برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1321 100 1

contextual

/kənˈtekst͡ʃʊəl/ /kənˈtekst͡ʃʊəl/

همبافتی، زمینه ای، وابسته به فحوا و متن، بافتمند، بافتاری، وابسته بقراین

بررسی کلمه contextual

صفت ( adjective )
مشتقات: contextually (adv.)
• : تعریف: of, belonging to, or depending on a context.

واژه contextual در جمله های نمونه

1. The writer builds up a clever contextual picture of upper class life.
[ترجمه حامد] نویسنده از طبقه بالای اجتماعی یک زندگی مبنایی هوشمندانه ای را به تصویر می کشد.
|
[ترجمه ترگمان]نویسنده یک تصویر مفهومی هوشمندانه از زندگی طبقه بالا می‌سازد
[ترجمه گوگل]نویسنده یک تصویر متنی هوشمندانه از زندگی طبقه بالا را ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Contextual clues can help one to find the meaning.
[ترجمه ترگمان]نشانه‌های متنی می‌توانند به فرد کمک کنند تا معانی را پیدا کند
[ترجمه گوگل]سرنخهای متنی میتوانند یک معنی را پیدا کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It has been established that contextual information is necessary in addition to a pattern recogniser.
[ترجمه ترگمان]مشخص شده‌است که اطلاعات زمینه‌ای علاوه بر الگوی recogniser، ضروری است
[ترجمه گوگل]معلوم شده است که اطلاعات متنی علاوه بر شناسایی الگو، ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح ...

معنی کلمه contextual به انگلیسی

contextual
• of a context, of surrounding circumstances
• something that is contextual relates to a particular context.

contextual را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
زمینه ای
هومان
بسته به شرایط
حامد
بافتاری
جواد شهبازی
زمینه ای. وابسته به متن. در

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی contextual
کلمه : contextual
املای فارسی : کنتختوال
اشتباه تایپی : زخدفثطفعشم
عکس contextual : در گوگل

آیا معنی contextual مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )