و آکسفورد چک بفرمایید و در صورت تایید حرف بنده تصحیح نمایید
Shirinbahari
قنادی
chocolate and fudge are made daily at the village confectionery
مصیب مهرآشیان مسکنی
حلواگری شیرینی پزی
مصیب مهرآشیان مسکنی
حلوا شده شیرینی سازی شیرینکده
مصیب مهرآشیان مسکنی
حلواکده شیرینی سرا
مصیب مهرآشیان مسکنی
کافه شیرینی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی confectionary
کلمه : confectionary
املای فارسی : کنفکتینری
اشتباه تایپی : زخدبثزفهخدشقغ
عکس confectionary : در گوگل

آیا معنی confectionary مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )