برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1278 100 1

consuming

واژه consuming در جمله های نمونه

1. a consuming interest in (postal) stamps
علاقه‌ی وسواس گونه‌ای به تمبر (پست)

2. the construction of airplanes is time- consuming
ساختن هواپیما وقت‌گیر است.

3. It's just very time consuming to get such a large quantity of data.
[ترجمه بهار] برای به دست آوردن این مقدار زیاد از اطلاعات زمان زیادی صرف شده
|
[ترجمه نادر] برای گرفتن این حجم اطلاعات زمان زیادی صرف شده است.
|
[ترجمه ترگمان]خیلی زمان است که مقدار زیادی از داده‌ها را به دست آورید
[ترجمه گوگل]فقط مقدار زیادی از داده ها را مصرف می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Going to court can be an expensive, time consuming and gut wrenching experience that is best avoided.
[ترجمه ترگمان]رفتن به دادگاه می‌تواند یک تجربه دردناک، وقت گیر و گیر باشد که بهتر است از آن اجتناب شود
[ترجمه گوگل ...

معنی کلمه consuming به انگلیسی

consuming
• highly intense, intense to such an extent as to take up all the time and energy of a person
• consumption
• a consuming passion or interest is more important to you than anything else.
time consuming
• taking up very much time; wasting much time
• something that is time-consuming takes a great deal of time to do.

consuming را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Setayesh-Arya
مصرف
دانیال
جانکاه
عسل
وقت گیر
سعید بالا
مصرف کننده
time-consuming: زمانگیر
زمانی که پشت یک صفت احساسی بیاید آن را شدید میکند. مثل: consuming passion که به معنی علاقه شدید است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی consuming مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )