برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1279 100 1

constituency

/kənˈstɪt͡ʃuːənsi/ /kənˈstɪtjʊənsi/

معنی: حوزه انتخاباتی، هیئت موسسان
معانی دیگر: حوزه ی انتخاباتی، مردم حوزه ی انتخاباتی، رای دهندگان، (زبان شناسی) سازوارگی، سازه، هواداران، مشتریان

بررسی کلمه constituency

اسم ( noun )
حالات: constituencies
(1) تعریف: the body of voters from a district represented by an elected official.

(2) تعریف: the district represented by such an official.

واژه constituency در جمله های نمونه

1. immediate constituency
سازه‌ی پیاپی

2. ultimate constituency
سازه‌ی نهایی

3. there were ten thousand voters in the constituency
حوزه‌ی انتخاباتی دارای ده هزار رای دهنده بود.

4. The constituency I live in is a safe Labour seat.
[ترجمه ترگمان]حوزه انتخاباتی که من در آن زندگی می‌کنم یک صندلی امن کارگر است
[ترجمه گوگل]حوزه ای که در آن زندگی می کنم یک صندلی ایمن کار می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Unemployment is high in her constituency.
[ترجمه ترگمان]نرخ بیکاری در حوزه انتخاباتی اش زیاد است
[ترجمه گوگل]بیکاری در حوزه انتخابیه اش بالاست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He represents the Essex constituency of Epping Forest.
[ترجمه ترگمان]او نماینده حوزه انتخاباتی Essex جنگل Epping است
[ترجمه گوگل]او نماینده حوزه Essex Epping Forest است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف constituency

حوزه انتخاباتی (اسم)
constituency
هیئت موسسان (اسم)
constituency

معنی کلمه constituency به انگلیسی

constituency
• voting district; voters in a district, electoral district
• a constituency is an area for which someone is elected as the representative in parliament.

constituency را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود
موکل
That guy
ناحیه ی مرکزی
fh
هیئت موسسان
امین جهانگرد
1-Bre حوزه انتخاباتی، انگلستان به ۶۴۶ ناحیه تقسیم شده که هر کدام یک نماینده برای پارلمان انتخاب میکنند،به هر یک از این ۶۴۶ ناحیه میگن حوزه انتخاباتی،constituency
2- any group that supports a politition or a political party (گروه) حامی سیاسی
راهله
سازه
کنشگر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی constituency
کلمه : constituency
املای فارسی : کنستیتونکی
اشتباه تایپی : زخدسفهفعثدزغ
عکس constituency : در گوگل

آیا معنی constituency مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )